تاریخ : سه شنبه 23 آبان 1391 | 12:03 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

پس نهانی ها به ضد پیدا شود          چونکه حق را نیست ضد، پنهان بود

این یک قانون است که همۀ پدیده ها به وسیلۀ ضدشان شناخته و آشکار می شوند. همانند نور در مقابل تاریکی، زیبایی در مقابل زشتی، گرما در مقابل سرما و...

قابل رؤیت نبودن حضرت حق نیز با استفاده از این قاعده ثابت می شود، چرا که حق ضدّی ندارد که به واسطۀ آن آشکار گردد. به بیان دیگر، حق را رقیب و شریکی نیست که در تضاد با آن ظاهر گردد. بلکه نور وجود او بر همۀ ذرات عالم غلبه یافته است و از فرط ظهور، غایب و مستتر می نماید. خداوند خود ظاهرکنندۀ همۀ پدیده های موجود در کائنات است و بدیهی است که خود نمی تواند بوسیلۀ شیء دیگری ظاهر شود.

نور حق را نیست ضدّی در وجود          تا به ضدّ او را توان پیدا نمود

خدای تعالی خود عین وجود است و در کمال خود پنهان است. ضدی هم ندارد که بتوان او را در قیاس با اضدادش شناسایی کرد و برای همین است که حقیقت او مخفی و موجودیت او غیر قابل آشکار شدن است.

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، نور و تاریکی، عین وجود، کمال، کائنات، ظهور، زشتی و زیبایی، نور حق، حضرت حق، سرما و گرما، آنتی ویروس نود 32، nod 32،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : دوشنبه 1 آبان 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

آخر هر گریه آخر خنده ای است     مرد آخربین مبارک بنده ای است

سرانجامِ هر گریه ای شادی و خنده خواهد بود. انسان خردمند کسی است که به پایان کار بیندیشد و شادکامی پایانی را در نظر داشته باشد و از سختی ها و گرفتاری ها نهراسد و بداند که احوال روزگار متغیر است و در نهایت ایام به کام او خواهد شد. انسانهای عاقبت بین بندگان مبارک و فرخنده ای هستند که با رفع عیوب و کاستی های خود به کمال مطلوب می رسند و عروس شادکامی را به آغوش می کشند. چه بسا افراد و حاکمانی که در ابتدا روزگار به کامشان بود و در انتها به خاک سیاه نشستند و به بدبختی ها دچار آمدند.

 

گریاندن دیگران نیز از این قاعده خارج نیست. کسی که دیگر انسانها را با ظلم و تعدی خود برنجاند و بگریاند بی تردید چشمانش خواهد گریست. شفقت و مهربانی با خلق، نیازمند رقّت قلب و پاکی روح است. کسی که بر حال خود می گرید و نواقص خود را در نظر دارد، بر چشم اشک بار دیگران نمی خندد.

 

اشک خواهی رحم کن بر اشک بار          رحم خواهی بر ضعیفان رحم آر

 

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، گریه، خنده، انسان خردمند، اشک، شادی و خنده، شادکامی، آغوش، عروس، مهربانی، رقت قلب، کمال، پاکی روح، آپدیت آنتی ویروس نود 32،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : جمعه 28 مهر 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

آنچه از دریا به دریا می رود          از همانجا کآمد آنجا می رود

قاعده ای در نظام هستی وجود دارد که هر پدیده ای به اصل و جوهر خود بازمی گردد. (کل شیء یرجع الی اصله) بنابراین همه موجودات عالم همچون رودها و چشمه ها و قطره ها سرانجام به دریا که اصل وجود آنهاست ملحق خواهند شد.

 

جزوها را روی ها سوی کل است          بلبلان را عشق بازی با گل است

 

همانگونه که در وجود بلبل، عشق به گل نهاده شده است و این عشق باعث جذب او به سوی گل می شود، سایر پدیده های عالم نیز چنینند و هر یک به جانب آنچه تمایل دارند کشیده می شوند. این قاعده در زندگی اجتماعی انسانها  مصداق فراوان دارد. آدمیان بر اساس تمایلات درونی خود افراد پیرامون خود را جذب می کنند و در واقع مصداق کبوتر با کبوتر، باز با باز می شوند. از آنجا که جان انسان از عالم بالا و از جانب خداوند سرازیر شده است، انسان فطرتاً تمایل دارد که به اصل خود بازگشت نماید و لذا میل به کمال در آدمیان از همین قاعده سرچشمه می گیرد.

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، عشق، بلبل، گل و بلبل، دریا، نظام هستی، عشق بازی، گل، انسان، فطرت، کمال، کمال انسان، زندگی اجتماعی انسان، آنتی ویروس نود 32،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : سه شنبه 21 شهریور 1391 | 11:17 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

عاشقان جام فرح آنگه کشند       که به دست خویش خوبانشان کُشند

مدعیان عاشقی آن هنگام جام نوشین شادکامی و فرحناکی را می نوشند که تعلقات (من طبیعی) را در پیشگاه عشق قربانی کنند و از هستی مجازی خود بگذرند و در معشوق حقیقی فنا شوند.

انسان عاشق مادامی که از هواهای خود عبور نکند و وابستگی ها را به قربانگاه عاشقی نبرد شراب ظهور خوشدلی و کمال را نمی نوشد. برای راهی شدن در جاده کمال و رسیدن به معشوق و دست یافتن به مقام وصل راهی جز رهایی از خویش وجود ندارد. برای همین است که مجنون در دایره عشق لیلی سر از پای نمی شناخت و حتی قهر او را علامت لطف و مهر لیلی به خود می دانست.

اگر با دیگرانش بود میلی          چرا ظرف مرا بشکست لیلی

«منبع: جمال حق»




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: شرح مثنوی معنوی مولوی، مثنوی مولوی، اشعار مولانا، مولوی، مولانا جلال الدین محمد بلخی، عاشق، عشق، معشوق، مجنون، لیلی و مجنون، انسان عاشق، عاشقی، کمال، قربانگاه عاشقی، عشق مجازی، فنا،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : جمعه 17 شهریور 1391 | 11:36 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

عاشقی گر زین سر و گر زان سر است          عاقبت ما را بدان سر رهبر است

عاشقی در دو حالت ظاهر می شود. عشق ها یا حقیقی اند و متوجه ذات پاک خداوند هستند و انسان ها عاشق جمال و جلال حق می شوند و در جاذبه کمال قرار می گیرند و یا مجازی اند و آدمیان به مظاهر صفات خداوندی عاشق می شوند و از این طریق در مدار جاذبه قرار می گیرند.

جلال الدین به ما می گوید: عشق و عاشقی چه حقیقی باشد و چه مجازی، بالاخره ما را به سوی عالم حقیقت رهنمون می شوند.

البته بعضی از بزرگان به این قاعده اشکال کرده اند و گفته اند: این طور نیست که همه عشق های مجازی آدمی را به سوی حقیقت هدایت کند و چه بسا مواردی بیش آمده است که اینگونه عشق ها به عشق حقیقی منتهی نشده و انسانهایی را به ورطه هلاکت درافکنده است. لذا آن عشق مجازی می تواند به حقیقت رهنمون گردد که از آلودگی های شهوانی و نفسانی دور باشد.

«منبع: جمال حق»




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: عاشقی، مثنوی معنوی مولوی، اشعار مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، شرح مثنوی معنوی مولوی، پندهای مولانا، عشق، ذات خداوند، جمال و جلال خدا، کمال، عشق حقیقی، عشق مجازی، آلودگی های شهوانی، امیال شهوانی،
دنبالک ها: جمال حق،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic