تاریخ : جمعه 17 آذر 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

قعر چَه بُگزید هر که عاقل است          زانکه در خلوت صفاهای دل است

یکی از موانع بزرگ در مسیر کمال انسان، دچار شدن او به غفلت هایی است که در طول زندگی برای او رخ می دهد. هنگام غفلت، همواره موضوع مهمی مغفول می افتد و فراموش می شود. حیات انسان پر از دغدغه ها و مشغولیاتی است که او را به امور خارج از خود سرگرم می کند و دلبستگی هایی فراهم می سازد و انسان را از احوال درون خود غافل می کند. خلوت گزینی و خلوت نشینی انسان را با درون خود آشتی می دهد و موجب می شود که خود را بهتر بشناسد و در صفای جان و دل بکوشد و آنچه را که در جَلوَت و غفلت نمی یابد، در عمق چاه خلوت جستجو کند و با درون خود ارتباط برقرار سازد.

خلوت نشینی همواره روش خردمندان و حکیمان بوده است. آنها کوشیده اند هر از چندگاهی از غوغای پیرامون خود بگریزند و به خلوت بگرایند و با خویش در آمیزند و جان و دل را صفا بخشند. خلوت گزیدن از روش های عاقلان و حکیمان است که خود را در آن تجربه می کنند.

 

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، خردمندان، حکیمان، غفلت، زندگی، مسیر کمال، کمال انسان، حیات انسان، خلوت نشینی، خلوت گزینی، آشتی با درون، عاقل، آنتی ویروس نود 32،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : چهارشنبه 10 آبان 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

شکر قدرت قدرتت افزون کند          کفر نعمت از کفت بیرون کند

قدرت و توانایی های گوناگون انسان، نعمت هایی هستند که خداوند در وجود آدمی به ودیعه نهاده است. شکوفا کردن این توانایی ها و بکار گرفتن آنها در مسیر کمال و خدمت به انسانها، در حقیقت همان شکر نعمت را به جا آوردن است. این قانون به ما می آموزد: قدرت و توانایی های خود را در مسیر حق بکار بگیرید تا بر اثر استفادۀ صحیح از این توانمندی ها، قدرت شما فزونی یابد.

چنانچه انسان از استعدادهای خود در جهت مطلوب بهره بجوید، هم استعدادهایش شکوفاتر و قدرتمندتر می شود و هم باعث خلق توانایی های نو و تازه می شود. اما اگر از این استعدادها استفاده نشود، در وجود آدمی دفن می شوند و انسان بواسطۀ این غفلت، نعمت های فراوانی را از کف می دهدقرآن کریم می فرماید: لئن شکرتم لازیدنکم و لئن کفرتم انّ عذابی لشدید

شکر نعمت به معنائی که در بالا گفته شد موجبات افزایش آن را فراهم می سازد و کفر نعمت که به معنای بهره نجستن از نعمت است، ناسپاسی تلقی می شود و باعث از دست رفتن نعمت می گردد.

زآنکه بی شکری بود شوم و شنار          می برد بی شکر را در قعر نار

شنار: زشت

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، قانون زندگی، قوانین زندگی، ناسپاسی، قدرت، شکر نعمت، نعمتهای الهی، کفران نعمت، کمال انسان، مسیر کمال، مسیر حق، استعدادهای انسان، قرآن کریم، آپدیت آنتی ویروس نود32،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : جمعه 28 مهر 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

آنچه از دریا به دریا می رود          از همانجا کآمد آنجا می رود

قاعده ای در نظام هستی وجود دارد که هر پدیده ای به اصل و جوهر خود بازمی گردد. (کل شیء یرجع الی اصله) بنابراین همه موجودات عالم همچون رودها و چشمه ها و قطره ها سرانجام به دریا که اصل وجود آنهاست ملحق خواهند شد.

 

جزوها را روی ها سوی کل است          بلبلان را عشق بازی با گل است

 

همانگونه که در وجود بلبل، عشق به گل نهاده شده است و این عشق باعث جذب او به سوی گل می شود، سایر پدیده های عالم نیز چنینند و هر یک به جانب آنچه تمایل دارند کشیده می شوند. این قاعده در زندگی اجتماعی انسانها  مصداق فراوان دارد. آدمیان بر اساس تمایلات درونی خود افراد پیرامون خود را جذب می کنند و در واقع مصداق کبوتر با کبوتر، باز با باز می شوند. از آنجا که جان انسان از عالم بالا و از جانب خداوند سرازیر شده است، انسان فطرتاً تمایل دارد که به اصل خود بازگشت نماید و لذا میل به کمال در آدمیان از همین قاعده سرچشمه می گیرد.

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، عشق، بلبل، گل و بلبل، دریا، نظام هستی، عشق بازی، گل، انسان، فطرت، کمال، کمال انسان، زندگی اجتماعی انسان، آنتی ویروس نود 32،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : پنجشنبه 6 مهر 1391 | 11:19 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

کار مردان روشنی و گرمی است       کار دونان حیله و بی شرمی است

از انسانهای الهی و مردمان پاک همواره گرمای معنویت و جوهره انسانیت و خیر و خوبی صادر می شود و آنان روشنی بخش محفل بشریت هستند. قلبشان برای سعادت انسانها می طپد و در راه کمال مردمان می کوشند و راه ظلمانی و سرد زندگی را حرارت و نور می بخشند. در مقابل افرادی هستند که با حیله گری و تزویر و ریا، جامه تقوا و درستی بر تن می کنند و بی شرمانه به فساد در میان مردم و گمراه کردن آنان می پردازند.

از ویژگی های گروه اول (انسانهای حقیقی) این است که با خود نور و گرمی به همراه دارند و ما در جوارشان آرامش و امنیت احساس می کنیم. ولی برعکس از گروه دوم که چونان گرگی در لباس میش و چونان موشی در کسوت گربه درآمده اند، بوی نیرنگ و بی شرمی استشمام می کنیم. باید همواره مراقب باشیم که فرومایگان در لباس فرهیختگان ما را به پرتگاه سقوط نبرند و قربانی امیال خویش نسازند.

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، انسانهای الهی، معنویت، سعادت انسان، ریا، تزویر، تقوی، تقوا، فساد، آرامش، سقوط، زندگی، کمال انسان،
دنبالک ها: جمال حق،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات