تبلیغات
اوج پرواز - مطالب ابر هفته دفاع مقدس
تاریخ : یکشنبه 7 مهر 1392 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

   

تو جبهه چفیه‌ی یه رزمنده ای رو پاتک میزنن (اصطلاح جبهه ای بجای دزدیدن) ، رزمنده داد میزنه:

آهای حوله، لحاف، زیرانداز، روانداز، دستمال، ماسک، سفره، کلاه، کمربند، شال، جانماز، سایه بون، جانونی، همه چیزمو بردند!!!!!

(با تشکر از فرهاد عزیز)




طبقه بندی: طنز دفاع مقدس، شهید و شهادت و شهدا،
برچسب ها: چفیه، طنز دفاع مقدس، جانماز، شال، حوله، هفته دفاع مقدس، رزمنده،

تاریخ : شنبه 19 اسفند 1391 | 04:53 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی
تاریخ : دوشنبه 18 دی 1391 | 12:37 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

یك ترانه در گلو...

تقدیم به سردار شهید حاج احمد کاظمی

19 دی سالروز شهادت و عروج آسمانی اش گرامی باد

من عطش آلوده‏ام آبم دهید

جرعه‏اى از باده‏ى نابم دهید

لب ز اسرار شهیدان دوختم‏

سینه‏ام آتش گرفت و سوختم‏

«گوى توفیق» از میان برداشتند

یكه و تنها مرا بگذاشتند

یك غزل در حنجرم خشكیده است‏

شعرهاى دفترم خشكیده است‏

دوستان رفتند و من جا مانده‏ام‏

در قفس تنهاى تنها مانده‏ام‏

قمریان در بوستان خنیاگرند

بلبلان در گلستانى دیگرند

ما فقط دم از تكامل میزدیم‏

دل به دریاى تساهل میزدیم‏

ما جعلنا خوانده و سالم شدیم‏

مایل این رخوت دائم شدیم‏

ما سلامت را سعادت خوانده‏ایم‏

در كجا درس شهادت خوانده‏ایم‏

غیرت آیینان خطر كردند، زود

تا خدا میل سفر كردند، زود

جملگى پروانه‏ى آتش شدند

در حریم عاشقى آرش شدند

منبع: نرم افزار روایت حماسه




طبقه بندی: شعر دفاع مقدس،
برچسب ها: شعر هفته دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، شهید، شهدا، شهادت، شهید و شهادت، یاد شهدا، شعر 8 سال دفاع مقدس، شعر درباره شهید، شعر درباره شهید و شهادت، شعر درباره جبهه و جنگ، شعر درباره شهدا، شعر درباره شهادت، شعر درباره شهید گمنام، شعر شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید گمنام، شعر درباره دفاع مقدس، شعر درباره هفته دفاع مقدس، شعر درباره جنگ تحمیلی، شعر مقاومت، شعر جنگ تحمیلی، شعر رفاقت با شهدا، شعر راه شهدا، حریم عاشقی، سعادت، سلامت، درس شهادت، میل سفر، بلبل، گلستان، غزل، بوستان، اسرار شهیدان، عطش، آرش، شهید حاج احمد کاظمی،

تاریخ : پنجشنبه 30 آذر 1391 | 09:37 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«كعبة دل»

كوله بارى پر زمهر انبیا دارد شهید

سینه‏اى چون صبح صادق، باصفا دارد شهید

این نه خون است اى برادر بر لب خشكیده‏اش‏

بر لب خونرنگ خود، آب بقا دارد شهید

گرچه در گرداب خون، خوابیده آرام و خموش‏

با نواى بینوایى، بس نوا دارد شهید

كعبه‏ى دل را زیارت كرده با سعى و صفا

در ضمیر جان خود، گویى منا دارد شهید

دانى از بهر چه جانبازى كند در راه دوست‏

چون طواف كعبه را در كربلا دارد شهید

تا مس ناقابل خود را بدل سازد به زر

در رگ دل جوهرى از كیمیا دارد شهید

پیكر عریان او در خاك و خون افتاده است‏

از شرف بر جسم خود خونین قبا دارد شهید

منبع: نرم افزار روایت حماسه




طبقه بندی: شعر دفاع مقدس،
برچسب ها: شعر هفته دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، شهید، شهدا، شهادت، شهید و شهادت، یاد شهدا، شعر 8 سال دفاع مقدس، شعر درباره شهید، شعر درباره شهید و شهادت، شعر درباره هفته دفاع مقدس، شعر درباره جبهه و جنگ، شعر درباره شهدا، شعر درباره شهادت، شعر درباره شهید گمنام، شعر شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید گمنام، شعر درباره دفاع مقدس، شعر درباره جنگ تحمیلی، شعر مقاومت، شعر جنگ تحمیلی، شعر رفاقت با شهدا، شعر راه شهدا، مهر انبیاء، صبح صادق، طواف کعبه، کربلا، کعبه دل، لب خونرنگ، لب خشکیده، پیکر عریان، جانبازی، گرداب خون، سعی و صفا و مروه، آپدیت آنتی ویروس نود 32، nod 32،

تاریخ : دوشنبه 20 آذر 1391 | 07:07 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«آخرین وداع»

در وقت مرگ ، روی لبش خنده ای شکفت با خون خود نوشت:
"آخر فتاد مرغ سعادت به دام ما"
"زد روزگار ، سکه ی عزت به نام ما."

"مادر" چنان عقاب به بالین او رسید
"فرزند" را به سینه ی پر مهر خود فشرد
دستی میان اشک ، به موی پسر کشید
بر روی "خون گرفته ی" او بوسه ای نهاد
در موج اشک گفت:
رویت سپید باد ،
"شهادت" مبارکت!
از ما ببر به
شهیدان سلام ما
با کشتگان بگو:
با ننگ ظلم ، زیستن ما ، حرام ما.

فرزند پاکزاد
مغرور و سربلند
لبخند زد به مادر و در "آخرین وداع"
با دیدگان سرخ
شهادت نگاه کرد
گفتا که: ای عزیزترین تکیه گاه من!
بشنو پیام ما:
ما کشتگان راه خداییم ،غم مدار
پاینده ایم و این بود آخر کلام ما:
"هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به
عشق"
"ثبت است بر جریده علم دوام ما"




طبقه بندی: شعر دفاع مقدس،
برچسب ها: شعر هفته دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، شهید، شهدا، شهادت، شهید و شهادت، یاد شهدا، شعر 8 سال دفاع مقدس، شعر درباره شهید، شعر درباره شهید و شهادت، شعر درباره جبهه و جنگ، شعر درباره شهدا، شعر درباره شهادت، شعر درباره شهید گمنام، شعر شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید گمنام، شعر درباره دفاع مقدس، شعر درباره هفته دفاع مقدس، شعر درباره جنگ تحمیلی، شعر مقاومت، شعر جنگ تحمیلی، شعر رفاقت با شهدا، شعر راه شهدا، عشق، ظلم، دیدگان سرخ، موج اشک، بوسه، عقاب، سینه پر مهر، خون، مرغ سعادت، خنده، سکه، آنتی ویروس نود 32، nod 32،

تاریخ : شنبه 18 آذر 1391 | 04:25 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

زخم زیباى عشق

قسم به جان شقایق قسم به جان شهید

كه حرف عشق نگفته است جز زبان شهید

اگر كه تشنه یك جرعه نور معرفتی

دریچه‏اى بگشا تازه بر جهان شهید

شهید بنده محبوب بارگاه خداست‏

بنه جبین ارادت بر آستان شهید

فراز گنبد هفت آسمان فشاند نور

ستاره شرف نام جاودان شهید

ز جان خویش گذشتن به شوق حضرت دوست‏

به درس عشق همین است امتحان شهید

هزار لاله دمید از بهار سرخ تنش‏

تفرجى بكن اى دل به بوستان شهید

ز تیغ عشق خدا را چه زخم زیبایى است‏

شكفته بر تن چون باغ ارغوان شهید

از آن ز تربت او بوى عشق میآید

كه نیست غیر بهشت خدا مكان شهید

فناى تن چه دریغ است در تهاجم تیغ‏

بقاى دولت دین باد آرمان شهید

هزار سال اگر بگذرد به همره اشك‏

دل من است به دنبال كاروان شهید

منبع: علمی. آموزشی و مذهبی




طبقه بندی: شعر دفاع مقدس،
برچسب ها: شعر هفته دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، شهید، شهدا، شهادت، شهید و شهادت، یاد شهدا، شعر 8 سال دفاع مقدس، شعر درباره شهید، شعر درباره شهید و شهادت، شعر درباره جبهه و جنگ، شعر درباره شهدا، شعر درباره شهادت، شعر درباره شهید گمنام، شعر شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید گمنام، شعر درباره دفاع مقدس، شعر درباره هفته دفاع مقدس، شعر درباره جنگ تحمیلی، شعر مقاومت، شعر جنگ تحمیلی، شعر رفاقت با شهدا، شعر راه شهدا، آرمان شهید، تهاجم تیغ، بهشت، کاروان شهید، اشک، فنای تن، تربت عشق، بوی عشق، تیغ عشق، بوستان شهید، لاله، درس عشق، امتحان شهید، نام جاودان شهید، جان شهید. حرف عشق، زبان شهید، شقایق، آنتی ویروس نود 32، nod 32،
دنبالک ها: علمی، آموزشی و مذهبی،

تاریخ : سه شنبه 7 آذر 1391 | 12:30 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

در گلستان شهدای انقلاب اسلامی، گل‌های كمیابی وجود دارند كه تنها با تفحص و جستجوی فراوان به چشم می‎آیند. شهید كمال كورسل نیز از آن گل‎های نادری است كه به نفس حق باغبان انقلاب اسلامی‎، در گلستان اسلام ناب محمدی رویید و در معركه دفاع مقدس پرپر شد.

شهید کمال کورسل

یك نفر بود مثل آدم‌های دیگر، موهایی داشت بور با ریشی نرم و كم‎پشت و سنی حدود هفده سال. پدرش مسلمان بود و از تاجرهای مراكش و مادرش، فرانسوی و اهل دین مسیح. "ژوان " دنبال هدایت بود. در سفری با پدرش به مراكش رفت و مسلمان شد.
محال بود زیر بار حرفی برود كه برای خودش،‌ مستدل نباشد و محال بود حقی را بیابد و بااخلاص از آن دفاع نكند. در نماز جمعه اهل سنت پاریس، سخنرانی‌های حضرت امام را كه به فرانسه ترجمه شده بود، پخش می‌كردند. یكی از آنها را گرفت و گوشه خلوتی پیدا كرد برای خواندن، خیلی خوشش آمد و خواست كه بازهم برای او از این سخنرانی‌ها بیاورند.
بعد از مدتی، رفت و‌آمد "ژوان كورسل " با دانشجوهای ایرانی كانون پاریس، بیشتر شد. غروب شب جمعه‌ای، یكی ازدوستانش "مسعود " لباس پوشید برود كانون برای مراسم، "ژوان " پرسید: "كجا می‌ری؟ " گفت: "دعای كمیل " ژوان گفت: "دعای كمیل چیه؟! ما رو هم اجازه می‌دی بیاییم! " گفت: "بفرمایید " .
چون پدرش مراكشی بود، عربی را خوب می‌دانست. با "مسعود " رفت و آخر مجلس نشست. آن شب "ژوان " توسل خوبی پیدا كرد. این را همه بچه‌ها می‌گفتند.
هفته آینده از ظهر آمد با لباس مرتب و عطرزده گفت: "بریم دعای كمیل ".
گفتند: "حالا كه دعای كمیل نمی‌روند "؛ تا شب خیلی بی‌تاب بود.
یك روز بچه‌های كانون، دیدند "ژوان " نماز می‌خواند، اما دست‌هایش را روی هم نگذاشته و هفته بعد دیدند كه بر مُهر سجده می‌كند. "مسعود " شیعه شدن او را جشن گرفت.
وقتی از "ژوان " پرسید: "كی تو رو شیعه كرد؟ " او جواب داد: "دعای كمیل علی(ع) ".
گفت: "می‌خواهم اسمم رو بذارم علی ".
"مسعود " گفت: "نه، بذار شیعه بودنت یه راز باشه بین خودت و خدا با امیرالمؤمنین(ع). "
گفت: "پس چی؟ "
ـ "هرچی دوست داری "
گفت: "كمال "
چه اسم زیبایی، برای خودش انتخاب كرد. مسیحی بود. شد مسلمان اهل سنت و بعد هم شیعه، در حالی كه هنوز هفده بهار از عمرش نگذشته بود.
مادرش، خیلی ناراحت بود. می‌گفت: "شما بچه منو منحرف می‌كنید ".
بچه‌ها گفتند: "چند وقتی مادرت را بیار كانون " بالاخره هم مادرش را آورد. وقتی دید بچه‌ها، اهل انحراف و فساد نیستند، خیالش راحت شد.
كتابخانه كانون، بسیار غنی بود. "كمال " هم معمولاً كتاب می‌خواند. به خصوص كتاب‌های شهید مطهری.
خیلی سؤال می‌كرد. بسیار تیزهوش بود و زود جواب را می‌گرفت، وقتی هم می‌گرفت ضایع نمی‌كرد و به خوبی برایش می‌ماند.
یك روز گفت: "مسعود! می‌خوام برم ایران طلبه بشم ".
ـ "برو پی كارت. تو اصلاً نمی‌توانی توی غربت زندگی كنی. برو درست را بخوان. " آن زمان دبیرستانی بود.
رفت و بعد از مدتی آمد و گفت: "كارم برای ایران درست شد. رفتم با بچه‌ها، صحبت كردم. بنا شده برم عراق. از راه كردستان هم قاچاقی برم قم. " با برادرهای مبارز عراقی رفاقت داشت.
مسعود گفت: "تو كه فارسی بلد نیستی، با این قیافه بوری هم كه داری، معلومه ایرانی نیستی!
خیلی اصرار داشت. بالاخره با سفارت صحبت كردند و آنها هم با قم و در مدرسه حجتیه پذیرش شد. سال شصت و دو ـ شصت و سه بود.
ظرف پنج ـ شش ماه به راحتی فارسی صحبت می‌كرد.
اجازه نمی‌داد یك دقیقه از وقتش ضایع شود. همیشه به دوستانش می‌گفت: "معنا ندارد كسی روی نظم نخوابد؛ روی نظم بیدار نشود. "
خیلی راحت می‌گفت: "من كار دارم. شما نشستید با من حرف بزنید كه چی بشه! برید سر درستون. من هم باید مطالعه كنم. "
یك كتاب "چهل حدیث " و "مسأله حجاب " را به زبان فرانسه ترجمه كرد.
همیشه دوست داشت یك نامی از امیرالمؤمنین(ع) روی او بماند. می‌گفت: "به من بگید ابوحیدر، این آن رمز بین علی(ع) و من هست. "
یك روز از "مدرسه حجتیه " زنگ زدند كه آقا پایش را كرده توی یك كفش كه من زن می‌خواهم. هرچه می‌گوییم حالا اجازه بده چندسالی از درست بگذره، قبول نمی‌كند.
مسعود گفت: "حالا چه زنی می‌خواهی؟ "
گفت: "نمی‌دونم، طلبه باشد، سیده باشد، پدرش روحانی باشد، خوشگل باشد. "
مسعود هم گفت: "این زنی كه تو می‌خوای، خدا توی بهشت نصیبت می‌كند. "
هرچه توجیهش كردند، فایده نداشت.
"مسعود " یاد جمله‌ای از كتاب حضرت امام افتاد كه توصیه كرده بودند "طلبه‌ها، چند سال اول تحصیل را اگر می‌توانند، وارد فضای خانوادگی نشوند. "
رفت كتاب را آورد. گفت: "اصلاً به من مربوط نیست، ببین امام چی نوشته. "
جمله را كه خواند، كتاب را بست. سرش را انداخت پایین. فكر كرد و فكر كرد. بعد از چند دقیقه سكوت گفت: "باشه ".
خیلی به حضرت امام ارادت داشت. معتقد بود فرامین ولی فقیه، در واقع، دستورات اهل بیت(ع) است.
هروقت‌ ما گفتیم: "امام " می‌گفت: "نه! حضرت امام ".
یك روز رفت پیش مسعود و گفت: "می‌خواهم برم جبهه " ایام عملیات مرصاد بود.
مسعود گفت: "حق نداری " .
گفت: "باید برم ".
مسعود: "جبهه مالی ایرانی‌هاست؛ تو برو درست رو بخوان ".
گفت: "نه! حضرت امام گفتند واجب است. "
فردای آن روز، رفته بود لشگر بدر و به عنوان بسیجی، اسم نوشته بود و رفت عملیات مرصاد. هنوز یك هفته نشده بود كه خبر شهادتش را آوردند. آن موقع، تقریباً بیست و چهار سال داشت.
از زمان بلوغش تا شهادت هشت ـ نه سال بیشتر عمر نكرد، ولی هرروز یك‌قدم جلوتر بود. مسیحی بود، سنی شد، و بعد شیعه مقلد امام شد و مترجم و بالاخره رزمنده.
چقدر راحت این قوس صعودی را طی كرد، چقدر سریع.
كمال، آگاهانه كامل شد و در یك كلام، بنده خوبی شد.
یكی از دانشجویان ایرانی مقیم فرانسه می‌گوید: اگر "كمال كورسل " شهید نمی‌شد، امروز با یك دانشمند روبه‌رو بودیم، شاید با روژه‌ گارودی دیگر!
كمال عزیز! ریشه‌های باورت در ضمیر ما، تا همیشه سبز باد!

راوی : سید مسعود معصومی

ویژه‌نامه سی سالگی دفاع مقدس در خبرگزاری فارس

با تشکر از وبلاگ مهاجر



طبقه بندی: شهید و شهادت و شهدا،
برچسب ها: شهیدی از فرانسه، شهید، شهادت، شهدا، دفاع مقدس، هشت سال دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، گلستان شهدای انقلاب اسلامی، شهدای غیر ایرانی در جنگ تحمیلی، هشت سال جنگ تحمیلی، شهید کمال کورسل، باغبان انقلاب اسلامی، گلستان، اسلام ناب محمدی، جنگ، جبهه و جنگ، مراکش، دین مسیح، اخلاص، نماز جمعه، اهل سنت، پاریس، امام خمینی (ره)، فرانسه، شهید ژوان کورسل، دانشجوهای ایرانی کانون پاریس، شب جمعه، دعای کمیل، عطر، شیعه، امام علی (ع)، امیرالمومنین (ع)، شهدای مسیحی، شهدای اقلیتهای مذهبی، شهید مرتضی مطهری، کتابهای شهید مطهری، غربت زندگی، زبان فارسی، مدرسه حجتیه قم، عراق، دختر خوشگل، دختر سیده، بهشت، طلبگی، اهل بیت (ع)، عملیات مرصاد، لشگر بدر، روژه گارودی، خبرگزاری فارس، بسیجی، دانشجویان ایرانی مقیم فرانسه، آنتی ویروس نود 32، NOD 32،
دنبالک ها: مهاجر،

تاریخ : شنبه 20 آبان 1391 | 10:23 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«شبى از خاك تا افلاك»

شبى از خاك تا افلاك رفتید

و با گل پیكرى صد چاك رفتید

شما پروانه‏ى افلاك بودید

جدا از تیره‏گى خاك بودید

لب تكبیرتان اعجاز میكرد

گره از دست و پاتان باز میكرد

اگر لبهایتان غرق دعا بود

نگاه دستتان سوى خدا بود

اگر با داغ تركش داغ گشتید

چو لاله نو عروس باغ گشتید

شما در بند جان و تن نبودید

كه خود را با شهادت آزمودید

علی گونه از اینجا پر كشیدید

و در آغوش حق خوش آرمیدید

منبع: نرم افزار روایت حماسه

 




طبقه بندی: شعر دفاع مقدس،
برچسب ها: شعر هفته دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، شهید، شهدا، شهادت، شهید و شهادت، یاد شهدا، شعر 8 سال دفاع مقدس، شعر درباره شهید، شعر درباره شهید و شهادت، شعر درباره جبهه و جنگ، شعر درباره شهدا، شعر درباره شهادت، شعر درباره شهید گمنام، شعر شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید گمنام، شعر درباره دفاع مقدس، شعر درباره هفته دفاع مقدس، شعر درباره جنگ تحمیلی، شعر مقاومت، شعر جنگ تحمیلی، شعر رفاقت با شهدا، شعر راه شهدا، آغوش حق، لاله، نوعروس، پروانه، گل، آنتی ویروس نود 32، nod 32،

دلایل و زمینه های برتری ارتش عراق در ماه های پایانی جنگ چه بود؟

(پاسخ به شبهات دفاع مقدس 22)

مهم‏ترین عوامل این برترى چنین بود:

١- اتفاق نظر بین‏المللى به ویژه شوروى و امریكا براى پایان دادن به جنگ.

٢- استفاده وسیع عراق از سلاح‏هاى شیمیایى و سكوت مجامع جهانى در برابر این اقدام عراق.

٣- بسته شدن راه كارهاى عملیاتى و ضرورت یافتن راه كارهاى جدید كه نیاز به تجهیزات پیشرفته داشت و فن‏آورى آن در اختیار جمهورى اسلامى نبود.

٤- عدم تمركز تجهیزات نظامى موجود در كشور در سازمانى كه عمل كننده اصلى در جنگ بود (سپاه).

٥- مهم‏تر از همه، عقب‏ماندگى اساسى ایران از نظر تجهیزات نظامى پیشرفته بود.

به ویژه بعد از سال ١٣٦٣ به دو علت توازن ابزارهاى پیشرفته به نفع عراق سنگینى مى‏كرد:

١- تحریم همه جانبه كشورهاى جهان در واگذارى تجهیزات هر چند عمومى نظامى به ایران.

 

٢- كاهش توان اقتصادى كشور براى خرید اقلام نظامى.

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: پاسخ به شبهات دفاع مقدس،
برچسب ها: شعر هفته دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، شهید، شهدا، شهادت، شهید و شهادت، یاد شهدا، شعر 8 سال دفاع مقدس، شعر درباره شهید، شعر درباره شهید و شهادت، شعر درباره جبهه و جنگ، شعر درباره شهدا، شعر درباره شهادت، شعر درباره شهید گمنام، شعر شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید گمنام، شعر درباره دفاع مقدس، شعر درباره هفته دفاع مقدس، شعر درباره جنگ تحمیلی، شعر مقاومت، شعر جنگ تحمیلی، شعر رفاقت با شهدا، شعر راه شهدا، انگلستان، آمریکا، جمهوری اسلامی ایران، قایق موتوری، تحریم تسلیحاتی ایران، تحریم اقتصادی ایران، موشک اسکاد، تجهیزات مخابراتی، شوروی، سلاح شیمیایی، فرانسه، هواپیمای میراژ، هواپیمای میگ، عملیات بدر، عملیات کربلای 5، سیانور، تهران، ادوات نظامی، هواپیمای سوپراتاندارد، عملیات خیبر، موشک اگزوسه، دولت سوئد، ارتش عراق، آنتی ویروس نود 32، nod 32،

پس از پیروزی ایران در عملیاتهای فتح المبین و بیت المقدس، عراق از برخی مناطق اشغال شده در جبهه میانی عقب نشینی کرد، این اقدام عراق را چگونه ارزیابی می کنید؟

(پاسخ به شبهات دفاع مقدس 21)

عراق بعد از فتح خرمشهر بازگشت نیروهایش را به مرزهاى بین‏المللى مطرح كرد و آتش بس را در مرحله بعدى قرار داد و بدون آنكه منتظر جواب ایران بشود، به سرعت بخشى از نقاط اشغال شده را تخلیه كرد. البته برخى مناطق استراتژیك غرب كشور همچون ارتفاعات میمك، قصر شیرین و قلاویزان در اشغال عراق باقى ماند و شهرهاى قصر شیرین، سومار، مهران و... همچنان زیر دید و تیر دشمن بود. در حقیقت، عملیات بیت المقدس، عراق را وادار به عقب نشینى سراسرى كرد و ناچار به اقداماتى دست زد تا سه نقطه ضعف عمده خود را بپوشاند:

 

١- با اتخاذ خطوط پدافندى مناسب متكى به عوارض طبیعى در نوار مرزى از فكه به بالا، رخنه پذیرى خود را منتفى كرد.

٢- طول خطوط پدافندى خود را كاهش داد.

٣- موجب صرفه‏جویى در نیرو و در نتیجه ایجاد نیروى احتیاط متحرك در سپاه‏ها شد.در این مرحله از جنگ، عراق خواستار كوشش‏هاى میانجى گرانه شد.

منبع: نرم افزار روایت حماسه




طبقه بندی: پاسخ به شبهات دفاع مقدس،
برچسب ها: شعر هفته دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، شهید، شهدا، شهادت، شهید و شهادت، یاد شهدا، شعر 8 سال دفاع مقدس، شعر درباره شهید، شعر درباره شهید و شهادت، شعر درباره جبهه و جنگ، شعر درباره شهدا، شعر درباره شهادت، شعر درباره شهید گمنام، شعر شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید گمنام، شعر درباره دفاع مقدس، شعر درباره هفته دفاع مقدس، شعر درباره جنگ تحمیلی، شعر مقاومت، شعر جنگ تحمیلی، شعر رفاقت با شهدا، شعر راه شهدا، عملیات بیت المقدس، عملیات فتح المبین، فتح خرمشهر، عراق، ارتفاعات میمک، قصر شیرین، قلاویزان، سومار، مهران، فکه، آنتی ویروس نود 32، nod 32،

تاریخ : پنجشنبه 18 آبان 1391 | 11:09 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«قافلة سرخ»

دوباره امشب از این كلبه‏ى تماشایى

رهى گشوده شده تا طلوع زیبایى

كسى دوباره صدا میزند كه پنجره‏ها

گشوده میشود امشب به سمت تنهایى

و باز قافله‏اى سرخ میرسد امشب

به این دیار گرفتار خواب یلدایى

و میرسند از آن سوى خون، سبكبالان‏

شكسته بال ولى غرق در شكوفایى

به یادشان همه شب‏ها نشسته بر ساحل

نگاه دوخته‏ام بر غروب دریایى

نگاه عادت ما را دو چشم ساده دهید

كه بنگرد به افق‏هاى سرخ رؤیایى




طبقه بندی: شعر دفاع مقدس،
برچسب ها: شعر هفته دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، شهید، شهدا، شهادت، شهید و شهادت، یاد شهدا، شعر 8 سال دفاع مقدس، شعر درباره شهید، شعر درباره شهید و شهادت، شعر درباره جبهه و جنگ، شعر درباره شهدا، شعر درباره شهادت، شعر درباره شهید گمنام، شعر شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید گمنام، شعر درباره دفاع مقدس، شعر درباره هفته دفاع مقدس، شعر درباره جنگ تحمیلی، شعر مقاومت، شعر جنگ تحمیلی، شعر رفاقت با شهدا، شعر راه شهدا، قافله سرخ، خواب یلدایی، سبکبالان، ساحل، غروب دریا، افق سرخ، طلوع زیبایی، تنهایی، شکسته بال، آنتی ویروس نود 32، nod32،

تاریخ : پنجشنبه 18 آبان 1391 | 03:32 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«داغ بهاره»

دنیا و هر چه بود به دنیا نهاد و رفت

چون لاله داغ بر دل صحرا نهاد و رفت

مثل عبور حادثه از مرز التهاب

بر روى لحظه‏هاى خطر پا نهاد و رفت

مثل نسیم خانه به دوش زمانه بود

ما را كنار پنجره تنها نهاد و رفت

وقت غروب خویش همانند آفتاب

آئینه در مقابل فردا نهاد و رفت

گل بود كز مهاجرت ناگهان خویش

داغ بهاره‏اى به دل ما نهاد و رفت




طبقه بندی: شعر دفاع مقدس،
برچسب ها: شعر هفته دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، شهید، شهدا، شهادت، شهید و شهادت، یاد شهدا، شعر 8 سال دفاع مقدس، شعر درباره شهید، شعر درباره شهید و شهادت، شعر درباره جبهه و جنگ، شعر درباره شهدا، شعر درباره شهادت، شعر درباره شهید گمنام، شعر شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید گمنام، شعر درباره دفاع مقدس، شعر درباره هفته دفاع مقدس، شعر درباره جنگ تحمیلی، شعر مقاومت، شعر جنگ تحمیلی، شعر رفاقت با شهدا، شعر راه شهدا، لاله، نسیم، پنجره، غروب، گل،

تاریخ : سه شنبه 16 آبان 1391 | 08:03 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

بودن مجازى

از آسمان حقیقت صدایتان كردند

از این جهان مجازى جدایتان كردند

طنین زمزمه‏هاتان حدیث هجرت بود

كه از اسارت ماندن رهایتان كردند

شبى كه مست تجلى به آسمان رفتید

ستارگاه زمینى دعایتان كردند

فرشتگاه مقرب در آستان حضور

كبوتران حریم خدایتان كردند

شبى كه سهم من این بودن مجازى بود

از آسمان حقیقت صدایتان كردند


برچسب ها: شعر هفته دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، شهید، شهدا، شهادت، شهید و شهادت، یاد شهدا، شعر 8 سال دفاع مقدس، شعر درباره شهید، شعر درباره شهید و شهادت، شعر درباره جبهه و جنگ، شعر درباره شهدا، شعر درباره شهادت، شعر درباره شهید گمنام، شعر شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید گمنام، شعر درباره دفاع مقدس، شعر درباره هفته دفاع مقدس، شعر درباره جنگ تحمیلی، شعر مقاومت، شعر جنگ تحمیلی، شعر رفاقت با شهدا، شعر راه شهدا، آسمان حقیقت، جهان مجازی، تجلی، اسارت، حدیث هجرت، آنتی ویروس نود 32، nod 32،

تاریخ : دوشنبه 15 آبان 1391 | 08:37 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

معراجیان

آوازشان آواز بود آنان كه رفتند

پروازشان، پرواز بود آنان كه رفتند

چشمانشان مثل شقایق، مثل خورشید

در محضر گل، باز بود آنان كه رفتند

«نیریز»شان در كوچه باغ آبى عشق‏

سبز و طنین‏انداز بود آنان كه رفتند

پژواكى از «ماهور»شان در بیكران ریخت‏

«تحریر»شان همساز بود آنان كه رفتند

موج نگاه آسمان افروزشان نیز

روشن‏ترین اعجاز بود آنان كه رفتند

دیگر نیازیشان به دنیا دوستان نیست‏

دنیایشان یك راز بود آنان كه رفتند

معراجیان را مرگ، یعنى جشن میلاد

پایانشان آغاز بود آنان كه رفتند

منبع: نرم افزار روایت حماسه




طبقه بندی: شعر دفاع مقدس،
برچسب ها: شعر هفته دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، شهید، شهدا، شهادت، شهید و شهادت، یاد شهدا، شعر 8 سال دفاع مقدس، شعر درباره شهید، شعر درباره شهید و شهادت، شعر درباره جبهه و جنگ، شعر درباره شهدا، شعر درباره شهادت، شعر درباره شهید گمنام، شعر شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید گمنام، شعر درباره دفاع مقدس، شعر درباره هفته دفاع مقدس، شعر درباره جنگ تحمیلی، شعر مقاومت، شعر جنگ تحمیلی، شعر رفاقت با شهدا، شعر راه شهدا، معراجیان، جشن میلاد، مرگ، موج نگاه، پرواز، آواز، شقایق، گل، ماهور، عشق، آنتی ویروس نود 32، nod 32،

تاریخ : چهارشنبه 10 آبان 1391 | 10:56 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«شهادت افتخار ماست امروز»

خوش آن روزى كه ما را سنگرى بود

هواى ما هواى دیگرى بود

خوش آن روزى كه دل‏ها یكصدا بود

خوش آن روزى كه جبهه كربلا بود

خوش آن روزى كه دل مى‏سوخت در تب‏

و چفیه، بوى خون مى‏داد هر شب‏

و چفیه، یادگار جبهه‏ها بود

و چفیه ، رازدار جبهه‏ها بود

خوش آن روزى كه با سر مى‏دویدیم‏

به خاك پاك جبهه مى‏رسیدیم‏

درون جبهه‏ها طوفان به پا بود

خدا در كنج سنگرهاى ما بود

دلى بود و خدایى بود و سنگر

دعا بود و شقایق‏هاى پرپر

هنوز آرى بسیجى مرد جنگ است‏

و در دست تمام ما تفنگ است‏

برادرهاى ما مردان جنگ‏اند

برادرهاى ما مرد تفنگ‏اند...

هنوز آرى هواى جبهه داریم‏

شقایق زادگان داغداریم‏

خزان ما، بهار ماست، امروز

شهادت، افتخار ماست ، امروز..




طبقه بندی: شعر دفاع مقدس،
برچسب ها: شعر هفته دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، شهید، شهدا، شهادت، شهید و شهادت، یاد شهدا، شعر 8 سال دفاع مقدس، شعر درباره شهید، شعر درباره شهید و شهادت، شعر درباره جبهه و جنگ، شعر درباره شهدا، شعر درباره شهادت، شعر درباره شهید گمنام، شعر شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید گمنام، شعر درباره دفاع مقدس، شعر درباره هفته دفاع مقدس، شعر درباره جنگ تحمیلی، شعر مقاومت، شعر جنگ تحمیلی، شعر رفاقت با شهدا، شعر راه شهدا، تفنگ، جبهه، شقایق، بسیجی، مرد جنگ، سنگر، کربلا، چفیه، آنتی ویروس نود 32،

تاریخ : چهارشنبه 10 آبان 1391 | 10:54 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«سبكبالان»

خوش الحانان قفس را باز كردند

به قاف قرب حق پرواز كردند

سبكبالان شب سیر مهاجر

بهارى تازه را آغاز كردند

در دل را ز خلوتخانه راز

به سوى بى‏نهایت باز كردند

فراز قله ایثار را فتح‏

مقام صدق را احراز كردند

چو جام معرفت را سر كشیدند

به غمزه كشف رمز و راز كردند

گرفته جام دل از عمر و خود را

رها از قید حرص و آز كردند

كجا رفتند یارب سربداران‏

كه سر عشق را ابراز كردند

وصال ارزانى آنان كه ما را

به درد هجر خود دمساز كردند

منبع: نرم افزار روایت حماسه




طبقه بندی: شعر دفاع مقدس،
برچسب ها: شعر هفته دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، شهید، شهدا، شهادت، شهید و شهادت، یاد شهدا، شعر 8 سال دفاع مقدس، شعر درباره شهید، شعر درباره شهید و شهادت، شعر درباره جبهه و جنگ، شعر درباره شهدا، شعر درباره شهادت، شعر درباره شهید گمنام، شعر شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید گمنام، شعر درباره دفاع مقدس، شعر درباره هفته دفاع مقدس، شعر درباره جنگ تحمیلی، شعر مقاومت، شعر جنگ تحمیلی، شعر رفاقت با شهدا، شعر راه شهدا، آنتی ویروس نود 32،

تاریخ : چهارشنبه 10 آبان 1391 | 10:47 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«شهادت‏»

ما رهروان وادى سرخ شهادتیم

گل‏هاى سبز و خرم باغ عبادتیم

ما كشتگان راه خداییم و باك نیست‏

ز آن رو كه زندگان جهان سعادتیم

چون قطره‏ایم و وصل به دریاى قرب دوست

با سیر جاودانه‏ى خون بى‏نهایتیم

ما پیرهن به عشق خدا رنگ مى‏كنیم

زین رنگ سرخ ، غرقه به خون شهادتیم

هرجا شهید جلوه كند ارض كربلاست

این نهضت از خدا بود و ما ز نهضتیم

عطر حسین (ع) را بشنو از مزار ما

در قعر گور خفته و در اوج عزتیم

همت طلب ز تربت این كشتگان عشق

چون مژده‏ى سعادت و پیغام رحمتیم

مهر على (ع) به جان « شفق » ریشه كرده است

زیرا به سایه سار درخت ولایتیم

منبع: نرم افزار روایت حماسه




طبقه بندی: شعر دفاع مقدس،
برچسب ها: شعر هفته دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، شهید، شهدا، شهادت، شهید و شهادت، یاد شهدا، شعر 8 سال دفاع مقدس، شعر درباره شهید، شعر درباره شهید و شهادت، شعر درباره جبهه و جنگ، شعر درباره شهدا، شعر درباره شهادت، شعر درباره شهید گمنام، شعر شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید گمنام، شعر درباره دفاع مقدس، شعر درباره هفته دفاع مقدس، شعر درباره جنگ تحمیلی، شعر مقاومت، شعر جنگ تحمیلی، شعر رفاقت با شهدا، شعر راه شهدا، کربلا، عشق خدا، کشتگان راه خدا، وادی سرخ شهادت، باغ عبادت، قرب دوست، عطر حسین (ع)، کشتگان عشق، مهر علی (ع)، ولایت، آنتی ویروس نود 32،

تاریخ : دوشنبه 8 آبان 1391 | 12:48 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

هیهات، مصیبتی است تنها ماندن

هنگام رحیل همرهان جا ماندن

سخت است زمان هجرت هم قفسان

مبهوت قفس شدن ز ره واماندن

در چون و چرای حسرت هستی تا چند

تا چند اسیر خودسری ها ماندن

در حسرت پر کشیدن از دام وجود

ماندیم و نبود در خور ما رفتن

مشتاق رحیل و بال و پر سوخته ایم

سخت است در این سرا خدایا ماندن

«شهید محمدرضا تورجیزاده»

منبع: ماهنامه امتداد

 




طبقه بندی: شعر دفاع مقدس،
برچسب ها: شعر هفته دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، شهید، شهدا، شهادت، شهید و شهادت، یاد شهدا، شعر 8 سال دفاع مقدس، شعر درباره شهید، شعر درباره شهید و شهادت، شعر درباره جبهه و جنگ، شعر درباره شهدا، شعر درباره شهادت، شعر درباره شهید گمنام، شعر شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید گمنام، شعر درباره دفاع مقدس، شعر درباره هفته دفاع مقدس، شعر درباره جنگ تحمیلی، شعر مقاومت، شعر جنگ تحمیلی، شعر رفاقت با شهدا، شعر راه شهدا، آنتی ویروس نود 32،
دنبالک ها: ماهنامه‌ی امتداد،

تاریخ : دوشنبه 1 آبان 1391 | 12:00 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«مثنوى یاد»

به یاد بسیجیان عارف

اى قلم امشب بیا اعجاز كن‏

خاطرات سرخ را آغاز كن‏

خاطرات روزهاى زخم و خون‏

خاطرات رهنوردان جنون‏

خاطرات خطه‏هاى آتشین‏

خاطرات تركش و میدان مین‏

خاطرات پاكبازان نجیب‏

خاطرات خلوت «امن یجیب»

خاطرات بیدلان بى‏قرار

خاطرات لاله‏هاى داغدار

خاطرات سركشان جام عشق‏

عارفان سرخوش و گمنام عشق‏

 

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: شعر دفاع مقدس،
برچسب ها: شعر هفته دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، شهید، شهدا، شهادت، شهید و شهادت، یاد شهدا، شعر 8 سال دفاع مقدس، شعر درباره شهید، شعر درباره شهید و شهادت، شعر درباره جبهه و جنگ، شعر درباره شهدا، شعر درباره شهادت، شعر درباره شهید گمنام، شعر شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید گمنام، شعر درباره دفاع مقدس، شعر درباره هفته دفاع مقدس، شعر درباره جنگ تحمیلی، شعر مقاومت، شعر جنگ تحمیلی، شعر رفاقت با شهدا، شعر راه شهدا، شهیدان، قافله، دیده بوسی، نیستان، عشق، ذولفقار، آیینه دار عشق، حنابندان، اشراق، آیین، قلب، سینه، واژه سرخ شهادت، شهامت، شمشیر، آفتاب، خون، مردان نور، شور شیرین، عارفان، دلدار، آنتی ویروس نود 32،

تاریخ : دوشنبه 1 آبان 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«تبلیغ پرواز»

به یاد یاران مفقودالاثر

مادرم هر بار برگ لاله‏اى بو مى‏كند

كوچه‏هاى منتظر را آب و جارو مى‏كند

باغ از بوى نجیب یاسمن پر مى‏شود

یادگار سینه‏ى سرخش گل به گیسو مى‏كند

شبنم شعر عطش، از برگ باور مى‏چكد

تا فلق، تبلیغ پرواز پرستو مى‏كند

هر سحر از سمت خوبیها، نسیمى مى‏وزد

گرد دل را مى‏تكاند، عشق را رو مى‏كند

تا پدر یك لب تبسم، بین ما قسمت كند

صبر را با خون دل، سنگ ترازو مى‏كند

این طرف از سینه‏ها هیهات جارو مى‏شود

قاصد ابهام آن سوتر هیاهو مى‏كند

با عطش با زخم باید عهد را تجدید كرد

ورنه، دل با لاى لاى عافیت خو مى‏كند

 منبع: نرم افزار روایت حماسه




طبقه بندی: شعر دفاع مقدس،
برچسب ها: شعر هفته دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، شهید، شهدا، شهادت، شهید و شهادت، یاد شهدا، شعر 8 سال دفاع مقدس، شعر درباره شهید، شعر درباره شهید و شهادت، شعر درباره جبهه و جنگ، شعر درباره شهدا، شعر درباره شهادت، شعر درباره شهید گمنام، شعر شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید گمنام، شعر درباره دفاع مقدس، شعر درباره هفته دفاع مقدس، شعر درباره جنگ تحمیلی، شعر مقاومت، شعر جنگ تحمیلی، شعر رفاقت با شهدا، شعر راه شهدا، عطش، پرستو، پرواز، یاسمن، لاله، صبر، خون، عهد، مفقودالاثر، عشق، قاصدک، سحر، منتظر، آپدیت آنتی ویروس نود 32،

تاریخ : یکشنبه 30 مهر 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«دایرة نور»

رفت آن سان كه نجستم اثرش را حتى

نشنیدم دگر از كس خبرش را حتى

با طلوع فلق از دایره‏ى نور رسید

محو شد تا كه نبینم سحرش را حتى

گونه‏اش سرخى گلبرگ شقایق را داشت

چهره ننمود ببینم نظرش را حتى

آمد از سویى و از سوى دگر رفت ، ولى

رو به من نیز نگرداند ، سرش را حتى

درد در سینه ، گل خنده به لب‏هایش داشت

ننمایاند به كس چشم پرش را حتى

كرد پرواز بدان‏گونه سبكبال، كه باد

در ره خویش نهان كرد پرش را حتى

رفت و بر جاش نهادند، یكى شاخه‏ى گل

برد با خویش دل شعله‏ورش را حتى

نخل سرخى شد و تا اوج شكوفایى رفت

رفت آن‏سان كه ندیدم اثرش را حتى

 

 منبع: نرم افزار روایت حماسه




طبقه بندی: شعر دفاع مقدس،
برچسب ها: شعر هفته دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، شهید، شهدا، شهادت، شهید و شهادت، یاد شهدا، شعر 8 سال دفاع مقدس، شعر درباره شهید، شعر درباره شهید و شهادت، شعر درباره جبهه و جنگ، شعر درباره شهدا، شعر درباره شهادت، شعر درباره شهید گمنام، شعر شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید گمنام، شعر درباره دفاع مقدس، شعر درباره هفته دفاع مقدس، شعر درباره جنگ تحمیلی، شعر مقاومت، شعر جنگ تحمیلی، شعر رفاقت با شهدا، شعر راه شهدا، سحر، گلبرگ شقایق، شقایق، شاخه گل، چهره، آپدیت آنتی ویروس نود 32،

تاریخ : شنبه 29 مهر 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

نام گمنامى

این پلاك و استخوان از من به صف جا مانده است

نقطه پرواز سرخى بود، آنجا مانده است

من خودم از شوق مى‏رفتم تنم افتاده بود

در مقام وصل فهمیدم كه سرجا مانده است

بى نشانى را خود من خواستم باور كنید

نام گمنامى اگر دیدید تنها مانده است

من رفیقى داشتم همسنگرم جانباز شد

دست‏هایش یادگارى پیش مولا مانده است

آن بسیجى هم كه معبر را برایم باز كرد

دیدمش آن روز در تشییع بى‏پا مانده است

یادتان باشد سلاح و كوله و فانسقه‏ام

زیر نور ماه سرخ ، از بهر فردا مانده است

پاسداریدش مبادا غفلتى خاكسترى

گیرد عزمى را كه آن از راز زهرا (س) مانده است

 

منبع: نرم افزار روایت حماسه




طبقه بندی: شعر دفاع مقدس،
برچسب ها: شعر هفته دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، شهید، شهدا، شهادت، شهید و شهادت، یاد شهدا، شعر 8 سال دفاع مقدس، شعر درباره شهید، شعر درباره شهید و شهادت، شعر درباره جبهه و جنگ، شعر درباره شهدا، شعر درباره شهادت، شعر درباره شهید گمنام، شعر شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید گمنام، شعر درباره دفاع مقدس، شعر درباره هفته دفاع مقدس، شعر درباره جنگ تحمیلی، شعر مقاومت، شعر جنگ تحمیلی، شعر رفاقت با شهدا، شعر راه شهدا، سلاح، پلاک، استخوان، همسنگر، بسیجی، معبر، پاسدار، حضرت زهرا (س)، پرواز، وصل، شوق، جانباز، فانسقه، آنتی ویروس نود 32،

تاریخ : جمعه 28 مهر 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«رقص حماسه»

تقدیم به شهیدان گمنام، عاشقان بى‏نام و نشانى كه در باغ ملكوت شهره‏اند و در عالم خاك غریب. به استخوان پاره‏هایى كه پروازشان بر فراز دست‏ها بوى بهشت را در مشام شهر افكند.

 

اى پاره پاره، نوگل خندان كیستى؟

اى پر شكسته ، بلبل بستان كیستى؟

اى مهربان ستاره، تو را آسمان كجاست؟

اى ماهپاره، شمع شبستان كیستى؟

باناز ، اى غزال رها مى‏روى چه خوش‏

اى نور دیده، سرو خرامان كیستى؟

از هم گسسته از چه بلا، بند بند تو؟

اى صید رسته، خسته‏ى پیكان كیستى؟

این داغ از كجاست چنین استخوان گداز؟

مى‏آیى از كجا؟ ز شهیدان كیستى؟

عاشق‏ترین سوار! چرا خفته‏اى خموش؟

از لشكر كه‏اى ؟ وز گردان كیستى؟

 

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!

 


ادامه مطلب

طبقه بندی: شعر دفاع مقدس،
برچسب ها: شعر هفته دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، شهید، شهدا، شهادت، شهید و شهادت، یاد شهدا، شعر 8 سال دفاع مقدس، شعر درباره شهید، شعر درباره شهید و شهادت، شعر درباره جبهه و جنگ، شعر درباره شهدا، شعر درباره شهادت، شعر درباره شهید گمنام، شعر شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید گمنام، شعر درباره دفاع مقدس، شعر درباره هفته دفاع مقدس، شعر درباره جنگ تحمیلی، شعر مقاومت، شعر جنگ تحمیلی، شعر رفاقت با شهدا، شعر راه شهدا، کویر، رقص، مستی، رقص حماسه، ای شهید، نینوا، گلستان، شمیم بهشتی، مجنون، اسطوره، عشق، عاشقترین سوار، استخوان، بلبل، عزال، سرو، بستان، گردان، لشکر، شهیدان، باغ ملکوت، پرواز، ماهپاره، آنتی ویروس نود 32،

تاریخ : پنجشنبه 27 مهر 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«به شهیدان مفقودالاثر»

به خون نشسته شفق از به خون نشستنتان

پرنده در عجب از این ز تن گسستنتان

نداشت چینى‏تان لحظه‏اى سكون و قرار

پیام خویش رساندید با شكستنتان

شما به قصد اقامت نرفته‏اید به خاك

چرا كه لاله دمد از دوباره رستنتان

هزار نكته بفهمید از استوارى‏تان

چو دید صخره، بدین گونه عهد بستنتان

به قاب دیده و دل : عكس جان و یاد شما

اگر چه مانده به نیزار و خاك و خس تنتان

چراغ قرمز «ننگ» و چراغ سبز «جنون»

دو راه «ماندن» و «از خویش دست شستنتان»

كدام راه شماست ؟! آى راهیان خطر!

مباد لایق موج شما نشستنتان

خبر رسید پلاكى به شهر رجعت كرد

اگر چه بعد شهادت ندید كس تنتان

 

منبع: نرم افزار روایت حماسه




طبقه بندی: شعر دفاع مقدس،
برچسب ها: شعر هفته دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، شهید، شهدا، شهادت، شهید و شهادت، یاد شهدا، شعر 8 سال دفاع مقدس، شعر درباره شهید، شعر درباره شهید و شهادت، شعر درباره جبهه و جنگ، شعر درباره شهدا، شعر درباره شهادت، شعر درباره شهید گمنام، شعر شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید گمنام، شعر درباره دفاع مقدس، شعر درباره هفته دفاع مقدس، شعر درباره جنگ تحمیلی، شعر مقاومت، شعر جنگ تحمیلی، شعر رفاقت با شهدا، شعر راه شهدا، آنتی ویروس نود 32،

تاریخ : چهارشنبه 26 مهر 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

آمدى اما ...

بر بالین شهیدان مفقودالاثر

آمدى اما چرا پاى تو همراه تو نیست

چشم‏هاى جاده‏پیماى تو همراه تو نیست

تا تكانى خستگى‏هاى مرا از شانه‏ام

دست این همسایه پاى تو همراه تو نیست

دیدمت اما نگاه تو به سویم پل نبست

باغ لبخند شكوفاى تو همراه تو نیست

چون درختان خزان آلوده افتادم به خاك

مى‏رسى حتى تماشاى تو همراه تو نیست

در نگاه من نشستى ، پس سلام تو كجاست ؟

ها، ببخشایم كه لب‏هاى تو همراه تو نیست

آمدى اما دلم مى‏گوید این تو نیستى

هیچ از پنهان و پیداى تو همراه تو نیست

 

منبع: نرم افزار روایت حماسه




طبقه بندی: شعر دفاع مقدس،
برچسب ها: شعر هفته دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، شهید، شهدا، شهادت، شهید و شهادت، یاد شهدا، شعر 8 سال دفاع مقدس، شعر درباره شهید، شعر درباره شهید و شهادت، شعر درباره جبهه و جنگ، شعر درباره شهدا، شعر درباره شهادت، شعر درباره شهید گمنام، شعر شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید گمنام، شعر درباره دفاع مقدس، شعر درباره هفته دفاع مقدس، شعر درباره جنگ تحمیلی، شعر مقاومت، شعر جنگ تحمیلی، شعر رفاقت با شهدا، شعر راه شهدا، آنتی ویروس نود 32،

تاریخ : سه شنبه 25 مهر 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«آتشفشان زخم»

تقدیم به خانواده شهداى مفقودالاثر

با گریه گفته بود در آن شب به من كسى

تا دل نسوخت با تو ، نگوید سخن كسى

در عمق زخم جان من ، آتش گداختند

آتشفشان به یاد ندارد چو من كسى

دیرى است در خرابه‏ى دل ، مرده است عشق‏

آخر نخواند مرثیه‏اى یك دهن كسى

« یعقوب » ، گر به پیرهنى داشت دلخوشى

از « یوسفم » نداد به من پیرهن كسى

پاییز بود و لاله در آغوش خاك سرد

حاجت نداشت هیچ به غسل و كفن كسى

در حفظ آبروى شما غرق بوده‏ام

فریادرس نداشتم از مرد و زن كسى‏

من مرگ را به چشم چشیدم در آن غروب

جز آفتاب ، داشت دل سوختن كسى ؟

 

منبع: نرم افزار روایت حماسه




طبقه بندی: شعر دفاع مقدس،
برچسب ها: شعر هفته دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، شهید، شهدا، شهادت، شهید و شهادت، یاد شهدا، شعر 8 سال دفاع مقدس، شعر درباره شهید، شعر درباره شهید و شهادت، شعر درباره جبهه و جنگ، شعر درباره شهدا، شعر درباره شهادت، شعر درباره شهید گمنام، شعر شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید گمنام، شعر درباره دفاع مقدس، شعر درباره هفته دفاع مقدس، شعر درباره جنگ تحمیلی، شعر مقاومت، شعر جنگ تحمیلی، شعر رفاقت با شهدا، شعر راه شهدا، یعقوب، یوسف، لاله، آغوش، عشق، مرثیه، شهدای مفقود الاثر، غسل، مرگ، آفتاب، پیراهن یوسف، خرابه، غروب، آنتی ویروس نود 32،

تاریخ : دوشنبه 24 مهر 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«یادگارى ماند و من»

عاشقان رفتند و چشم اشكبارى ماند و من‏

از غم بى‏حاصلى‏ها، كوله‏بارى ماند و من‏

واى من یاراى رفتن داشت روزى پاى من‏

كاروان در كاروان رفتند و بارى ماند و من‏

بى‏نهایت بال‏هاى شوق، بالایى شدند

قامتى گمگشته در حجم غبارى ماند و من‏

یك بیابان تشنه لب رویید از هرم شهید

شرح داغ آفتاب بى‏مزارى ماند و من‏

در هیاهوى اناالحق صد گلو یاهوى سرخ‏

با سر شوریده در معراج دارى ماند و من‏

نبض شوراى شقایق‏ها همه عشق است و داغ‏

داغ بر دل بى‏شقایق روزگارى ماند و من‏

تا كدامین دست، بهت انتظارم بشكند

در حصار سینه‏ام، ساعت شمارى ماند و من‏

این غزل هم در بهار عشق و احساس و عطش‏

از عبور سینه سرخان، یادگارى ماند و من

 

منبع: نرم افزار روایت حماسه




طبقه بندی: شعر دفاع مقدس،
برچسب ها: شعر هفته دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، شهید، شهدا، شهادت، شهید و شهادت، یاد شهدا، شعر 8 سال دفاع مقدس، شعر درباره شهید، شعر درباره شهید و شهادت، شعر درباره جبهه و جنگ، شعر درباره شهدا، شعر درباره شهادت، شعر درباره شهید گمنام، شعر شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید گمنام، شعر درباره دفاع مقدس، شعر درباره هفته دفاع مقدس، شعر درباره جنگ تحمیلی، شعر مقاومت، شعر جنگ تحمیلی، شعر رفاقت با شهدا، شعر راه شهدا، عاشقان، کاروان، شقایق، انتظار، عشق، عطش، اناالحق، کوله بار، چشم اشکبار، آنتی ویروس نود 32،

تاریخ : یکشنبه 23 مهر 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

مجالى براى شهادت

پرنده! دعا كن كه طاقت ندارم‏

براى پریدن شهامت ندارم‏

چگونه نمانم كه حتى كمى هم‏

به چشمان پاكت شباهت ندارم‏

صدا مى‏زنى نام من را ولیكن‏

زبانى براى اجابت ندارم‏

ببین از تو پنهان نباشد كه حتى‏

براى پریدن لیاقت ندارم‏

دعا كن كه من دیگر آتش بگیرم‏

دعا كن پرنده! كه طاقت ندارم‏

چگونه بگویم برایت برادر

مجالى براى شهادت ندارم




طبقه بندی: شعر دفاع مقدس،
برچسب ها: شعر هفته دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، شهید، شهدا، شهادت، شهید و شهادت، یاد شهدا، شعر 8 سال دفاع مقدس، شعر درباره شهید، شعر درباره شهید و شهادت، شعر درباره هفته دفاع مقدس، شعر درباره جبهه و جنگ، شعر درباره شهدا، شعر درباره شهادت، شعر درباره شهید گمنام، شعر شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید گمنام، شعر درباره دفاع مقدس، شعر درباره جنگ تحمیلی، شعر مقاومت، شعر جنگ تحمیلی، شعر رفاقت با شهدا، شعر راه شهدا، آنتی ویروس نود 32،

تاریخ : شنبه 22 مهر 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«پرنده‏ترین»

گفتى بیا كه سینه به مردى سپر كنیم

با نام دوست ، از دل توفان گذر كنیم

در جبهه‏اى به وسعت هفت آسمان عشق

تفسیر دیگرى به زبان خطر كنیم

با انتخاب سرخ در این راه عاشقى

مردان آسمان وفا را خبر كنیم

دستى ز آستین شجاعت برآوریم

با چشم معرفت به شهیدان نظر كنیم

همراه با پرنده‏ترین سینه سرخ‏ها

تا كوى وصل تكیه به بال هنر كنیم

از دوردست حادثه تا آسمان عشق

پروازى از مدار زمین بیشتر كنیم

رفتى تو و توان پریدن مرا نبود

باید در این مسابقه فكرى دگر كنیم

وقت عروج بال امیدم شكسته شد

ماندیم تا رعایت این بال و پر كنیم

شرمنده‏ام كه از تو جدا ، زنده‏ام هنوز

تقدیر ما نبود كه با هم سفر كنیم

 

منبع: نرم افزار روایت حماسه




طبقه بندی: شعر دفاع مقدس،
برچسب ها: شعر هفته دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، شهید، شهدا، شهادت، شهید و شهادت، یاد شهدا، شعر 8 سال دفاع مقدس، شعر درباره شهید، شعر درباره شهید و شهادت، شعر درباره هفته دفاع مقدس، شعر درباره جبهه و جنگ، شعر درباره شهدا، شعر درباره شهادت، شعر درباره شهید گمنام، شعر شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید گمنام، شعر درباره دفاع مقدس، شعر درباره جنگ تحمیلی، شعر مقاومت، شعر جنگ تحمیلی، شعر رفاقت با شهدا، شعر راه شهدا، تقدیر، سفر، کوی وصل، آسمان عشق، عشق، شهیدان، عاشقی، راه عاشقی، جببه، دوست، عروج، شجاعت، انتخاب سرخ، آنتی ویروس نود 32،

تاریخ : جمعه 21 مهر 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

در غبار كوچه ذهن

من در اینجا و دلم در سنگرم جا مانده است‏

روح جان پرورده‏ام از پیكرم جا مانده است‏

نیست شوق پر كشیدن در وجودم یا كه نه‏

قدرت پرواز از بال و پرم جا مانده است‏

خالى دستم دلیل ترس از بیگانه نیست‏

در گلوى شب پرستان، خنجرم جا مانده است‏

روى خاكستر، میان كوچه‏هاى سوخته‏

رد پاى شعرهاى دفترم جا مانده است‏

با همین یك پاى زخمى جاده را طى مى‏كنم‏

مى‏روم آنجا كه پاى دیگرم جا مانده است‏

ناگهان چون این غزل از كوچه ذهنم گذشت‏

در غبار كوچه بیت آخرم جا مانده است

 

منبع: نرم افزار روایت حماسه




طبقه بندی: شعر دفاع مقدس،
برچسب ها: شعر هفته دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، شهید، شهدا، شهادت، شهید و شهادت، یاد شهدا، شعر 8 سال دفاع مقدس، شعر درباره شهید، شعر درباره شهید و شهادت، شعر درباره هفته دفاع مقدس، شعر درباره جبهه و جنگ، شعر درباره شهدا، شعر درباره شهادت، شعر درباره شهید گمنام، شعر شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید گمنام، شعر درباره دفاع مقدس، شعر درباره جنگ تحمیلی، شعر مقاومت، شعر جنگ تحمیلی، شعر رفاقت با شهدا، شعر راه شهدا،

تعداد کل صفحات : 3 :: 1 2 3