تاریخ : چهارشنبه 29 شهریور 1391 | 07:25 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

قبله کجاست؟

قبله كجاست

یك روز وقتی برای بررسی نیاز مجروحین به بخش رفتم، مجروحی را از اتاق ویژه خارج می‌كردند. صبر كردم. پرستاری از اتاق دیگر بیرون آمد. پشت سرش داخل اتاق شدم. چشمان مجروح باز بود و به اطراف نگاه می‌كرد.

ـ سلام علیكم برادر! خدا را شكر، حالتان خوب است. می‌خواهید با خانواده‌تان تماس بگیریم و خبر سلامتی شما را بدهیم؟ هر وقت چیزی خواستید، خبرمان كنید!

همین‌طور مثل نوار ضبط، پشت سرهم می‌گفتم. چشمم به سرم‌هایی بود كه به دست و پای او وصل بود. خیره شده بود. ناگهان كلامم را با تركش قاطعیت برید: قبله كدام طرف است؟

             برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: شهید و شهادت و شهدا،
برچسب ها: داستان با موضوع شهید و شهادت، شهید، شهادت، امام حسین، یا زهرا، یا صاحب الزمان، حضرت زهرا (س)، امام زمان (عج)، پرستار، پرستاری، داستان در موضوع دفاع مقدس، خاطرات دفاع مقدس، داستان با موضوع دفاع مقدس، داستان با موضوع شهادت، قبله، ترکش،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات