تاریخ : شنبه 20 آبان 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

هر که جبر آورد خود رنجور کرد          تا همان رنجوریش در گور کرد

هر که از روی کاهلی و سستی به جبر متوسل شود، خود را پریشان و بیمار می کند و سرانجام همان پریشانی و بیماری او را به کام مرگ می فرستد. برخی از انسانها برای فرار از مسئولیت و کار و تلاش، خود را منزوی و افسرده و بیمار می کنند و بی همّتی خود را به جبر و ارادۀ خداوند نسبت می دهند و با گفتن اینکه: خداوند چنین خواسته است، بی تدبیری ها و تنبلی های خود را توجیه می کنند و بیهوده خود را تسلیم گرفتاری ها می سازند و همواره به خود تلقین می نمایند که سرنوشتِ ما چنین بوده است. مولانا در بیت دیگری به تبیین این موضوع پرداخته و از قول پیامبر اعظم (ص) می گوید:

گفت پیغمبر که رنجوری به لاغ          رنج آرد تا بمیرد چون چراغ

چنانچه کسی خود را رنجور و بیمار جلوه دهد و در واقع بی اختیاری و یأس و ناتوانی را به خود تلقین کند، کم کم این بیماریِ خودساخته ارکان شخصیت او را نابود می سازد و در نهایت همچون چراغی که روغن آن تمام می شود، خاموش می شود و می میرد.

لاغ = تصنّعی، ساختگی

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، پیامبر اعظم (ص)، پیامبر اکرم (ص)، تلقین، افسردگی، بیماری، جبر، اراده خدا، سستی و کاهلی، کار و تلاش، آپدیت آنتی ویروس نود 32،
دنبالک ها: جمال حق،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic