تاریخ : پنجشنبه 9 آذر 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

همزبانی خویشی و پیوندی است          مرد با نامحرمان چون بندی است

یکی از عوامل بسیار مهم در پیوند روحی و عاطفی، و دوستی بین انسانها، همزبانی و نگاه مشترک آنان به زندگی و موضوعات گوناگون پیرامون آن است. مطمئناً مقصود از همزبانی در این بیت، گویش و لهجه و نوع سخن گفتن نیست. اگر چه این ویژگی ها نیز به نوع خود در همزبانی مؤثر است، لیکن منظور این قانون، همدلی و هماهنگی در تفکر و اندیشه، باورهای مشترک و همچنین نوع نگرش به پدیده های هستی است که می تواند ارتباط عمیق و پیوند ماندگار میان آدمیان بیافریند و دوستی ها را قوام بخشد.

چنانچه این پیوند درونی بین انسانها بر قرار نشود، چه بسا افرادی که خود را در میان جمع، غریب و تنها می بینند و احساس تنگنا می کنند و خود را در بند و زندان می یابند و هر لحظه میل به گریز از آن گروهِ نامحرم در آنان فزونی می یابد. محرمیت و آشنایی و پیوند دلها، همبستگی  و قرابت می آفریند و چنان جاذبه ای ایجاد می کند که دو انسان غیر همزبان نیز یکدیگر را جذب می نمایند و ارتباط عمیق روحی برقرار می سازند.

پس زبانِ محرمی خود دیگر است          همدلی از همزبانی بهتر است

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، همدلی، همزبانی، پیوند روحی و عاطفی، دوستی، نگاه مشترک به زندگی، گویش و لهجه، تفکر و اندیشه، غریب و تنها، نامحرم، پیوند دلها، همبستگی، آنتی ویروس نود 32، nod 32،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : سه شنبه 23 آبان 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

هر که او از همزبانی شد جدا          بی زبان شد گرچه دارد صد نوا

انسان همواره به همزبانی با کسانی که حال او را در یابند و شریک احوالش شوند نیازمند است و به آنان احساس تعلّق و نزدیکی می کند. و لذا در کنار همحالان خود به نوعی آرامش دست می یابد. همزبانی و همدلی به میزانی که عمیق تر باشد و به دایرۀ اشتراک با جانها گسترش یابد، به اتحاد جانها منتهی می شود. انسان هایی که جانشان با هم پیوند خورده است و زبان مشترک یافته اند چنانچه از یکدیگر جدا شوند غم هجران و بی نوایی بر آنان چیره می شود.

جلال الدین در این قانون می گوید: هر کس همزبان خود را بیابد، از بی نوایی ها می رهد و حال خوش می یابد. چنانچه جان آدمی از جان هستی که وجود خدای سبحان است جدا شود و پیوند ببُرد، با همۀ داشتن های ظاهری بی چاره و بی نوا خواهد بود.

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، همزبانی، همدلی، غم هجران، زبان مشترک، خدای سبحان، آرامش، احساس تعلق، آنتی ویروس نود 32، nod 32،
دنبالک ها: جمال حق،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات