تاریخ : شنبه 19 مرداد 1392 | 12:02 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

گروه اینترنتی خورشید

داستان زن باهوش

مردی تمام عمر خود رو صرف پول درآوردن و پس انداز کردن نموده و فقط مقداری بسیار اندکی از در آمدش را صرف معاش خود می کرد و در واقع همسر خود را نیز در این مکنت و بدبختی با خود شریک نموده بود.

تا اینکه روزی از روزها او به بستر مرگ افتاد و دیگر برایش مسلم گردید که حتما رفتنی است.

بنابراین در لحظات آخر، همسرش را نزد خود خواند. از او خواست در آخر عمری قولی برای او بدهد و آن این بود که تمامی پول هایش را داخل صندوقی گذاشته و در کنار جسد وی در تابوت قرارداده تا او بتواند در آن دنیا آنها را خرج کند.

همسرش در حالی که با نگاهی شفقت انگیز به شوهر در حال نزع می نگریست، قسم خورد که به قولش وفا کند.

در روز تشییع و درست وقتی که تمامی مقدمات فراهم شده بود و مامورین گورستان می خواستند میخ های تابوت را بکوبند، زن فریادی کشید و گفت: صبر کنید یک سفارش او مانده که باید به اجرا بگذارم.

سپس کیسه سیاهی را از کیفش بیرون آورده و آن را داخل صندوق کوچک درون تابوت قرار داد.

خواهر خانم که از شرح ما وقع خبردار بود با لحنی سرزنش آمیز به همسر متوفی گفت: مگه عقل از سرت پریده؟ این چه کاری بود که کردی؟ آخه شوهرت اون پول ها رو چه جوری میتونه تو اون دنیا خرج کنه؟

زن پاسخ داد: من فردی با ایمان هستم و قولی را که به همسرم دادم هیچ وقت فراموش نکرده ام.

اما برای راحتی او، تمامی پول ها رو به حساب خودم واریز کردم و براش یه چک صادر کردم که بعد از نقد کردنش، بتونه خرجشون کنه.

         منبع: گروه اینترنتی خورشید




طبقه بندی: داستانک،
برچسب ها: داستان زن باهوش، پول، چک، همسر، تابوت، عقل، ‌شوهر، ایمان، گورستان، داستان آموزنده، داستانک آموزنده، داستان کوتاه آموزنده، داستانک قشنگ و زیبا، داستان قشنگ وزیبا، داستان کوتاه قشنگ و زیبا، داستانهای زیبا و خواندنی، داستانهای قشنگ و خواندنی، حکایت پند آموز، ماجراهای جالب، ماجراهای واقعی، داستان طنز، داستانک طنز، داستان کوتاه طنز،

تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1391 | 05:32 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

و مهربانیت از دور چه نزدیک است، عجیب حس می کنم که جغرافیا، دروغ تاریخ است!

 

الهی من فدای تو

خاری نره به پای تو

قلب و دل و جون و تنم

انگار شده بنام تو!

 

سلام گل قشنگم، آسمون یه رنگم

کاش بدونی عزیزم، چقدر برات دلتنگم!

 

احکام عشق: دیدنت واجب، بوسیدنت مستحب، sms ندادنت مکروه، نبودنت حرام!

 

         برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: کوتاه، جالب، خواندنی، دیدنی، عاشقانه ای تقدیم به همسرم،
برچسب ها: ماهی، سعادت، معرفت، دادگاه، دنیا، دعا، اسیر، کراک، عاشقانه، نقش جهان، استارت، چک، بانک محبت، مروارید، تاریخ، جغرافی، فدای تو، صدقه، محبت، ماه، مهربان، سکه، همسر، آرزو، گل، قلب، دوستت دارم، بوس، خنده، بوسه، عشق،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات