تاریخ : دوشنبه 14 اسفند 1391 | 04:47 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

دختر کوچکى با معلمش درباره نهنگ‌ها بحث مى‌کرد.

معلم گفت: "از نظر فیزیکى غیرممکن است که نهنگ بتواند یک آدم را ببلعد زیرا با وجودى که پستاندار عظیم ‌الجثه‌اى است امّا حلق بسیار کوچکى دارد."

دختر کوچک پرسید: "پس چطور حضرت یونس (ع) به وسیله یک نهنگ بلعیده شد؟"

معلم که عصبانى شده بود تکرار کرد که: "نهنگ نمى‌تواند آدم را ببلعد. این از نظر فیزیکى غیر ممکن است."

دختر کوچک گفت: "وقتى به بهشت رفتم از حضرت یونس (ع) مى‌پرسم."

معلم گفت: "اگر حضرت یونس (ع) به جهنم رفته بود چى؟"

دختر کوچک گفت: "اونوقت شما ازش بپرسید."

نتیجه اخلاقی:

بعضی ها تا چهارتا کتاب میخونن و یه مدرکی میگیرن شروع میکنن به در افتادن با آیات قرآن که فلان جای قرآن علمی نیست و ایراد داره!!! تو گویی انگار قرآن رساله و پایان نامه دکترای خداست!!! این دختر کوچولو میفهمه کسی که با آیات قرآن عناد و دشمنی میکنه توی جهنمه.




طبقه بندی: داستانک،
برچسب ها: داستان آموزنده، داستانک آموزنده، داستان کوتاه آموزنده، داستانک قشنگ و زیبا، داستان قشنگ وزیبا، داستان کوتاه قشنگ و زیبا، نهنگ، حضرت یونس (ع)، بهشت، جهنم، پستانداران عظیم الجثه، فیزیک، درباره نهنگ، معلم، ‌دختر، قرآن، آیات قرآن، عناد با قرآن، دشمنی با قرآن،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات