تاریخ : دوشنبه 3 مهر 1391 | 12:49 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«همنشین گلوله‌ها»

در آغاز جنگ بر حسب مسئولیتی كه داشتم در كردستان بودم. مقام معظم رهبری در آن زمان به‌خاطر حساسیت جبهه‌های جنوب، بیشتر در خوزستان بودند، لذا ما از حضور ایشان در منطقه عملیاتی‌‌مان در روزهای اول، محروم بودیم، تا اینكه در اواخر 59 بود كه ایشان به كردستان آمدند، من فرمانده منطقه عملیاتی مریوان بودم با برادر عزیزم، حاج آقا متوسلیان كه ایشان از سپاه بود و من از ارتش كه فرماندهی منطقه عملیاتی مریوان تا حدود نوسود و سقز را بر عهده داشتیم. می‌دانید كه سال 59 كردستان وضع مساعدی نداشت، نه تنها به خاطر هجوم عراق مرزها ناامن بود، بلكه بسیاری از نقاط آن هم همراه با توطئه و خطر مین‌گذاری و خطر تهاجم ضدانقلاب، ناامنی‌های جاده‌ای، حتی ناامنی‌های پروازی و هلی‌كوپتری بود؛ به طوری‌كه در چندین مورد از پایین به هلی‌كوپترها تیراندازی می‌شد، حتی رئیس بانك مریوان هم در هلی‌كوپتر شهید شد، بنابراین حضور یك مقام برجسته‌ای مثل آقا در سال 59 در آن منطقه كه حتی پادگان مریوان هم زیر توپ 130 دشمن بود و هم خمپاره ضدانقلاب، برای ما فوق‌العاده مهم و روحیه‌بخش بود. عراق هم به حضور ایشان در منطقه پی برده بود و چندین‌بار با اختلاف چند دقیقه موضع و محلی را كه ایشان بودند بمباران كرد. به هر جهت اقامت طولانی آقا نشان دهنده این بود كه حضور فرمانده اصلی در لحظات بحرانی در كنار رزمندگان بسیار مهم و روحیه بخش است...

               برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: امام خامنه ای در جبهه های جنگ، شهید و شهادت و شهدا،
برچسب ها: خاطرات مقام معظم رهبری، مقام معظم رهبری در جبهه، خاطرات مقام معظم رهبری در جبهه، امام خامنه ای در جبهه، حضرت آیت الله خامنه ای در جبهه، رهبری در جبهه، حضرت آقا در جبهه، خاطرات جبهه و جنگ حضرت آقا، خاطرات جبهه و جنگ مقام معظم رهبری، خاطرات جبهه و جنگ حضرت آیت الله خامنه ای، جبهه و جنگ، شهید، شهید و شهادت، شهدا، هفته دفاع مقدس، 8 سال دفاع مقدس، خاطرات جنگ، خاطرات جبهه، خاطره از جنگ، خاطره از جبهه، عراق، آتش توپخانه عراق، فرماندهان جنگ، مقررات نظامی، توپخانه، گلوله، مریوان، اتاق جنگ، جمهوری اسلامی ایران، خط دفاعی عراق، خط مقدم، مرز ایران و عراق، ارتفاعات خاک عراق، پادگان مریوان، بانک، ضد انقلاب، کردستان، جبهه های جنوب، منطقه عملیاتی مریوان،
دنبالک ها: ماهنامه‌ی امتداد،

تاریخ : چهارشنبه 29 شهریور 1391 | 08:48 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

  آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فایل , آپلود دائمی

"

«وحیده افضلی» این شعر را در دیدار اخیر شعرا با مقام معظم رهبری ارائه دادند. شعر او در قالب ترانه و با تأثیر از مستند «آرمیتا مثل پری» تقدیم به آرمیتا، دختر شهید «داریوش رضایی‌نژاد» شد:

 

آرمیتا! بباف موهاتو! تا همه نگات کنن

همة فرشته‌های آسمون صدات کنن

هی بزن چرخ... بزن چرخ... بشین روی چمن

تا که گنجیشکا بیان گریه رو شونه‌هات کنن

توی چشمای سیاهت پر خنده... پر اشک

چی می‌شد گلوله‌ها نگا به گریه‌هات کنن

می‌دونی نقاشی‌هات، تاریخ کشورم می‌شن

یه روزی می‌اد که قهرمان قصه‌هات کنن

آرمیتا! اطلسی‌ها می‌خوان بیان رو دامنت

خودشونو قربون حالت خنده‌هات کنن

دوس دارم بالا بری بالا‌تر از ستاره‌ها

هی بری بالا‌تر و زمینیا نگات کنن

شک نکن یه روز می‌اد... یه روز که خنده‌های تو

همه‌ی قاتلای دنیا رو کیش و مات کنن

آرمیتا! موهاتو کوتاه نکنی! کبوترا

اومدن لونه توی قشنگی موهات کنن

تو می‌خوای حضرت آقا رو «پدر» خطاب کنی

حضرت آقا می‌خوان تو رو «پری» صدات کنن

 

منبع: ماهنامه امتداد (شماره 73)




طبقه بندی: شهید و شهادت و شهدا، آرمیتا رضایی نژاد،
برچسب ها: امتداد، ماهنامه امتداد، آرمیتا، آرمیتا مثل پری، درباره آرمیتا، شعری برای آرمیتا، شعری تقدیم به آرمیتا، آرمیتا رضایی نژاد، شهید داریوش رضایی نژاد، حضرت آقا، مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنه ای، امام خامنه ای، قصه، تاریخ، گلوله، کبوتر، کیش، نقاشی، شعرخوانی، دیدار شعرا با مقام معظم رهبری، شعر، ترانه، وحیده افضلی، مستند آرمیتا مثل پری،
دنبالک ها: ماهنامه‌ی امتداد،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات