تاریخ : دوشنبه 22 آبان 1391 | 12:03 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

با لب دمساز خود گر جفتمی          همچو نی من گفتنی ها گفتمی

جلال الدین در این بیت می گوید: انسانها چنانچه همراز خود را بیابند و با همنشین خود دمساز شوند، سخن های فراوانی برای گفتن و رازهای بسیاری برای گشودن دارند. این یک اصل کلی است که هر کس با همساز خود درآمیزد، مشترکات خود را با او در میان می نهد. صاحبان اسرار الهی نیز چنیند. اولیاء الهی اگر با جان های آماده جفت شوند، پرده از رازهای درون می گشایند و از غوغای جانِ خود حکایت ها می کنند؛ همچون نی که پس از جفت شدن با لب یار، نواها می نوازد.

قاعده این است که انسان با کسانی رفاقت و دوستی می کند که زبان حالشان را بداند و اشتراکاتی با آنان داشته باشد.

حکیمی در مسیری می رفت. مشاهده کرد کبک و زاغی در کنار هم ایستاده اند. تعجب کرد که چگونه مرغی کم تحرّک با پرنده ای تیز پرواز مأنوس شده است. به آن دو نزدیک شد. دید هر دو از یک پا لنگ هستند!

منبع: جمال حق

 




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، رفاقت و دوستی، لب یار، رازهای درون، پرواز، اولیاء الهی، همراز، همساز، غوغای جان، آنتی ویروس نود 32، nod32،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : دوشنبه 22 آبان 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

هر که را جامه ز عشقی چاک شد          او ز حرص و عیب کلی پاک شد

چنانچه انسان جامۀ صفات رذیله را چاک کند و لباس بندگیِ هوس ها را از تن بیرون کند و جامۀ عشق حق بپوشد و در دریای عشق الهی غوطه ور شود، از همۀ عیوب و رذیلت ها پاک می شود.

عشق اکسیری است که مسِ وجود آدمی را تبدیل به طلای ناب می کند. هر کس گریبان خود را از عشق بدراند و حلاوت عاشقی را بچشد، صفات ناپسند از او رخت بر می بندد و جانش نورانی می شود؛ از ظلمتِ تن بیرون می آید و در وادی پاکی ها گام در می نهد. در این بیت جلال الدین شاخصۀ پاکان را ظهور عشق در آنان دانسته است.

درک این معنا در دایرۀ عشق های مجازی نیز تا حدودی امکان پذیر است.

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، حرص، لباس بندگی، انسان، صفات رذیله، بندگی هوس، جامة عشق، دریای عشق الهی، حلاوت عاشقی، اکسیر عاشقی، مس وجود، طلای ناب، عشق، صفات ناپسند، ظلمت تن، ظهور عشق، عشق مجازی، آنتی ویروس نود 32، nod32،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : یکشنبه 21 آبان 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

کوزۀ چشم حریصان پر نشد          تا صدف قانع نشد پر درّ نشد

آدمیان حریص و آزمند هرگز سیر نمی شوند و همواره طمع و حرص، آنان را به وادی فزون خواهی می افکند و زیاده خواهی آنان را رها نمی کند. و لذا در تمام عمر در وادی آزمندی پریشانحال و نگرانند و سیمای آرامش را هیچگاه نمی بینند. اینگونه افراد به میزانی که در میدان حرص و ولع بیشتر می تازند، تشنه تر می شوند.

آدمی اگر همچون صدف در میان دریا به قناعت رو کند و از آزمندی دست بشوید، تبدیل به گوهری گرانبها در بحر بیکران هستی می شود و قدر و منزلت بسیار می یابد و به آرامشی که نیاز روح و روان انسان است می رسد و جانش شکوفا می شود و گوهرها می پروراند.

دُر ّقناعت، بی نیازی و عزّت نهفته است.

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، صدف، حرص، قناعت، بی نیازی، حرص و طمع، فزون خواهی، زیاده خواهی، آرامش، آزمندی، روح و روان، روان انسان، شکوفایی جان، آنتی ویروس نود 32، nod32،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : شنبه 20 آبان 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

گر بریزی بحر را در کوزه ای          چند گنجد؟ قسمت یک روزه ای

این بیت به این نکته اشاره دارد که هر انسانی همانقدر بهره مند می شود که ظرفیت دارد. و لذا اندوختن و فراهم کردنِ بیش از نیاز،  همچون ریختن آب دریا در کوزه است. یعنی در هر صورت، حریصان و آزمندان نصیبی بیش از قسمت یک روزه ندارندپس بهتر است به جای افتادن در وادی حرص و آز  که همواره انسان را در حالت پریشانی و اضطراب نگه می دارد، خود را از آرامشِ قناعت بهره مند سازیم.

ظرفیت انسانها به فراخور احوال درونی آنها متفاوت است و آنان که از سلطۀ منِ طبیعی خارج نشده اند، ظرف وجودیشان آنقدر کوچک است که با دریافت تنها یک جرعه سرریز می شود و همچون یک کوزۀ آب، فقط برای مصرف یک روز گنجایش دارد. از سوی دیگر، انسانهای خارج شده از دایرۀ خواسته های نفسانی، ظرف وجودیشان به سادگی پر نمی شود و همواره پذیرای جام های معرفتند و هر لحظه تشنه تر می شوند.

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، خواسته های نفسانی، قناعت و سادگی، ظرفیت انسان، آرامش، حرص و آز، اضطراب و پریشانی، جام معرفت، بحر، آنتی ویروس نود 32، nod 32،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : شنبه 20 آبان 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

هر که جبر آورد خود رنجور کرد          تا همان رنجوریش در گور کرد

هر که از روی کاهلی و سستی به جبر متوسل شود، خود را پریشان و بیمار می کند و سرانجام همان پریشانی و بیماری او را به کام مرگ می فرستد. برخی از انسانها برای فرار از مسئولیت و کار و تلاش، خود را منزوی و افسرده و بیمار می کنند و بی همّتی خود را به جبر و ارادۀ خداوند نسبت می دهند و با گفتن اینکه: خداوند چنین خواسته است، بی تدبیری ها و تنبلی های خود را توجیه می کنند و بیهوده خود را تسلیم گرفتاری ها می سازند و همواره به خود تلقین می نمایند که سرنوشتِ ما چنین بوده است. مولانا در بیت دیگری به تبیین این موضوع پرداخته و از قول پیامبر اعظم (ص) می گوید:

گفت پیغمبر که رنجوری به لاغ          رنج آرد تا بمیرد چون چراغ

چنانچه کسی خود را رنجور و بیمار جلوه دهد و در واقع بی اختیاری و یأس و ناتوانی را به خود تلقین کند، کم کم این بیماریِ خودساخته ارکان شخصیت او را نابود می سازد و در نهایت همچون چراغی که روغن آن تمام می شود، خاموش می شود و می میرد.

لاغ = تصنّعی، ساختگی

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، پیامبر اعظم (ص)، پیامبر اکرم (ص)، تلقین، افسردگی، بیماری، جبر، اراده خدا، سستی و کاهلی، کار و تلاش، آپدیت آنتی ویروس نود 32،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : جمعه 19 آبان 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

منبع حکمت شود حکمت طلب          فارغ آید او ز تحصیل و سبب

کسی که در طلب دریافت حکمت های الهی باشد و بخواهد از راه باطن به درک و شهود معانی برسد، همان طلب و خواست او منبع و مخزن حکمت می شود و چون به خزانۀ حکمت برسد از تحصیل علوم ظاهری و اسباب و علل صوری بی نیاز می گردد. اصولاً انسان از دو راه می تواند به آگاهی دست یابد: یکی از طریق علم به معنای کسب دانش و فراگرفتن علوم گوناگون ظاهری و مادی، و دیگری از راه شهود که بر اثر تقوا و ممارستِ زاهدانه و جلا دادن دل و جان حاصل می گردد.

حکمت های شهودی از صلابت و سلامت افزونتری برخوردارند و کسانی که به اینگونه آگاهی ها مجهز می شوند، به علوم ظاهری نیازی ندارند. انبیاء و اولیاء الهی از طریق تقویت روح و توسعۀ جان به آگاهی ها و حکمت های عمیق و گسترده دست یافته اند. آگاهی شهودی در واقع متصل شدن به دریای بیکران دانش حضرت حق است.

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، حکمتهای الهی، تقوا، شهود، انبیاء الهی، حضرت حق، درک شهودی، علوم مادی، علوم ظاهری، آنتی ویروس نود 32، آپدیت آنتی ویروس نود 32،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : پنجشنبه 18 آبان 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

در بیان این سه کم جنبان لبت          از ذهاب و از ذهب وز مذهبت

همواره از سه چیز با نامحرمان کمتر سخن در میان آر و زبان بربند که اگر این سه را بر نااهلان آشکار سازی با مخاطرات فراروان مواجه خواهی شد. آن سه عبارتند از:

1) راه و مقصد      2) میزان ثروت و دارایی      3) اعتقادات و باورها

چرا که چون راه و مقصدت را برملا سازی چه بسا رقیبان و راهزنان در راه تو خلل و مانع ایجاد کنند و مقصد بر تو ببندند. اگر از دارایی خود سخن بگویی ای بسا که حسودان و بدخواهان بر تو طمع کنند و به تو گزند رسانند. و چنانچه از دین و اعتقادات خود سخن بگویی کوته فکران و سطحی اندیشان بر تو بتازند و تو را از پای درآورند؛ زیرا این سه پدیده دارای دشمنان بسیاری می باشند که همواره در کمین هستند تا به دارندۀ این سه سرمایه آسیب برسانند.

کین سه را خصم است بسیار و عدو          در کمینت ایستد چون داند او

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، دارایی و ثروت، اعتقادات و باورها، مذهب، نامحرمان، حسد، بدخواهی، طمع، دین، سطحی اندیشی، کوته فکری، آنتی ویروس نود 32، آپدیت آنتی ویروس نود 32،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : چهارشنبه 17 آبان 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

مشورت ادراک و هشیاری دهد          عقل ها مر عقل را یاری دهد

مشورت کردن با خردمندان همواره مورد توصیه و سفارش بزرگان بوده است. امام علی (ع) فرموده اند: هر کس با انسانهای آزموده مشورت کند، در خرد و عقل آنان شریک می شود. بهره گیری از اندیشه و تجربۀ دیگران از طریق مشورت، ادراک آدمی را افزایش می دهد و هشیاری او را ارتقاء می بخشد. چرا که عقل ها یکدیگر را یاری می رسانند و راه را روشن تر می کنند؛ همانگونه که روشن کردن چندین چراغ در یک اتاق، باعث افزایش نور و وسعت روشنایی می شود و پدیده های موجود در آن فضا را بهتر آشکار می سازد. خرد انسانها در برخورد و تضارب با یکدیگر، شعله ها می آفریند و اندیشه را جلا می بخشد و زوایای پنهان مسائل را آشکار می کند.

پیامبر اسلام (ص) می فرماید: مشورت كن زیرا كه مشاور، امین است:

گفت پیغمبر بکن ای رای زن          مشورت کالمستشار موتمن

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، مشورت، عقل، خردمند، امام علی (ع)، خرد، اندیشه، پیامبر اسلام (ص)، آنتی ویروس نود 32، آپدیت آنتی ویروس نود 32،

تاریخ : سه شنبه 16 آبان 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

گوشِ خر بفروش و دیگر گوش خر          کین سخن را درنیابد گوشِ خر

گوشِ خر در این بیت کنایه از حواس جسمانی انسان است. خر سمبل جهالت و نادانی شناخته می شود. حواس ظاهری و جسمانی در مرتبه ای قرار دارند که قادر به دریافت و درک حقایق عمیق و اسرارآمیز نیستند. حواس پنجگانۀ انسان به محسوسات توجه دارند و فاقد توان شهود معانی ژرف و معارف لاهوتی می باشند.

این قانون به ما می آموزد که با گوش ظاهری امکان شنیدن ندای باطن و غوغای روح و جان وجود ندارد. برای دریافت حقایقِ عالم معنا راه چاره آن است که از گوش جسمانی بگذریم و گوش دیگری بگشاییم، تا توان شنیدن ندای جان را بیابیم. چرا که حواس مادی از حد فرا گرفتن علوم عقلی و نقلی فراتر نمی روند و اتکاء به آنها همچون تکیه بر پای چوبین است که آدمی را به مقصود نخواهد رساند؛ بلکه در میانۀ راه او را در بیابان سرگردان خواهد کرد.

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، حواس مادی، علوم عقلی، علوم نقلی، روح و جان، حواس جسمانی، جهالت و نادانی، خر، ندای جان، ندای باطن، آنتی ویروس نود 32، آپدیت آنتی ویروس نود 32،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : دوشنبه 15 آبان 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

گر به صورت آدمی انسان بُدی          احمد و بوجهل خود یکسان بُدی

آدمیان از جهت ویژگی های ظاهری همانند یکدیگرند. چه بسیار کسانی که بویی از انسانیّت نبرده اند و از باطنی گرگین صفت برخوردارند ولی ظاهر انسان گونه دارند. اگر شکل و قیافۀ ظاهری تنها مصداق انسان بودن باشد، آنگاه تفاوتی میان پیامبر و ابوجهل نخواهد بود. بنابراین قضاوت در مورد انسان بودن یک فرد، با شناخت اعمال و رفتار او ممکن می شود. تفاوت انبیاء الهی با دشمنان حقیقت، از راه و رسم و منش و گویش و اندیشۀ آنان آشکار می گردد.

نقش کشیده شده از یک انسان بر روی دیوار، همانند و شبیه خود آن فرد است و از لحاظ ظواهر کمبودی ندارد. ولیکن این تصویرِ نقش بسته بر دیوار، از گوهر جان بی بهره است. پس اعتبار و انسانیّت آدمی به کیمیای جان اوست؛ نه به صورت خوش آب و رنگ او.

                           نقش بر دیوار مثل آدم است            بنگر از صورت چه چیز او کم است

                           جان کم است آن صورت با تاب را          رو بجو آن گوهر کم یاب را

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، ابوجهل، انسانیت، پیامبر، انبیاء الهی، دشمنان حقیقت، کیمیای جان، حضرت محمد (ص)، پیامبر اکرم (ص)، آنتی ویروس نود 32، اپدیت آنتی ویروس نود 32،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : یکشنبه 14 آبان 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

آب در کشتی هلاک کشتی است          آب اندر زیر کشتی پشتی است

تعلق به دنیا و مظاهر آن، و در دل جا دادن حُب و علاقۀ دنیا، همانند آن است که درون کشتی را از آب پر کنیم و آن را به قعر دریا بفرستیم! آب اگر در زیر کشتی باشد همانند پُشتی و تکیه گاه عمل می کند و امنیت می آفریند و انسان را با اطمینان از فراز و نشیب ها عبور می دهد. ولی اگر همان آب به درون کشتی راه یابد، اسباب سقوط آن را فراهم می سازد.

دنیا و تعلقات آن چنانچه ابزار و وسیله ای باشد برای حرکت در دریای جان و رسیدن به تعالی و کمال، بسیار نیکو و پسندیده است. ولی اگر غبار تعلقات دنیا بر جان لطیف و پاک انسان بنشیند، همچون آب در کشتی، آدمی را به فعرِ سقوط خواهد برد و در منجلاب هواهای نفسانی غرقه خواهد نمود. پس چاره آن است که دروازه های دل را به روی هواها ببندیم و روزنه های جان را برای دریافت معانی و معارف الهی بگشاییم.

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، کشتی، حب دنیا، سقوط، تعلق به دنیا، رسیدن به کمال، هواهای نفسانی، معارف الهی، آنتی ویروس نود 32، آپدیت آنتی ویروس نود 32،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : شنبه 13 آبان 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

مکر آن باشد که زندان حفره کرد          آنکه حفره بست آن مکری است سرد

تدبیر و چاره اندیشیِ خردمندانه و هوشیارانه آن است که انسان برای خروج از زندان های خودساخته راهی بیابد و با حفره کردن در حصار زندان مسیری برای آزادی خود بگشاید و خود را از قید و بند زندان نفس برهاند؛ نه اینکه روزنه ها را محدود کند و با بی خردی و سوءتدبیر راه های فرار از زندان را بر خود ببندد و منفذها را کور سازد. جلال الدین می گوید: این جهان و تعلّقات آن زندان انسان است و ما همه زندانیان آنیم. چاره آن است که منفذی بگشاییم و خود را از این زندان برهانیم و به سرزمین نورانیِ جان داخل شویم.

این جهان زندان و ما زندانیان          حفره کن زندان و خود را وارهان

غفلت از توانایی های جان و از یاد بردن منشأ قدرت در جهان، مصداق دنیا و دنیاخواهی است. در حقیقت پشت کردن به خدای هستی، روی کردن به دنیا و ورود به زندان است.

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، زندان، تدبیر و چاره اندیشی، انسان، زندان نفس، آزادی، بی خردی، سوء تدبیر، حصار تن، مسیر آزادی، منشأ قدرت در جهان، آنتی ویروس نود 32،

تاریخ : جمعه 12 آبان 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

گر توکّل می کنی در کار کن          کشت کن پس تکیه بر جبّار کن

یکی از برداشت های نادرست که گاهی در جامعه مشاهده می شود، نوع باور بعضی از افراد به موضوع مهم توکل است. این دسته از افراد تصور می کنند که معنای توکل آن است که از هر گونه کار و تلاش و تدبیر دست بشویند و صرفاً با گفتن جملۀ توکل بر خدا، دسترسی به هدف خود را به عهدۀ خداوند بگذارند و خود در گوشه ای بنشینند و منتظر نتیجه ای باشند که برای آن هیچ تلاشی نکرده اند.

مولانا در این بیت با استفاده از حدیث معروف نبوی می گوید: توکل کردن با جوهرِ کار و کوشش درآمیخته است و انسان متوکّل کسی است که به وظایف خود در حد مقدورات خویش عمل می کند و بقیۀ امور و نتیجۀ کار را به خداوند محوّل می نماید و از او برای رسیدن به هدف مطلوب یاری می جوید. کشاورزی که زحمت کاشتن دانه و بذر را به خود نمی دهد و تنها با تکیۀ بر توکل، انتظار برداشت محصول دارد، هرگز میوه ای نخواهد چید. مولانا می گوید: ابتدا دانه ها را بکارید و سپس بر خداوند توکل کنید. تا او در امتداد تلاش شما، عوامل خارج از دسترس شما را به حمایت و یاریتان گسیل دارد.

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، توکل، کار و کوشش، امتداد، انتظار، برداشت محصول، میوه، کشاورزی، هدف، دسترسی به هدف، کار و تلاش، آنتی ویروس نود 32، آپدیت آنتی ویروس نود 32،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : چهارشنبه 10 آبان 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

شکر قدرت قدرتت افزون کند          کفر نعمت از کفت بیرون کند

قدرت و توانایی های گوناگون انسان، نعمت هایی هستند که خداوند در وجود آدمی به ودیعه نهاده است. شکوفا کردن این توانایی ها و بکار گرفتن آنها در مسیر کمال و خدمت به انسانها، در حقیقت همان شکر نعمت را به جا آوردن است. این قانون به ما می آموزد: قدرت و توانایی های خود را در مسیر حق بکار بگیرید تا بر اثر استفادۀ صحیح از این توانمندی ها، قدرت شما فزونی یابد.

چنانچه انسان از استعدادهای خود در جهت مطلوب بهره بجوید، هم استعدادهایش شکوفاتر و قدرتمندتر می شود و هم باعث خلق توانایی های نو و تازه می شود. اما اگر از این استعدادها استفاده نشود، در وجود آدمی دفن می شوند و انسان بواسطۀ این غفلت، نعمت های فراوانی را از کف می دهدقرآن کریم می فرماید: لئن شکرتم لازیدنکم و لئن کفرتم انّ عذابی لشدید

شکر نعمت به معنائی که در بالا گفته شد موجبات افزایش آن را فراهم می سازد و کفر نعمت که به معنای بهره نجستن از نعمت است، ناسپاسی تلقی می شود و باعث از دست رفتن نعمت می گردد.

زآنکه بی شکری بود شوم و شنار          می برد بی شکر را در قعر نار

شنار: زشت

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، قانون زندگی، قوانین زندگی، ناسپاسی، قدرت، شکر نعمت، نعمتهای الهی، کفران نعمت، کمال انسان، مسیر کمال، مسیر حق، استعدادهای انسان، قرآن کریم، آپدیت آنتی ویروس نود32،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : سه شنبه 9 آبان 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فایل , آپلود دائمی

گفت پیغمبر به آواز بلند          با توکّل زانوی اشتر ببند

یکی از قواعد بسیار مهم که در زندگی آدمیان وجود دارد و سخن های فراوانی نیز در مورد آن گفته شده است، قاعدۀ توکل است. توکل یعنی خداوند را بر آنچه از توان و عهدۀ ما خارج است وکیل گرفتن و امور را به او محول کردن.

 

پیامبر اسلام (ص) فرمودند: برای اینکه شتر شما گم نشود زانوی او را ببندید و بقیۀ کار را به خداوند موکول نمایید.

 

پس توکل کردن به خداوند، اولاً با بهره جویی از اسباب و ابواب منافاتی ندارد و در حقیقت جای مقرراتِ انسان را نمی گیرد. ثانیاً توسل به اسباب و وسایل کافی نیست، چرا که بسیاری از امور در دسترس و اختیار انسان نیست و عوامل پیدا و پنهان فراوانی وجود دارد که می تواند علیرغم مقررات ما، به صحنه وارد شود و مسیر را بر خلاف میل ما تغییر دهد. اینجاست که توکل کردن و کار را به خدا سپردن باعث می شود ارادۀ حق داخل شود  و آن عوامل را بی آنکه ما بدانیم و بشناسیم کنار زند.

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، توکل، پیغمبر، شتر، قانون زندگی، قوانین زندگی، اختیار انسان، اراده حق، پیامبر اسلام (ص)، پیامبر اکرم (ص)، آپدیت آنتی ویروس نود 32،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : دوشنبه 8 آبان 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

با قضا پنجه مزن ای تند و تیز          تا نگیرد هم قضا با تو ستیز

ستیزه کردن با قضا و قدر موجب می شود که قضا و قدر نیز با انسان به ستیزه برخیزد. پنجه افکندن در چهرۀ قضای الهی و مخالفت و جنگ با آن، از ویژگی های انسانهای عجول و هیجان زده است که می کوشند تقدیرها را به کناری نهند و راهی را در پیش گیرند که در سرنوشت آنان رقم نخورده است. اینگونه انسانها در واقع آب در هاون می کوبند.

 

ما در پیرامون خود افرادی را می بینیم که برای رسیدن به مطلوب خود، به هر راهی می روند و به هر وسیله ای متوسل می شوند، ولی در واقع دانسته یا نادانسته پنجه در قضای الهی می زنند. قضای الهی نیز متقابلاً با آنان ستیزه می کند و درنتیجه این انسانها هیچگاه به آنچه می جویند دست نمی یابند. جلال الدین در این بیت توصیه می کند که همواره تسلیم امر حق و قضای او باشید. چرا که خداوند احوال شما را بهتر می داند و نیک و بد شما را بهتر می شناسد.

 

مرده باید بود پیش حکم حق         تا نیاید زخم از ربّ الفلق

 

باید تسلیم امر خدا بود تا بواسطۀ خروج از مسیر حق، حوادث ناگوار برای انسان پیش نیاید.

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، قضای الهی، قضا و قدر الهی، حکم حق، آب در هاون کوبیدن، مقام تسلیم، قضا و قدر، جنگ، مسیر حق،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : یکشنبه 7 آبان 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

تشنه را گر ذوق آید از سراب          چون رسد در وی گریزد جوید آب

انسانِ تشنه همینکه سراب و شبه آب را در پیش روی خود مشاهده می کند، خوشحال و شادمان به سوی آن حرکت می کند. ولی چون به آن نزدیک شد و فهمید که آن سراب، آب نیست از آن بیزار و گریزان می شود و دوباره به جستجوی آب واقعی می پردازد.

 

انسان ذاتاً در پی دست یافتن به حقایق هستی است و این جاذبه و کشش همواره در او وجود دارد. ولیکن سراب هایی نیز در مسیر زندگی قرار دارند که معمولاً آدمیان تشنه را مجذوب می سازند. این تشنگان به هوای رسیدن به حقیقتِ آب به سوی آن سرابها روان می شوند. ولی هنگامی که می رسند و مطلوب خود را نمی یابند، مجدداً به تکاپوی خود ادامه می دهند تا اینکه سرانجام به خواستۀ خود دست یابند. پدیده های غیرحقیقی و عاریتی، فاقد بقا و ماندگاری هستند و در نهایت ماهیت خود را آشکار می کنند. اگرچه به ظاهر شباهت زیادی با اصل و حقیقت داشته باشند.

 

آنکه مانند است باشد عاریت          عاریت باقی نماند عاقبت

منبع: جمال حق

 




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، سراب، حقایق هستی، حقیقت، تشنه، ذوق، آپدیت آنتی ویروس نود 32،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : شنبه 6 آبان 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

مادر فرزند جویان وی است          اصل ها مر فرعها را در پی است

همانگونه که مادران به دنبال فرزندان خویشند و نگران احوال بچه های خود هستند و دغدغۀ آنان را در سر دارند و فرزندان خود را جزئی از وجود خود می دانند، سایر پدیده های عالم نیز چنینند. همواره اصل ها در پی فرع ها روانند و آثار وجودی خود را چه نیک و چه بد دنبال می کنند.

 

آنان که طبیعت و سرشت دوزخی دارند به سوی اعمال ناشایست و صفات زشت کشیده می شوند و سرانجام نیز به مادر اصلی خود که همان دوزخ است باز می گردند. و آنان که سرشت و طبیعت بهشتی دارند به جانب پاکی ها و اعمال نیک جذب می گردند و در پایان نیز به همان اصل و مادر خود که بهشت و رضوان الهی است باز می گردند. همچون آب که روزی از مادر خود که دریاست جدا شده و دوباره بر اثر بخار شدن به فضا می رود و در نهایت به صورت برف و باران به اصل خود که دریاست رجوع می کند.

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، دوزخ، بهشت، مادر، بهشت رضوان، دریا، اعمال نیک، صفات زشت و ناپسند، آپدیت آنتی ویروس نود 32،

تاریخ : جمعه 5 آبان 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

آتش ابراهیم را دندان نزد          چون گزیدۀ حق بوَد چونش گزد؟

چنانچه انسان در مسیر زندگی با گفتار و رفتار پسندیده خود را در پناه حضرت حق قرار دهد و فرامین او را پذیرا شود، از گزند حوادث و شراره های آتش نفس در امان می ماند. همچون ابراهیم خلیل که پاک زیست و تسلیم رضای خدا شد و از میان آتش هولناک نمرودیان به سلامت گذشت. آن آتشِ سوزان از جانب خدای حکیم فرمان یافت که ابراهیم را نیازارد، بلکه برای او تبدیل به گلستان شود. هرگاه انسان به مرتبه ای از ایمان و یقین و راستی و درستی دست یابد که مطلوب خداوند قرار بگیرد، از گزند آتش نفس که اعظم آتش هاست مصونیت می یابد و قوانین عالم در مسیر حمایت از او جاری می شوند.

 

زآتش شهوت نسوزد اهل دین          باقیان را بُرده تا قعر زمین

 

کسانی که به حق و تعالیم دینی می پیوندند، نفس خود را مهار می کنند و لذا در آتش شهوات نمی سوزند. ولی کافران و  بی دینان سقوط خواهند کرد و نابود خواهند شد.

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، گلستان، حضرت ابراهیم (ع)، آتش نفس، آتش شهوت، تعالیم دینی، کافر، حضرت حق، مسیر زندگی، زندگی، نمرود، آپدیت آنتی ویروس نود 32،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : چهارشنبه 3 آبان 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

چونکه غم بینی تو استغفار کن          غم به امر خالق آمد کارکن

مولانا جلال الدین در این قانون ما را به امر مهمی متوجه می سازد. او می گوید: غم و اندوه ارمغان خطاهای نفسانی و آزار و اذیت دیگران است و راه رهایی از غم های سنگین و زجرآور، توبه کردن از ستم هایی است که انسان به خود و دیگران روا داشته است. انسان می تواند با استغفار در پیشگاه خداوند ار خطاهای پنهان و آشکاری که در طول زندگی آگاهانه و یا غافلانه مرتکب شده است، خود را از غم و اندوه دور سازد.

 

غم و اندوه، پیامبران خداوند هستند که از سوی او مأمورند تا ما را متوجه اشتباهات خود کنند و وادارمان سازند که برای رفع آنها چاره ای بیندیشیم. ابتدا عوامل بروز غم ها را بشناسیم و آنگاه در جهت برطرف کردن آن عوامل تلاش کنیم. غم هایی که بر ما چیره می شوند نتیجۀ شرارت ها و بداخلاقی ها و رفتار و گفتار ناشایست خود ما هستند و نباید دیگران را بخاطر بروز آن غم ها سرزنش کرد. بلکه باید در جهت رفع آن نابسامانی ها و جبران خطاها کوشید.

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، غم و اندوه، توبه و استغفار، پیامبران خدا، بداخلاقی، خطاهای نفسانی، آنتی ویروس نود 32،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : دوشنبه 1 آبان 1391 | 08:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

هر کجا آبی روان، سبزه بوَد          هر کجا اشکی دوان، رحمت شود 

 

یکی از توصیه های مؤکّد حکیمان و عارفان، روی آوردن انسان به تضرّع و گریه در پیشگاه خداوند است. چراکه گریه آلودگی های روح را می زداید و جان انسان را از غبار ناپسندی ها پاک می سازد. در این بیت مولانا می گوید هر کجا آبی روان باشد، در مسیر آن آب، سبزه زار می روید و خرّمی به وجود می آید. و هرگاه از دیدگان انسان اشک حزن و تضرّع جاری شود، رحمت خداوندی ظاهر می شود و روح و جان انسان را شستشو می دهد.

 

جلال الدین در بیت دیگری چشم گریان را به دولاب که همان چرخی است که با آن از چاه آب می کشند تشبیه می کند و می گوید: همانگونه که دولاب بخاطر کشیدن آب از چاه همواره خیس و تر است و بواسطۀ آن سبزه زاران می رویند و سیراب می شوند، تو نیز ای انسان اگر اشک ریزان باشی، از میدان جانت باغستان های سرسبز ایمان و عرفان می روید.

 

باش چون دولاب، نالان چشم تر          تا ز صحن جانت، بر روید خضر

 

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، عرفا، حکما، تضرع، گریه، روح، چشم گریان، ایمان، عرفان، باغستان، آپدیت آنتی ویروس نود32،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : دوشنبه 1 آبان 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

آخر هر گریه آخر خنده ای است     مرد آخربین مبارک بنده ای است

سرانجامِ هر گریه ای شادی و خنده خواهد بود. انسان خردمند کسی است که به پایان کار بیندیشد و شادکامی پایانی را در نظر داشته باشد و از سختی ها و گرفتاری ها نهراسد و بداند که احوال روزگار متغیر است و در نهایت ایام به کام او خواهد شد. انسانهای عاقبت بین بندگان مبارک و فرخنده ای هستند که با رفع عیوب و کاستی های خود به کمال مطلوب می رسند و عروس شادکامی را به آغوش می کشند. چه بسا افراد و حاکمانی که در ابتدا روزگار به کامشان بود و در انتها به خاک سیاه نشستند و به بدبختی ها دچار آمدند.

 

گریاندن دیگران نیز از این قاعده خارج نیست. کسی که دیگر انسانها را با ظلم و تعدی خود برنجاند و بگریاند بی تردید چشمانش خواهد گریست. شفقت و مهربانی با خلق، نیازمند رقّت قلب و پاکی روح است. کسی که بر حال خود می گرید و نواقص خود را در نظر دارد، بر چشم اشک بار دیگران نمی خندد.

 

اشک خواهی رحم کن بر اشک بار          رحم خواهی بر ضعیفان رحم آر

 

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، گریه، خنده، انسان خردمند، اشک، شادی و خنده، شادکامی، آغوش، عروس، مهربانی، رقت قلب، کمال، پاکی روح، آپدیت آنتی ویروس نود 32،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : دوشنبه 1 آبان 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

چون خدا خواهد که پردۀ کس درد     میلش اندر طعنۀ پاکان بَرد

افرادی که می خواهند به عیب جویی از پاکان و وارستگان روی بیاورند باید بدانند که خداوند در کمین آنان نشسته تا آنان را رسوا کند و ماهیت پلیدشان را برای دیگران آشکار نماید. برعکسِ این افراد، انسان های حلیم و حکیم همواره می کوشند تا عرض و آبروی افراد را مصون نگه دارند. آنان با صبوری و بردباری از کنار خطاهای دیگران می گذرند و با استفاده از صفت ستّاریت همچون خداوند عیب پوشی می کنند. اما کسانی که در زشتی ها پایداری می نمایند و پلیدی را از حد می گذرانند، با بدگویی و طعن پاکان بدون آنکه خود بدانند بی آبروییِ خود را رقم می زنند و پرده های خود را می درند.

 

چون خدا خواهد که پوشد عیب کس          کم زند در عیب معیوبان نفس

 

اگر کسی می خواهد که خداوند معایبش را بپوشاند و آبرویش را حفظ نماید، باید عیب جوییِ دیگران نکند.

 

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، خدا، آبرو، صبر و بردباری، ستاریت، حلم، انسان حلیم، عیب جویی، نفس، آپدیت آنتی ویروس نود 32،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : شنبه 29 مهر 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

مادر بُت ها بت نفس شماست          زآنکه آن بُت مار و این بت اژدهاست

نفس انسان بنیاد و سرچشمۀ همه زشتی ها و پلیدی هاست، تا آنجا که حکما خودخواهی و نفس پرستی را مادر همۀ خطاها دانسته اند. مولانا می گوید: بت های بیرونی در مقایسه با بت های درون انسان که از نفس امّاره نشأت می گیرند و آدمی را به خود مشغول می دارند و به پرستش هواها و هوسها می کشانند، همچون مار در مقابل اژدها هستند. اژدهای نفس پرستی، انسان را نابود می کند و به نیستی می کشاند.

 

خودخواهی قوی ترین غریزۀ انسان است و همۀ خواستن های آدمی از آن ناشی می شود. تمام گرفتاریهای بشر از هواهای نفسانی و خودخواهی ها سرچشمه می گیرد. چه جنایت ها و کشتارها که بر مبنای خواهش نفس جبّاران تاریخ رخ نداده است و چه ظلم ها که بواسطۀ خودخواهی افراد و گروه ها بر جامعه انسانی نرفته است. بنابراین تا وقتی که در جامعۀ بشری بت نفس آدمیان به واسطۀ تعالیم انبیاء الهی مهار نشود، خودخواهی های ویرانگر ادامه خواهد داشت و بشریت از شرارۀ آتش آن خواهد سوخت.

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، نفس انسان، نفس اماره، نفس پرستی، زشتیه ها و پلیدی ها، پرستش، هوا و هوس، اژدها، خودخواهی، خودخواهی انسان، غرایز انسان، هواهای نفسانی، تاریخ، جامعه انسانی، انبیاء الهی، تعالیم انبیاء، بشریت، انسان، مار، بت، آنتی ویروس نود 32،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : جمعه 28 مهر 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

آنچه از دریا به دریا می رود          از همانجا کآمد آنجا می رود

قاعده ای در نظام هستی وجود دارد که هر پدیده ای به اصل و جوهر خود بازمی گردد. (کل شیء یرجع الی اصله) بنابراین همه موجودات عالم همچون رودها و چشمه ها و قطره ها سرانجام به دریا که اصل وجود آنهاست ملحق خواهند شد.

 

جزوها را روی ها سوی کل است          بلبلان را عشق بازی با گل است

 

همانگونه که در وجود بلبل، عشق به گل نهاده شده است و این عشق باعث جذب او به سوی گل می شود، سایر پدیده های عالم نیز چنینند و هر یک به جانب آنچه تمایل دارند کشیده می شوند. این قاعده در زندگی اجتماعی انسانها  مصداق فراوان دارد. آدمیان بر اساس تمایلات درونی خود افراد پیرامون خود را جذب می کنند و در واقع مصداق کبوتر با کبوتر، باز با باز می شوند. از آنجا که جان انسان از عالم بالا و از جانب خداوند سرازیر شده است، انسان فطرتاً تمایل دارد که به اصل خود بازگشت نماید و لذا میل به کمال در آدمیان از همین قاعده سرچشمه می گیرد.

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، عشق، بلبل، گل و بلبل، دریا، نظام هستی، عشق بازی، گل، انسان، فطرت، کمال، کمال انسان، زندگی اجتماعی انسان، آنتی ویروس نود 32،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : جمعه 28 مهر 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

هر که او بنهاد ناخوش سنّتی          سوی او نفرین رود هر ساعتی

هر کس در زندگی راه و رسم و روش ناپسندی را بنیان گذارد، تا زمانی که آن رویه جاری و برقرار باشد موج لعن و نفرین حق و خلق به سوی او روان است. علاوه بر آن، هر آنچه از ناحیه این راه و رسم غلط و سنت نادرست به دیگر انسانها سرایت کند، برپا دارنده این سنت نیز از آنها بهره مند می شود. چه بسیار انسانها که به علت سنتهای نادرستی که توسط فرد یا افرادی بنا نهاده شده است به گمراهی در افتاده اند و خسارتهای فراوان دیده اند و از حیات خود بهرۀ مطلوب نبرده اند. روش های غلط چه آتش ها که در  جوامع انسانی نیافروخته و چه زیانها که به بار نیاورده است.

 

نیکوان رفتند و سنّتها بماند          وز لئیمان ظلم و لعنتها بماند

 

انسانهای نیکوکار از جهان می روند و صفات و کردار نیک از آنان باقی می ماند. در حالیکه آدمیان پست و فرومایه پس از مرگ چیزی جز ظلم و ستم از خود باقی نمی گذارند.

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، زندگی، راه و رسم زندگی، انسان، سنتهای نادرست، حیات، جوامع انسانی، انسانهای نیکوکار، جهان، مرگ، ظلم و ستم، انسانهای پست و فرومایه، نیکی، آنتی ویروس نود 32،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : جمعه 28 مهر 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

مهر پاکان در میان جان نشان          دل مده الّا به مهر دلخوشان

جان و دل انسان از وجود پاک و مطهر خداوند سرچشمه می گیرد. در حقیقت جان آدمی صندوقچه و مخزن جواهرات گرانبهای اسرار الهی است. این مکان پاک و مقدس جای اشیا و پدیده های بی بها و کم ارزش نیست. مهر و محبت از جان انسان بر می خیزد و این سرمایه ارزشمند را صرف بیگانگان و بیماردلان نمودن خردمندانه نیست. جانِ پاک محل مهر و محبت پاکان است. آنان که جانشان را پاکیزه نگه داشته اند و از آلودگی ها گریزان بوده اند.

 

جلال الدین به ما می گوید: برای اینکه بتوانی عمر عزیز را به ثمر برسانی و از این سرمایه گرانسنگ به درستی استفاده کنی باید همواره دوستی و معاشرت با پاکان را برای خود برگزینی و با آنان حشر و نشر داشته باشی. دوست یکی از سرمایه های مهم زندگی است که انسان باید در انتخاب آن همواره حکیمانه و خردمندانه بیاندیشد.

 

گر تو سنگ صخره و مرمر شوی          چون به صاحبدل رسی گوهر شوی

 

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، انسان، مهر، اسرار الهی، مهر و محبت، سرمایه زندگی، زندگی، دوستی، معاشرت، حشر، حقیقت جان آدمی، گوهر، سنگ مرمر، بیمار دل، عمر، آنتی ویروس نود 32،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : چهارشنبه 26 مهر 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

گر اناری می خری خندان بخر          تا دهد خنده ز دانۀ او خبر

همۀ ما از مراکز فروش میوه، انار نیز خریده ایم و بارها اتفاق افتاده که هنگام مصرف آن متوجه شده ایم که انار خریداری شده مطلوبیت و کیفیت مورد نظر ما را ندارد و ما فریب ظاهر آن را خورده ایم و یا به تعریف فروشنده بسنده کرده ایم. در صورتیکه اگر هنگام خرید به انارهایی که از پُری و شیرینی ترک برداشته اند و با روی خندان دانه های خود را به ما نشان می دهند توجه می کردیم، حتماً میوه مطلوب را به خانه می بردیم. در واقع انارِ خندان بطن خود را بی ریا و بی دغل آشکار می کند و خریدار را از انتخاب خود مطمئن می سازد.

 

در سایر موارد نیز چنین قاعده ای جاری و ساری است و انسان خردمند معمولاً آنچه را برای خود بر می گزیند به باطن آن نیز نظر می کند تا بعداً پشیمانی در پی نداشته باشد. بر همین سیاق، سخن پاک از درون انسان پاک ظاهر می شود. گفتار انسان پاک همچون مروارید از صندوقچه جواهر جانش تراوش می کند و دیگران را دلگرم و امیدوار می سازد.

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، انسان، انار، جواهر، مروارید، باطن، جواهر جان، انسان خردمند، خنده، آنتی ویروس نود 32،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : چهارشنبه 26 مهر 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

تیغ چوبین را مبر در کارزار          بنگر اول تا نگردد کار، زار

 

این قانون به ما می آموزد که هنگام نبرد سلاح خود را متناسب با میدان نبرد برگزینیم. همانگونه که با شمشیر چوبین نمی توان در میدان جنگ حاضر شد و به مقابله با خصم پرداخت، انسان خردمند همواره برای ورود به صحنه های گوناگون زندگی، خود را با ابزار متناسب با آن صحنه مجهز می کند تا بتواند با خیال آسوده و امید به موفقیت به هدف خود دست یابد.

در روزگار ما که عصر پیشرفت دانش و سیطره علم و تکنولوژی بر زندگی انسان است، نمی توان با اتکا به جهل و نادانی و پرداختن به خرافات و بی خردی و با تیغ چوبین در  کارزار زندگی گام نهاد و خود را به نابودی کشانید.

 

گر بُود چوبین برو دیگر طلب          ور بُود الماس پیش آ با طرب

 

چنانچه به تیغ الماس گونه مجهز نیستی، برو و تیغی را طلب کن که چونان الماس بُرنده و پیش برنده باشد. آنگاه خواهی توانست شاهد پیروزی را در آغوش بگیری.

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، آغوش، علم و تکنولوژی، زندگی، زندگی انسان، الماس، پیروزی، عصر تکنولوژی، سلاح، شمشیر، جنگ، آنتی ویروس نود 32،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : چهارشنبه 26 مهر 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

کشتن و مردن که بر نقش تن است       چون انار و سیب را بشکستن است

جلال الدین در این بیت مردن را اینگونه رمزگشایی می کند: مردن و یا کشته شدن در حقیقت شکسته شدن قفس تن آدمی است. شکستن تن نیز همچون شکستن سیب یا انار است که چون پوست و جلد آن از هم گسست، عصاره و جوهر آن آشکار می شود. احوال درونی و اسرار باطنی انسان بر اثر شکستن قفس مادی تن آشکار می گردد. در آن هنگام اگر اندرون انسان سیاه و آلوده باشد سرافکنده و شرمسار خواهد بود و چنانچه از باطنی آراسته و پاک برخوردار باشد مورد عنایت حضرت حق قرار می گیرد.

 

آنچه با معنی است، خود پیدا شود          وآنچه پوسیده است، آن رسوا شود

 

هنگامی که انسان بوسیله مرگ از قفس و حجاب تن رها می شود، آراستگی و یا پوسیدگی او نمایان می گردد.

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، حجاب تن، قفس تن، مرگ، انسان، سیب، انار، اسرار باطنی، حضرت حق، آنتی ویروس نود 32،
دنبالک ها: جمال حق،

تعداد کل صفحات : 3 :: 1 2 3

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات