تاریخ : پنجشنبه 4 مهر 1392 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«غزل شهید»

مادر چه گریه میكنى امشب براى من‏

زنهار اشك غم مفشان در عزاى من‏

 

من طایر بهشتی ام و راستى نبود

ویرانه‏اى چو عالم هستى سراى من‏

 

رفتم از این خراب و پریدم به اوج عشق‏

جایى كه بود درخور بال هماى من‏

 

بنگر چگونه پر به حریم خدا زدند

همسنگران همنفس خوشنواى من‏

 

من زنده‏ام، شهید ره عشق مرده نیست‏

پیچید بگوش اهل حقیقت نداى من‏

 

مشاهده در ادامه مطلب


ادامه مطلب

طبقه بندی: شعر دفاع مقدس،
برچسب ها: همسفر کربلا، مادر شهید، عاشق جانبازی، عشق، فرمانده، رهبر، فیض شهادت، بسیجی، همنفس، اوج عشق، گریه، شهید ره عشق، اهل حقیقت، وطن، شعر شهید، شعر شهادت، شعر شهدا، شعر شهید و شهادت، شعر جبهه، شعر جبهه و جنگ، شعر هفته دفاع مقدس، شعر یاد شهدا، شعر 8 سال دفاع مقدس، شعر درباره شهید، شعر درباره شهید و شهادت، شعر درباره هفته دفاع مقدس، شعر درباره جبهه و جنگ، شعر درباره شهدا، شعر درباره شهادت، شعر درباره شهید گمنام، شعر شهید گمنام، شعر درباره دفاع مقدس، شعر رفاقت با شهدا، شعر راه شهدا، شعر خون شهید، شعر خون شهدا، شعر خون شهیدان، شعر راه شهید، شعر راه شهادت، شعر منتظران شهادت، شعر شهدای آخر الزمان،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic