«ضررهای مهریة سنگین» و «سودهای مهریة سبک»

 (ازدواج موفق 53)

دکتر شاهین فرهنگ

«ضررهای مهریة سنگین»

الف)آغاز زندگی بر مبنای دروغ

کسی که مهریة سنگین زندگی را آغاز می کند و می گوید کی داده و کی گرفته زندگی را با دروغ آغاز می کند. زندگی را با فریب شروع می کند.

خشت اول چون نهد معمار کج                  تا ثریا می رود دیوار کج

رسول اکرم (ص): کسی که ستمگرانه مهر زن را نپردازد در پیشگاه خدا زناکار محسوب می شود.

رسول اکرم (ص): خداوند کسی را که مهر زن را نپردازد نمی آمرزد.

امام علی (ع): مهریة زنان را سنگین نکنید. که این کار عداوت و دشمنی را در پی دارد.

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: ازدواج موفق (دکتر شاهین فرهنگ)،
برچسب ها: ازدواج موفق، دکتر شاهین فرهنگ، سودهای مهریه سبک، ضررهای مهریه سنگین، رسول اکرم (ص)، زندگی مشترک، پرداخت مهریه، خانواده عروس، جهیزیه سنگین، خانواده داماد، مهریه دختر، زناکار، عداوت و دشمنی، ازدواج نامبارک، ازدواج شوم، طلاق، سکه طلا، نافرمانی خدا، عقل، مسلمانی، کلام الله مجید، ائمه معصومین (ع)، مهریه های عجیب و غریب، سکه بهار آزادی، دماوند، هیمالیا، گل رز هلندی، زن و شوهر، جلسه مهربرون، همسر، عشق ورزی به همسر، خانواده، توکل بر خدا، فرار از ازدواج، خوشبختی، آنتی ویروس نود 32، nod 32،
دنبالک ها: خانه تحول (سایت دکتر شاهین فرهنگ)،

                                                                                                                                                                                          

            «از با بوی یاس، تا خاكی؛ با بوی یاس»

«خاطرات سفر به سرزمین نور»

«قسمت ششم»

می‌گفتن: خاكش متبرّكه!

راه كه می‌‌رفتم حس خوبی نداشتم، با‌ این‌كه پابرهنه بودم انگار پا روشون می‌گذاشتم. هم می‌خواستم برم، هم‌ این‌كه نمی‌تونستم برم. درست مثل این بود كه... چرا بگم مثل این بود كه، واقعاً همین‌طور بود!

 

تو بگو؛ اگه بهت می‌گفتن، اگه می‌خوای روی تموم این خاك‌ها راه بری، یه چیزی‌رو باید بدونی؛ تموم كسانی‌رو كه خیلی برات عزیزن و دوست‌شون داری این‌جا زیر این خاك‌ها هستن. هر جا پا بگذاری انگار روی تك، تكِ اون‌ها پا گذشتی! و تو كه هم دلت می‌خواد بری و هم توان رفتن نداری. تو بگو جای من بودی چی كار می‌كردی؟

وجب،به‌ وجبِ اون با گوشتُ، پوستُ، خونِ یه سری از آدم‌هایی كه دیگه طاقت موندن نداشتن، یكی شده! باید می‌رفتن،

باید این تن خاكی‌رو می‌گذاشتن توی همین خاك بمونهُ، بپوسه. این‌رو می‌خواستن چه‌كار؟ اصل‌كاری روح‌ پاك‌شون بود كه رفت، اون‌جایی‌كه باید می‌رفت!


ادامه مطلب

طبقه بندی: راهیان نور،
برچسب ها: راهیان نور، سرزمین نور، خاطرات راهیان نور، خاطره از راهیان نور، خاطره از اردوی راهیان نور، خاطره ای از راهیان نور، همراه با راهیان نور، سفر به سرزمین نور، شهید، شهادت، شهدا، شهید و شهادت، سرزمین عشق، جبهه، جنگ، جبهه و جنگ، شهدای گمنام، طلائیه، یادمان طلاییه، یادمان طلائیه، طلاییه، شهدای گمنام عملیات رمضان، شهدای طلائیه، شهدای طلاییه، خاکریز، پناهگاه، نماز جماعت، وضو، مدرسه، امام زمان (عج)، استاد اصغر طاهرزاده، استاد طاهرزاده، کلام الله مجید، قرآن کریم، دکل، زیارت عاشورا، آنتی ویروس ESET NOD32 Antivirus 4،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات