تاریخ : شنبه 12 مرداد 1392 | 04:48 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

به پاس قدردانی از رئیس جمهور

دکتر محمود احمدی نژاد

خواستم حالا که داری می روی،

هر چند شاید کمی دیر باشد

و هر چند عده ای خوششان نیاید،

اما تشکری کرده باشم.

 

آیا تاریخ تکرار خواهد کرد رئیس جمهوری در مرز با سرزمین های اشغالی بر علیه اسرائیل سخنرانی کند؟

آیا تاریخ تکرار خواهد کرد رئیس جمهوری بدون استفاده از شیشه ضد گلوله‌ی ویژه سخنران در تریبون عادی قرار بگیرد؟ آن هم در مرز لبنان و اسرائیل؟

 

                            

 آیا رئیس جمهوری خواهد آمد که هر بار قدم در آمریکا بگذارد لرزه بر اندام استکبار بیاندازد؟

 

         

آیا رئیس جمهوری خواهد آمد که در مجامع بین المللی نام امام زمان (عج) و انسان کامل را بر زبان جاری کند و گفتمان مهدویت را زنده نگهدارد؟

 

آیا رئیس جمهوری خواهد آمد که چند ساعت مانده به پایان دوره ریاست جمهوری اش آن هم در روزی که قرار است حکم تنفیذ رئیس جمهور آینده داده شود باز برای بازدید از پروژه ها و افتتاح آنها برود؟

 

آیا رئیس جمهوری خواهد آمد که در آخرین نطق سخنرانی اش از مردم حلالیت بطلبد و خود را بدهکار مردم بداند. (نه همچون خاتمی که خود را در آخرین سخنرانی اش طلبکار مردم می دانست)

 

آیا رئیس جمهوری خواهد آمد که از منتقدین خود تشکر و قدردانی کند با وجودی که بیشترین و بی سابقه ترین توهین ها (هم از نظر کمیت و هم کیفیت) را در این هشت سال از همین منتقدین (دشمنان دوست نما) دید؟

 

آیا رئیس جمهوری خواهد آمد که در آخرین روز فعالیتش در نامه ای به قوه قضائیه تمام دارایی هایش را مکتوب اعلام کند. همانطور که در بدو آمدنش اعلام کرد؟

 

آیا رئیس جمهوری خواهد آمد که تمام نقاط محروم و شهرهای کشور را از نزدیک ببیند و همسفره فقرا بشود؟

 

چه کسی جز خود «تو» جرأت داشت در سازمان ملل و مجامع بین المللی «هولوکاست» را به چالش بکشد و موجودیت اسرائیل غاصب را به زیر سوال ببرد.

 

                                              

از خدماتی که کرده ای چیزی نمی گویم چون که خودت بارها گفته ای و آن که باید بداند و قدردان باشد می داند و قدردان است و کسی هم که نمی خواهد ببیند باز خواهد گفت که دروغ می گویی. بگذار دیگران هر چه می خواهند بگویند.

 

یادم می آید همیشه از مردم حرف زدی و مردم را ولی نعمت خود می دانستی.

چه کاریکاتورها و تصاویری که از تو نساختند.

چه حرفهایی که پشت سرت نزدند، چه تهمت و افتراهایی که نگفتند و تو در این هشت سال نجیبانه صبر کردی و هیچ نگفتی چرا که وقت خود را وقف خدمت به این ملت کرده بودی و نمیخواستی از این وقت زمانی را برای دفاع از خود اختصاص دهی.

 

اینقدر کار می کردی که حتی اگر از مرخصی قانونی خود هم استفاده می کردی و به خود استراحت می دادی و به ویلای شمال می رفتی (ویلایی که هرگز نداشتی) باز به تو انگ می زدند که دیدید دوباره خانه نشین شد.

 

نمی گویم نقص نداشتی، داشتی! گاهی هم اشتباه کردی، خب مگر تو انسان نبودی؟! مگر قرار بود معصوم باشی؟ ما هم از پاره ای رفتارهایت رنجیده خاطر شدیم و گاه خونه دل خوردیم اما اینقدر هم نمک به حرام نبودیم که خدماتت را نادیده بگیریم. چرا که اشتباهاتت در مقابل خدماتت و در مقابل جهاد هشت ساله ات قابل چشم پوشی بودند.

 

  

دوستت داشتم و دارم بخاطر سادگی ات.

دوستت داشته و دارم بخاطر اینکه از جنس مردم و با مردم بودی.

دوستت داشته و دارم چون شجاعت بی نظیرت را بعد از رهبری در هیچ رئیس جمهوری ندیدم.

  

 

تمام امیدمان به این بود که بعد از «تو» کسی خواهد آمد که راه تو را با جدیت تمام ادامه دهد. آن هم بدون نقصهایت. می دانی از چه کسی سخن می گویم.

 

          

مردی که می توانست «گفتمان انقلاب اسلامی» را که «تو» خود آغاز گر آن بودی (هر چند آنگونه که شایسته بود به پایان نرساندی) ادامه دهد.

اما چه کنم که در کشور ما «دموکراسی» واقعی برپاست و مردم ما این را نخواستند و با رای خود سرنوشت کشور را به گونه ای دیگر رقم زدند.

(کسانی که به این پست انتقاد دارند باید خدمتشون عرض کنم که در کشور ما آزادی بیان وجود داره. این همه شما تو این هشت سال فحش دادید بذارید یکبار هم یکی تعریف کنه!!!!. نظرات توهین آمیز به «احمدی نژاد» با عرض معذرت حذف خواهند شد! پس زحمت نوشتن به خودتون ندید!!!!)

                                              «آرمان بدیعی»




طبقه بندی: سیاسی،
برچسب ها: گفتمان انقلاب اسلامی، ‌دکتر محمود احمدی نژاد، دکتر سعید جلیلی، ‌دموکراسی، امام زمان (عج)، سازمان ملل متحد، هولوکاست، خداحافظ احمدی نژاد، خداحافظی با احمدی نژاد، انتخابات 88، وزارت کشور، اسرائیل، کاریکاتور احمدی نژاد، توهین به احمدی نژاد، قوه قضائیه، سید محمد خاتمی، پایان دوران ریاست جمهوری دکتر محمود احمدی نژاد، انسان کامل، مجامع بین المللی، رهبری، دوستت دارم، مردی از جنس مردم، سرزمین های اشغالی، لبنان،

تاریخ : سه شنبه 8 مرداد 1392 | 07:39 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

براتون تصویر رویای خیالی و قشنگ صهیونیست بیچاره رو گذاشتم...  و در ادامه بیانات امام خامنه ای، حتما بخونیدشا!!

 

الان این رژیم منحوس همینجوریش عین چی تو گل گیر کرده!!!! میگی نه؟!!! به رادیو اسرائیل سر بزن!

 

واقعا اینجاست که میگن شتر در خواب بیند پنبه دانه...

بیانات امام خامنه ای (حفظه الله)

4/2/1380

 

اشغال این سرزمین براساس یك طرح چندجانبه، پیچیده و با هدف جلوگیرى از اتّحاد و پیوستگى مسلمانان و پیشگیرى از تأسیس مجدّد حكومتهاى قدرتمند مسلمان بود. دلایلى در دست است كه نشان مى‌دهد صهیونیستها با نازیهاى آلمان روابط نزدیك داشتند و ارائه آمارهاى اغراق‌آمیز از كشتار یهودیان، خود وسیله‌اى براى جلب ترحّم افكار عمومى و زمینه‌سازى براى اشغال فلسطین و توجیه جنایات صهیونیستها بوده است. حتّى دلایلى در دست است كه عدّه‌اى از اراذل و اوباشِ غیریهودىِ شرق اروپا را به نام یهودى به فلسطین كوچانیدند تا با پوشش حمایت از بازماندگان قربانیان نژادپرستى، یك حكومت معاند اسلام را در قلب جهان اسلام نصب كنند و پس از سیزده قرن، یك گسستگى بین مشرق و مغرب اسلامى ایجاد نمایند. در آغاز، مسلمانان غافلگیر شدند؛ چون از كُنه طرح صهیونیستها و حامیان غربى آنها مطّلع نبودند.

 

رژیم اسرائیل از زمانى كه رسماً توسط سازمان ملل تأیید شد - یعنى بیش از نیم قرن قبل - تا سال گذشته یكّه‌تازى مى‌كرد و هیچ چیز و هیچ كس جلودارش نبود؛ ولى مقاومت اسلامى لبنان كه مركّب از چند هزار جوان مسلّح به سلاح ایمان است، خواب این رژیم و حامیانش را پریشان كرد. این جوانان عزیز بدون دادن هیچ‌گونه امتیازى به اسرائیل، آن رژیم غاصب را با خوارى از جنوب لبنان بیرون كردند. پیروزى این عزیزان، چراغ راهِ دیگر مبارزان مسلمان شد و امروز شاهد انتفاضه مسجدالاقصى‌ هستیم كه از نوع مقاومت اسلامى لبنان در ابعادى وسیع است.

 

اسرائیل كه روزى در این منطقه عربده مى‌كشید و همه خواسته‌هاى خود را بر ملتهاى عربى دیكته مى‌كرد، اینك ناتوان و افسرده در برابر عظمت مقاومت اسلامى، بر زمین زانو زده است؛ این بخشِ كوچكى از تواناییهاى ملتهاى مسلمان و عرب است. یقین بدانید كه اگر همه امكانات جهان اسلام و حتّى بخشى از آن در این مسیر به كار گرفته شود، ما شاهد زوال و نابودى رژیم صهیونیستى خواهیم بود. اسرائیل در جنوب لبنان از یك مقاومت چند هزار نفره شكست خورد. درست است كه حزب‌اللَّه، امتداد مردمىِ عمیقى داشته و به هنگام ضرورت توانسته است هزاران، بلكه دهها هزار نیرو را بسیج كند؛ ولى به طور مستمر فقط از چند هزار، بلكه گاه از چند صد نیرو در محورهاى رویارویى با اشغالگران صهیونیست بهره برده است. یعنى اسرائیل و همه امكانات نظامى آن و فنآورى تسلیحاتى و پیشرفته‌اش - كه به زرّادخانه امریكا متّصل است - از چند صد جوانِ باایمان و پُرشور كه از سلاحهاى بسیار ابتدایى در جنگ بهره مى‌برند، شكست خورد. البته سلاح قوى و شكست‌ناپذیر آنها، سلاح ایمان بود.

 

پس، الگوى مقاومت و مبارزه پیش روى ماست؛ یعنى مى‌توان با مقاومت و مبارزه و البته تحمّل خسارت، به پیروزى رسید. درعین‌حال الگوى شكست نیز پیش روى ماست و آن دل بستن به روشهاى سازشكارانه و كاسه گدایى صلح در دست گرفتن است. نتیجه آن نیز تحقیر، به ذلّت كشاندن و در نهایت تحمیل یكطرفه خواسته‌هاى اسرائیل است كه این را نیز عیناً مشاهده كردیم.




طبقه بندی: سخن ولایت، فلسطین، انتفاضه، قدس، رژیم پهلوی،
برچسب ها: کشتار یهودیان توسط نازی ها، هولوکاست، اراذل و اوباش، اشغال فلسطین، آلمان نازی، جنایات صهیونیستها، سازمان ملل، مقاومت اسلامی لبنان، سلاح ایمان، جهان اسلام، اسرائیل، رژیم صهیونیستی، بسیج، زرادخانه آمریکا، مذاکرات سازش با اسرائیل، مذاکرات صلح با اسرائیل، بیانات امام خامنه ای درباره اسرائیل، بیانات مقام معظم رهبری درباره اسرائیل، بیانات رهبر انقلاب اسلامی درباره اسرائیل، بیانات حضرت آیت الله خامنه ای درباره اسرائیل، بیانات حضرت آیت الله العظمی درباره اسرائیل،
دنبالک ها: برو به جهنم اسرائیل،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic