تاریخ : پنجشنبه 13 مهر 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«نماز ما»

نماز ما ، اعتراض به غفلتها، به تنهایی ها، به سرگردانی ها، به خدایان دروغین (شهوتها، شهرتها، ثروتها و قدرتها)

نماز ما اتصال به مبداء هستی

نماز ما حلقة وصال به زلف یار

نماز ما اولش كفر است به طاغوت و آخرش ایمان است به الله.

نماز ما بت شكن است، بت ساز و بت خانه را می شكند.

نماز ما معراج ما، سرود ما، شعور ما، شعار ما

نماز ما نمایانگر تسلیم ما به زیبایی ها... به لاله های سرخ كربلا 

نمار ما تار و  پود ما، متن زندگی ما، زبان ما، حیات ما

نمار ما نمایانگر هدف ما؛ كه هم خود را می سازیم و هم جامعه را

نماز ما برای پاكی ما و جامعة و رهبران ما

نماز ما شكستن سكوت است، امر است به معروف و نهی است از منكر

نماز ما فریاد ما به خفتگان روز و مردگان شب

نماز ما بیدار باش رفتن است، نه همنوازی ماندن

نماز ما هشدار ما، كه از ایمان ما نان و نام بدست نیاید

نماز ما نه طمع به آفرین ها و نه ترس از نفرینها بلكه؛ قربت الی الله است. نه قربت الی الناس.

 نماز ما توجیه گر وضع موجود نیست، كه هم مبارزه با خویش است و هم مبارزه با جمشید.

در سجادة ما هم مهر است و هم تسبیح؛ هم قلم است و هم شمشیر.

«والسلام»




طبقه بندی: نماز،
برچسب ها: نماز، کربلا، لاله های سرخ، شهوت، ثروت، قدرت، ایمان، معراج، سرود، زندگی، هدف، امر به معروف و نهی از منکر، تسبیح، سجاده، قلم، شمشیر، وصال یار، کفر، کفر و ایمان، آنتی ویروس نود 32، آنتی ویروس ESET NOD32 Antivirus 4،

                                                                                                                                                     

«از با بوی یاس، تا خاكی؛ با بوی یاس»

«خاطرات سفر به سرزمین نور»

«قسمت هفتم»

به استاد طاهرزاده گفتم: می‌خوام برم سفر برای دیدن اون عزیزهای‌ سفر كرده، بهم گفتند‌: خوش‌به‌حالتون خوب جایی دارین می‌رین. گفتم: استاد، من اوّلین بارمه كه دارم می‌رم، شما بگین اون‌جا رفتم چی‌كار كنم؟ بهم گفتند: فقط معاشقه. گفتم: غیرِ اون چی‌كار كنم؟ بازم گفتند: فقط معاشقه!  گفتم: چه دعایی‌رو بخونم بهتره؟ گفتند: اگه تونستی مناجات شعبانیه. گفتم: از حال‌و هوای اون‌جا برام بگین؛ گفتند: وقتی پا گذاشتم به‌ یكی از اون سرزمین‌های مقدّس، خودم‌رو توی كربلا می‌دیدم. حس‌اش عجیب و وصفش نگفتنی!

 

                                      برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: راهیان نور،
برچسب ها: راهیان نور، سرزمین نور، خاطرات راهیان نور، خاطره از راهیان نور، خاطره از اردوی راهیان نور، خاطره ای از راهیان نور، همراه با راهیان نور، سفر به سرزمین نور، شهید، شهادت، شهدا، شهید و شهادت، سرزمین عشق، جبهه، جنگ، جبهه و جنگ، شهدای گمنام، استاد طاهرزاده، استاد اصغر طاهرزاده، هویزه، کربلای هویزه، شهدای هویزه، یادمان هویزه، شهید سید حسین علم الهدی، شهید علم الهدی، شهید محمد دلجو، روز قیامت، امام زمان (عج)، دعای عهد، نماز، نماز صبح، مناجات شعبانیه، انسان سالک، سالک الی الله، عاشقانه، عشق، رنگ خدا، وصال یار، سالار شهیدان، عشق حسینی، عشق الهی، امام حسین (ع)، کربلا، عاشق، جامعه، درس عشق و ایثار، محمد رسول الله (ص)، عاشورا، بندگی، وطن، ناموس، اسلام، خون، روز عاشورا، آرزو،

تاریخ : چهارشنبه 15 شهریور 1391 | 06:59 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

ای لقای تو جواب هر سؤال     مشکل از تو حل شود بی قیل و قال

لقای حضرت حق و دیدار اولیاء الهی و حضور در جوار معشوق حقیقی دافع همه مشکلات و گرفتاری هاست. انسان تا به مرحله وصل نرسیده است چون و چرا می کند و پرسش هائی برای او رخ می نماید که به دریافت پاسخ نیاز دارد. همینکه عاشق به مطلوب خود دست یافت و او را در کنار گرفت و لقاء حاصل شد دیگر مشکلی باقی نمی ماند که برای حل آن نیاز به گفتگو و جدال و قیل و قال باشد. چراکه معشوق و مراد بالاترین خواست عاشق و مرید است و چون دیدار میسر شد پاسخ سؤال ها نیز در آن ملاقات و رسیدن به مطلوب مستتر است و چنانچه نقصی هم باقی بماند سالک در جوار مراد بدون نگرانی با استفاده از اشراف ولی خدا آنها را مرتفع می کند.

به طور کلی سؤال تا زمانی وجود دارد که وصال رخ نداده است و لذا به محض تحقق وصال، دیگر سؤالی باقی نمی ماند.




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: شرح مثنوی، مثنوی معنوی، مولوی، جلال الدین محمد بلخی، مولانا، مثنوی معنوی مولوی، عاشق، وصال یار، معشوق، عاشق و معشوق، سالک الی الله، لقای حق، مرید و مراد، ملاقات حق،
دنبالک ها: جمال حق،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات