تاریخ : سه شنبه 14 آذر 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

از کرم دان آنکه می ترساندت          تا به مُلک ایمنی بنشاندت

در آیات قرآن کریم و در احادیث معصومین، مکرّر به مفاهیمی بر می خوریم که انسان را از کفر و ظلم و جنایت و خیانت و دروغ و دشمنی با حقیقت برحذر می دارد و از عواقب اینگونه اعمال می ترساند. توجه دادن خداوند به این گونه مخاطرات و ترساندن انسان از آثار حاصل از گناهان، خود از کریمی و لطف خداوند سرچشمه می گیرد و بیانگر آن است که حضرت حق نسبت به بندگان رئوف و مهربان است و می خواهد آدمیان را به سرزمین امن و آرام برساند. انسانهای کریم و بزرگوار نیز اینچنین اند. آنان همواره در اندیشۀ آدمیان، و خواهان سلامت و سعادت آنها هستند. و لذا آنان را از ورود به وادی سقوط و نابودی می ترسانند و همواره به دوری جستن از پلیدی ها تشویق می کنند، تا آنان را به دیار امن و امنیت برسانند.

انسان خردمند کسی است که از هشدارهای انبیاء و اولیای الهی نرنجد و خود را در میدان نصایح و توصیه های آنان قرار دهد، تا به رستگاری برسد و به منطقۀ ایمان راه یابد.

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، آیات قرآن، قرآن کریم، احادیث معصومین (ع)، دروغ، آثار گناه، لطف خداوند، حضرت حق، سلامت، سعادت، سقوط، انسان خردمند، عواقب اعمال، دشمنی با حقیقت، هشدارهای انبیاء، اولیای الهی، رستگاری، ایمان، آنتی ویروس نود 32، nod 32،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : دوشنبه 13 آذر 1391 | 09:51 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«صیغه محرمیت موقت قبل از عقد دائم»

(ازدواج موفق 46)

دکتر شاهین فرهنگ

بعد از جلسه سوم خواستگاری که تصمیم ما برای ازدواج قطعی شد (و ما هنوز در مورد مهریه و عقد صحبتی نکرده ایم، لازم است) که دختر و پسر بیشتر با هم صحبت کنند و با هم دوتایی بیرون بروند و در حضور پدر و مادر (و نه در خانه خالی) خانه همدیگر بروند.

توصیه می کنم بعد از جلسه سوم و قبل از جلسه مهربرون، بین دختر و پسر صیغه محرمیت خوانده بشود. کسی نگوید «وای خدا مرگم بده!!!» مگه می خواهند چکار کنند؟ ما این همه رفتیم و آمدیم تا اینها با هم آشنا بشوند که زن و شوهر بشوند. ما الان می خواهیم که این دو تا کمی به هم نزدیکتر بشوند. چون در این نزدیک تر شدن اطلاعاتی می شود کسب کرد که شاید ما در دقیقه نود و نه هم بگوییم نمی خواهیم!! اگر ما قبل از اینکه زمان عقد را تعیین کنیم، تصمیم بگیریم که این ازدواج صورت نگیرد و عقد نکنیم، خیلی بهتر از این است که عقد بکنیم و پشیمان بشویم. اگر ما قبل از اینکه اسم دختر داخل شناسنامه پسر برود و هزار تا ذره بین روی دختر قرار بگیرد و قبل از اینکه بگویند حالا که دارند از هم جدا می شوند آیا هنوز دختر، دختر هست یا نیست، و قبل از این همه داستان، و در دقیقه نود و نه به نتیجه برسیم که به درد هم نمی خوریم خیلی بهتر است تا بعد از عقد و ازدواج به این نتیجه برسیم.

برای همین توصیه می کنیم قبل از بله برون و بعد از جلسه سوم خواستگاری و یا حتی در جلسه سوم که بزرگتر ها حضور دارند بین دختر و پسر صیغه محرمیتی خوانده بشود.

این صیغه محرمیت چند تا شرط باید داشته باشد:

شرط اول:

زمان آن خیلی کوتاه باشد. مثلا یک هفته. نه اینکه دو سال طول بکشد چون اگر در همان ابتدای کار به این نتیجه رسیدید که به درد هم نمی خوریم آن وقت باید دو سال صبر کرد چون زمان صیغه محرمیت را فقط پسر می تواند باطل کند و مثلا بگوید من یک سال و ده ماه باقی مانده را بخشیدم. اما دختر نمی تواند بگوید که محرمیت را تمام کنیم.

دیگر نهایتا اگر در یک هفته به نتیجه نرسیدید دو هفته. دیگر بیشتر نه.

شرط دوم:

صیغه مثل عقد دائم نیست. که اینها دیگر زن و شوهر شدند و هر کاری که دلشان خواست می توانند بکنند. بلکه مرز و محدوده آن را مشخص می کنید. که مثلا ما صیغه محرمیت بین شما دو نفر می خوانیم که فقط شما مثل خواهر و برادر با هم بشوید. فقط در همین محدوده. مثلا پسر بتواند دختر را بدون روسری ببیند. یا مثلا با همدیگر دست دادند اشکالی نداره. فقط همین. نه اینکه بغل کنند و ببوسند و ....

 

سوال: آیا در جلسات خواستگاری و یا در دوران محرمیت یک هفته ای در مورد مسائل جنسی می شود صحبت کرد؟ ممکن است یک نفر خیلی میل داشته باشد و طرف مقابل میل چندانی نداشته باشد.

جواب: خیر نمی شود گفت. آخر از الان که مشخص نمی شود دو طرف چقدر نیاز جنسی دارند. اینطوری نیست که مثلا پسر به دختر بگویید که: «بله من آدم خیلی گرم مزاجی (شهوانی) هستم و ممکن است هر روز نیاز به رابطه جنسی داشته باشم شما چطوری هستید؟» دختر هم بگوید که: «ببخشید من الان نمی توانم تشخیص بدهم که هفته ای چند بار نیاز دارم!!!» آن هم بگوید: «نه دیگر باید تشخیص بدهی! فکر کن ببین چند بار!!!

مگر قبلا تجربه کرده که بداند چقدر میل به رابطه جنسی دارد؟

اما چیزی که می تواند یک کمی برای ما تعیین تکلیف بکند این است سرد مزاج ها با سرد مزاج ها ازدواج کنند و گرم مزاج ها با گرم مزاج ها. چون معمولا بین سرد مزاجی و گرم مزاجی با تمایلات جنسی رابطه مستقیم وجود دارد.




طبقه بندی: ازدواج موفق (دکتر شاهین فرهنگ)،
برچسب ها: ازدواج موفق، دکتر شاهین فرهنگ، صیغه محرمیت دختر و پسر، گرم مزاجی، سرد مزاجی، رابطه جنسی، نیاز جنسی، مسائل جنسی، عقد دائم، صیغه موقت، صیغه محرمیت، زن و شوهر، جلسه سوم خواستگاری، آنتی ویروس نود 32، nod 32،
دنبالک ها: خانه تحول (سایت دکتر شاهین فرهنگ)،

تاریخ : دوشنبه 13 آذر 1391 | 09:36 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

 

«جلسه سوم خواستگاری»

(ازدواج موفق 45)

دکتر شاهین فرهنگ

قبل از جلسه سوم خواستگاری باید دختر و پسر به مشاورة ژنتیک مراجعه کنند. (مشاور ژنتیک غیر از آزمایش ژنتیک است که قبلا توضیح داده شده) همه به این آزمایش بروند. به خصوص این گروه از افراد حتما باید بروند.

دختر زیر 18 سال

پسر بالای 33 سال

مرد بالای 40 سال

اما آزمایش ژنتیک را گفتیم قبل از جلسه دوم خواستگاری باید رفت. همة این ترتیب ها روی حساب و کتاب است. (کلی برسی و تحقیق شده که مثلا اگر این مورد را بگذاریم قبل از جلسه سوم یا بعد از آن چه محاسن و معایبی دارد.)

 

جلسه سوم خواستگاری وقتی انجام می شود که ما دیگر تردیدی نداریم. سوالی نداریم. جلسه سوم زمانی شکی می گیرد که یافته های ما در کل مراحل قبل عزم ما را جزم کرده برای ازدواج و هر دو خانواده نود درصد تصمیم بر شکل گیری این ازدواج دارند. و نود درصد مطمئن هستیم که می خواهیم ازدواج کنیم.

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: ازدواج موفق (دکتر شاهین فرهنگ)،
برچسب ها: برچسب ها: ازدواج موفق، دکتر شاهین فرهنگ، جلسه سوم خواستگاری، مشاوره ژنتیک، آزمایش ژنتیک، آزمایش ژنتیک قبل از ازدواج، مشاوره ژنتیک قبل از ازدواج، جلسه اول خواستگاری، جلسه دوم خواستگاری، خانواده، لشگر، ایل، عقد، مهربرون، عروسی، امام علی (ع)، عجله در ازدواح، طلاق، آنتی ویروس نود 32، nod 32،
دنبالک ها: خانه تحول (سایت دکتر شاهین فرهنگ)،

 

«آیا در خواستگاری همه چیز را باید گفت؟»

(ازدواج موفق 44)

دکتر شاهین فرهنگ

سوال: آیا همة مسائل را باید در جلسه خواستگاری بگوییم؟

جواب: نخیر. کدام مسائل را باید بگوییم و چه وقت؟ گاهی وقتها یکی از این دو نفر قبلا نامزد داشته و به هر دلیلی نامزدی خودشان را به هم زده اند، گاهی وقتها ممکن است من یک مشکل جسمی داشته باشم، مثلا دستم سوخته باشد و هنوز پوست دست من به فرم طبیعی خودش برنگشته و شاید هم هیچ وقت برنگردد. چنین مسائلی را حتما باید بگویید. اما کی؟

چنین مسائلی به هیچ وجه نباید در جلسه اول خواستگاری مطرح بشود. چون اینها مسائلی نیست که بخواهد یک ازدواج را زیر سوال ببرد. اگر اینها را بگویید ممکن است که خانواده مقابل هنوز خانواده شما را نشناخته و تحقیق و برسی نکرده بگوید نه. 

این مسائل را باید در جلسه دوم خواستگاری مطرح کرد.

دختر و پسر خودشان به هم باید بگویند و پدر و مادر ها هم به همدیگر باید بگویند. و نمی شود که فقط دختر و پسر به همدیگر بگویند و از خانواده ها آن را قایم کرد.

من یک بیماری دارم که دارد درمان می شود و یا قابل درمان نیست و یا سیکل درمانی آن هم این است. این مطالب را باید گفت. اما در جلسه دوم. اما اگر شما سرطان دارید و قابل درمان نیست این را باید در جلسه اول بگویید. پس بستگی به شدت و حدت آن دارد.

اگر قبلا ازدواج کردیم و طلاق گرفتیم باید در جلسه اول آن را گفت.

اگر نامزد بودیم و به هم زدیم باید در جلسه دوم آن را گفت.

یک چیزهایی هستند که آنقدر بزرگ و مهم نیست که همان جلسه اول مطرح بشود اما چیزهایی هم هستند که مهم اند و باید در جلسه اول گفت.

اگر پسر به دلایل مالی سابقه زندان داشته (مثلا بخاطر چک برگشتی که ضامن کسی شده بوده سه ماه زندان بوده است، یعنی آن صاحب چک فرار کرده و این که ضمان شده بوده را گرفته اند زندان کرده اند و در واقع خود آن پسری که ضامن شده بوده تقصیر و گناهی نداشته است) این را باید در جلسه اول گفت. چون اینجور چیزها خیلی پر رنگ و حساس است. چون خانواده وقتی می روند تحقیق می کنند و می فهمند قبلا زندان بوده همه چیز خراب می شود.

 

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: ازدواج موفق (دکتر شاهین فرهنگ)،
برچسب ها: زدواج موفق، دکتر شاهین فرهنگ، جلسه دوم خواستگاری، جلسه اول خواستگاری، خانواده، سرطان، طلاق، زندان، چک برگشتی، نامزدی، گناه، دوستی با جنس مخالف، دوست جنس مخالف، رابطه نامشروع، رابطه جنسی نامشروع، حرام، دوست صمیمی، دوستی پیامکی، دوستی إس ام دسی، دوستی دختر و پسر، ‌ روابط دختر و پسر، رسول اکرم (ص)، رنگ کردن مو، بیماری صرع، پلاتین، زندگی مشترک، معتاد، اعتیاد، عاشقانه، فیلم بازی کردن، فیلم، دین اسلام، دروغ، دروغ مصلحتی، صداقت در زندگی، جنگ، اصلاح بین مردم، عروسی، اسرار خانوادگی، فاش کردن اسرار خانوادگی، شیرخوارگاه، تحقیق در ازدواج، روابط دختر و پسر، رابطه تلفنی دختر و پسر، آنتی ویروس نود 32، nod 32،

معرفی دقیق دختر و پسر به همدیگر در جلسه دوم خواستگاری

(ازدواج موفق 43)

دکتر شاهین فرهنگ

تا الان دغدغه ما شناختن طرف مقابل خودمان بود. سوال می کردیم که با او آشنا بشوم. و در این قسمت دوم ما می خواهیم خودمان را به طرف مقابلمان بشناسانیم. در این بخش هر کسی باید به وضوح و دقیق و جزئیات بگیوید که من چه کسی هستم. من وقتی به وضوح خودم را معرفی می کنم و ویژگیهای مثبت و منفی خودم را می گویم، در واقع دارم یک امکانی را به نفر دوم می دهم. که برود برسی کند و ببیند آیا می تواند با چنین آدمی زندگی مشترک داشته باشد. چنین روحیه ای را می پسندد یا نه؟

در این قسمت از جلسه هر کس روحیات، رفتار، منش، سلیقه و عادت های خودش را به طرف مقابل می گوید. این کار را دوست دارم، از فلان کار بیزارم اهل مسافرت و مهمانی هستم یا نیستم. پر خوابم یا کم خوابم، از این چیزها خوشم می آید و از این چیزها بدم می آید. اعتقادات من اینهاست. نوع نگاه من به زندگی اینگونه است. محاسن و معایب خودم را می گویم. اینکه چه چیزهایی برایم مهم است و چه چیزهایی برایم کم اهمیت است.

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!

 


ادامه مطلب

طبقه بندی: ازدواج موفق (دکتر شاهین فرهنگ)،
برچسب ها: ازدواج موفق، دکتر شاهین فرهنگ، جلسه دوم خواستگاری، چادر، دختر چادری، خانواده، دختر مومن و پاک، دختر پاک و سالم، مسافرت، مهمانی، دوست داشتن، زندگی مشترک، سلیقه ها و عادتها، اعتقادات و باورها، ویژگیهای مثبت و منفی، کم خوابی، پر خوابی، سقوط یک زندگی، وعده دروغ، هدف در زندگی، ادامه تحصیل، موانع ازدواج، جدول اهداف، خانواده عروس، خانواده داماد، زن و شوهر، گفتگوی تلفنی دختر و پسر، چیدمان منزل، طلاق، مادربزرگ، آنتی ویروس نود 32، nod 32،
دنبالک ها: خانه تحول (سایت دکتر شاهین فرهنگ)،

تاریخ : چهارشنبه 1 شهریور 1391 | 07:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

 

بسم الله الرّحمن الرّحیم

به زیـر پرده ی هر ذره پنهــان          جمال جان فزای روی جانان

اگر یك ذره را برگیری از جای          خلل یابد همه عالم سراپای

بی تردید یكی از ویژگی های برجسته و آشكار پدیده های موجود در نظام هستی، همانا حاكمیت قانون در همۀ اركان و ذرات وجود آنها است. این قانونمداری را می توان در تمامی زوایای پیدا و پنهان موجودات مشاهده و احساس نمود. خدای سبحان آسمان و زمین و هر آنچه را كه در این دو جای داده، بر اساس قانون و نظم خاص آفریده و در مسیر معین قرار داده است. اساس عالم بر پایۀ نظم و قانون استوار است. در قرآن كریم آیات فراوانی وجود دارد كه خدای متعال بر استقرار نظم و قانون تلویحاً و تصریحاً اشاره فرموده است: كتاب و میزان را منشاء ایجاد قسط و عدل در نظام زندگی آدمیان قرار داده؛ رسیدگی به اعمال خیر و شر انسان ها را در مقیاس ذره هایی چون دانۀ خردل به تمثیل كشیده؛ و گردش اجرام آسمانی و زمین و خورشید و قمر را با نظمی شگرف بر پای داشته است.

 

توجه به نظم و قانون از قول و فعل انبیا و اولیای الهی به تواتر سفارش گردیده و امیر مؤمنان علی(ع) در خطابه ها و در سیره و روش خود نظم و قانون را مورد تأكید فراوان قرار داده و همگان را به تقوا و نظم در امور توصیه فرموده است. حكما و فلاسفه نیز بزرگترین دلیل خود برای اثبات وجود خداوند را با برهان نظم اقامه كرده اند.

 

هستی با همۀ ابعاد پیدا و پنهان خود در دریای قوانین غوطه می خورد و قوانین سرّ و علن چنان در سطح و عمق پدیده ها نفوذ كرده و جاری و ساری شده است كه گویی جز قانون، هیچ چیز دیگری در این عالم وجود ندارد. پیشرفت علم و دانش، آدمیان را به وجود قوانین بی شمار در اجسام و موادِ عالم بیش از گذشته واقف كرده است و دانشمندان پدیده های هستی را به واسطۀ كشف قوانین حاكم بر آنها به استخدام انسان در آورده اند. در روزگار ما بر اثر گسترش علوم، قانونمند بودن همۀ اجزای موجودات زمینی و آسمانی به اثبات رسیده و بشرِِ امروز به قوانین و ضوابط حاكم بر اتمها و الكترون ها و موجودات تك سلولی تا اجرام حیرت انگیز آسمانی پی برده است و بسیاری از این قوانین را برای تسلط بر پدیده ها به خدمت گرفته است.

 

جهان غیب و پدیده های خارج از حواس ما نیز بر پایۀ قوانین مخصوص به خود استوارند و شناخت و بكارگیری آنها آدمی را بر عالم معنا و سرزمین غیب مشرف و مسلط می سازد. انبیا و اولیای الهی با عنایات حضرت حق و با فعال كردن حواس درونی توانسته اند به قوانین حاكم بر عالم غیب دست یابند و ضوابط حاكم بر جهان غیب را بشناسند و آن را در مسیر كمال خود و انسان ها بكار گیرند. عارفان و فیلسوفان در آثار خود از وجود حواس دیگری غیر از حواس ظاهری پرده برداشته اند و به فراخور حال، روزنه هایی بر عالم معنا گشوده اند. اشرف العارفین حضرت علی(ع) گریز از سیطرۀ حكومت خداوند و قوانین حاكم بر عالم را غیر ممكن دانسته اند . در تعالیم انبیای الهی و در سنت و سیرۀ آنان همواره از قوانین موجود در عالم ملك و ملكوت سخن رفته و حكمت های فراوانی از این بزرگان همچون لولو و مرجان به آدمیان هدیه شده است. بی مبالغه باید گفت: همچنان كه تمام ذرات عالم در مسیر حیات و كمال خود از قوانین مسلّم پیروی می كنند، انسانها نیز كه اشرف مخلوقات جهان هستند باید برای طی طریق و حركت به سوی كمال از قوانین خاص خود پیروی كنند. تفاوت آشكار میان انسان با سایر موجودات و پدیده های جهان، برخورداری او از قوۀ عقل و اختیار است.  توانایی بهره گیری از اختیار، انسان ها را در دو راهی سقوط و صعود قرار داده است. پیمودن هر یك از این دو راه مستلزم ورود به حوزۀ قوانین همان راه خواهد بود. جناب جلال الدین محمد بلخی قانونمند بودن حیات آدمیان را در یك بیت شعر به صورت حكیمانه خلاصه كرده و چنین گفته است:

 

این جهان كوه است و فعل ما ندا          سـوی مـا آیـد نـداهـا را صـدا

 

 گل زرد

 

مولانا جلال الدین معتقد است كه فضای لایتناهی هستی، مانند كوهستانی است كه آثار اعمال و افكار انسان ها را به آنان باز می گرداند و در حقیقت همۀ آدمیان رهین فعل و قول خویش هستند. انسان هوشیار و رها شده از مستی های نفس همواره می كوشد تا با استفاده از دانش و تجربۀ گذشتگان و بهره گیری از قواعد و قوانین عالم غیب و شهود، در مسیر تعالی روح و توسعۀ جان گام بردارد. مولانا جلال الدین در مسیر گشودن ابواب حكمت و معرفت و باز كردن دریچه های نور به سرزمین روح، با بهره گرفتن از مبانی مبدأ و معاد و پر كردن جام خویش از خمخانۀ انبیای الهی و سیراب شدن از وحی و گشودن پرده ها و افشای اسرار، در مثنوی شریف حكمت های فراوانی را برای انسان ها به ارمغان آورده است. سراسر مثنوی و دیوان كبیر پر است از گوهرهای ناب و

 

حكمتهای بی بدیل كه هر یك در جایگاه خود قانونی مسلّم است كه هر كس بدان دست یابد و آن را در زندگی به کار بندد، هرگز در ورطۀ هلاكت و گمراهی نیفتد و راه به سلامت برد و بر بام بلند كمال انسانی برآید. این فقیر الی الله به تشویق آن رفیق طالب و آن جمال بدیعی كه به قول جلال الدین "آن كشنده می كشد" خدای حكیم را به یاری گرفت و از او كه خود منشأ همۀ حكمت ها و حكومتها است مدد خواست و او را به عطای صدق و خلوص فراخواند و عنان كار بدو سپرد و بر آن شد تا با مساعی و همراهی آن رفیق به دیار طلب درآید و از خزانۀ گهربار مثنوی به احصاء و گزینش قوانین مسلّمی كه هر یك از آن ها می تواند راهگشای حل مشكلات فردی و اجتماعی انسان ها باشد دست یازد. بر آن امید كه بتواند با بضاعت اندک خود از این بحر ژرف و بیكران حكمت ها، دُرها برگیرد و به طالبان طرب تقدیم دارد.

 

آنچه در پی خواهد آمد، ابیات برگزیده ای از مثنوی معنوی جلال الدین رومی است كه هر یك در موضوع خود قانونی متقن و راهبردی نورانی است و همچون فانوسی در جادۀ تاریك زندگی انسانها نور افشانی می كند. آنچه در پیش روی شماست گزیده ای از ابیات قانون-محور مثنویِ سی هزار بیتی مولانا است كه با زندگی روزمرۀ انسان ها درآمیخته است. این مجموعه تحت عنوان هزار قانون زندگی تدوین و در اختیار شیفتگان حیات سلم قرار گرفته است. تلاش عامدانه ای صورت گرفته كه توضیحات ذیل هر یك از ابیات، با زبانی ساده و نثری روان نگاشته شود تا امكان بهره برداری از آن برای همۀ علاقه مندان و در همۀ سطوح اجتماعی میسر باشد.

 

در خاتمه از خوانندگان عزیز و صاحبان خرد و دلدادگان كوی حق برای كاستی ها و خطاها و نواقص احتمالی این اثر طلب عفو می كنیم. نصایح حكیمانه و توصیه های خردمندانه و انتقادات سازندۀ شما عزیزان راهگشای ما در ادامۀ این مسیر خواهد بود و پاداش شما را نزد حضرت حق محفوظ خواهد داشت. امید است كه این خدمت صادقانه، روزنه ای به سرزمین حكمت و نور بگشاید و طالبان عزیز را مفید فایده افتد و دردی دوا كند و رنجی بزداید و حلاوتی بیافریند و روح و جان ما را حیات و روشنی بخشد.

و ما توفیقی الا با الله علیه توكلت و الیه انیب

محمود قنبری (شاهد)




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، جمال جان، روی جانان، نظام هستی، حاکمیت قانون، نظم آفرینش، آسمان و زمین، نظم و قانون، قرآن کریم، قسط و عدل، نظام زندگی، خیر و شر، اجرام آسمانی، تمثیل، انبیاء، اولیای الهی، امیرالمومنین، امیرالمونان، تقوا، حکما و فلاسفه، برهان نظم، اثبات وجود خدا، امام علی (ع)، حضرت علی (ع)، قوانین هستی، دانشمند، کشف قوانین عالم، اتمها، الکترونها، جهان غیب، سرزمین غیب، مسیر کمال انسان، عرفا و فلاسفه، عالم معنا، هدیه، حکمت، تعالیم انبیای الهی، قوانین حاکم بر عالم، ملک و ملکوت، حرکت به سوی کمال، لولو و مرجان، طی طریق، قوه عقل، اختیار، فضای لایتناهی هستی، عالم غیب و شهود، تعالی روح، مستی نفس، مبدأ و معاد، سرزمین روح، زندگی، هلاکت و گمراهی، دریای بیکران حکمت، دیار طلب، مشکلات فردی و اجتماعی، آنتی ویروس نود 32، nod 32،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : دوشنبه 13 آذر 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

گر قضا پوشد سیه همچون شبت          هم قضا دستت بگیرد عاقبت

این قانون به ما می گوید: چنانچه بر اثر قضای الهی، تیرگی شما را چنان احاطه کرد که تشخیص خیر و شر برایتان میسر نشد، راه چاره آن است که همین قضای الهی بار دیگر ظهور یابد و شما را از سیاهی و تاریکی برهاند. منظور این است که برای رهایی از بن بست هایی که بر اثر قضای الهی رخ می دهد، باید تنها به خداوند متوسل شد. زیرا همانکه راه را بر شما بسته است، خود بهتر از دیگران می تواند آن را بازگشاید و  شما را به راه بازگرداند.

گر قضا صد بار قصد جان کند          هم قضا جانت دهد درمان کند

چنانچه قضای الهی بر جان تو بتازد و قصد نابودی تو را بکند، هیچ نگران و اندوهگین نباش. زیرا همان قضا دوباره در می آید و همۀ آن ویرانی ها را آباد، و دردها را درمان می کند.

این قضا صد بار اگر راهت زند          بر فراز چرخ خرگاهت زند

اگر قضای الهی صد بار راه تو را مسدود نماید و درمانده ات سازد، همان قضا جایگاه تو را بر فراز چرخ گردون بالا می برد و تو را به مقام و مرتبۀ عالی می رساند.

(بدلیل یافت نشدن تصویر مناسب با موضوع این قانون، از عکس منظره استفاده شده)

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، قضای الهی، قضا و قدر، شب، توسل به خدا، قصد جان، بن بستهای زندگی، چرخ گردون، ظهور، آنتی ویروس نود 32، nod 32،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : یکشنبه 12 آذر 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

باغبان را خار چون در پای رفت          دزد فرصت یافت کالا برد تفت

گاهی ما در زندگی سرگرم وقایع و حوادث کوچکی می شویم که اهمیت چندانی ندارند، لکن همین حوادث کم ارزش، چنان ما را به خود مشغول می دارند که از پرداختن به مسائل مهم و پرارزش غافل می مانیم. آنچنان مجذوب و گرفتار پدیده های کم بها می شویم که از حرکت باز می مانیم. دزدان راه نیز این فرصت را غنیمت می شمارند و کالاهای پربهای ما را شتابان به سرقت می برند و ما را به زیان و خسران مبتلا می سازند.

اگر یک نفر که به کشاورزی و باغبانی اشتغال دارد و همۀ همت خود را صرف پرورش گل ها و میوه ها کرده است و حراست و نگهداری از باغ را بر عهده دارد، ناگهان خاری در پایش فرو رود و او برای رهایی از درد، تمام توجه خود را به این حادثۀ کوچک معطوف دارد و از نگهبانی باغ غافل شود، ممکن است در همان حال، دزدی وارد باغ شود و اندوخته های او را برباید و بگریزد.

انسانی که خار شک و تردید در پای جان و روحش بخلد، از شیطان غافل و به خود مشغول می شود. و شیطان که دزد ایمان است وارد می شود و همۀ سرمایۀ معرفت و حقیقت او را می رباید.

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، باغبان، دزد، پرورش گل، همت، حراست، شیطان، معرفت، حقیقت، دزدی، دزد ایمان، ایمان، زندگی، کشاورزی، باغبانی، آنتی ویروس نود 32، NOD 32،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : شنبه 11 آذر 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

چون قضا آید شود دانش به خواب          مه سیه گردد بگیرد آفتاب

مقصود از قضای الهی، ارادۀ خداوند است که گاهی خارج از قواعد عادی عمل می کند. و مقصود از قَدَر همان  قوانین عادی و جاری جهان است. با این توضیح مختصر، روشن می شود که چنانچه ارادۀ خداوند ظهور یابد، دانش و اندوخته های فکری انسان که بر اساس قوانین و قواعد عادی شکل گرفته است به خواب می رود و هشیاری و کارایی خود را از دست می دهد. چه بسا افرادی که با دانش کافی و سرمایۀ لازم وارد میدان فعالیتی می شوند و به ظاهر همۀ شرایط نیز مهیّا می باشد ولیکن به مقصود نمی رسند و در حقیقت اراده ای خارج از ارادۀ آنان دخالت می کند و کارشان به سامان نمی رسد.

مولانا به عنوان یک مثال بیان می کند که قَدَر و قوانین عادی و جاری برای ماه و خورشید آن است که گردش کنند و نورافشانی نمایند، لکن گاهی خارج از قواعد عادی، خسوف و کسوف رخ می دهد. ماه و خورشید تیره می شوند و روند عادی فعالیت آن دو مختل می شود.

من ببینم دام را اندر هوا          گر نپوشد چشم عقلم را قضا

منبع: جمال حق

 




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، خسوف، کسوف، قضای الهی، قضا و قدر الهی، اراده خداوند، ظهور اراده خداوند، ماه و خورشید، چشم عقل، خسوف و کسوف، هشیاری، قواعد جاری در جهان، آنتی ویروس نود 32، nod 32،
دنبالک ها: جمال حق،

سوالاتی که دختر و پسر در جلسة دوم خواستگاری باید از هم بپرسند؟

«قسمت دوم»

(ازدواج موفق 42)

دکتر شاهین فرهنگ

سوالهای نوع دهم:

سوالاتی برای اینکه پی به مدیریت اقتصادی او در زندگی ببرید.

نمونه سوالها:

آیا درآمدی دارید؟ (نمی پرسیم که آیا شغلی دارید؟ ممکن است کسی داخل منزل پایان نامه های دانشجویی را تایپ می کند و از این طریق کسب درآمد دارد.)

با درآمدتان چکار می کنید؟

پس اندازی هم دارید؟ یا هر چه که در می آورید را خرج می کنید؟

تا حالا فکر کردید که یک روزی صاحب چیزهای بزرگ بشوید؟ مثل خانه و ماشین.

آیا تا به حال فکر کردید که یک روزی با درآمدتان یک ماشین بخرید؟

این فکر را چطوری هدایت کردید؟ (چه کار خاصی برای محقق شدن این خواسته خودتان انجام دادید؟)

(مثلا ممکن است جواب بدهد من ماهیانه صد هزار تومان پس انداز می کنم که فعلا شده نهصد هزار تومان)

تا حالا شده یک چیز گران قیمت بخواهید و آن را تهیه کنید؟ (یادتان باشد کسانی که دنبال چیزهای گرانقیمت هستند انسانهایی هستند که یک کمی مدیریت اقتصادی خوبی ندارند. ممکن است کسی سوال بکند آیا هر چیز گرانقیمتی بد است؟ می گوییم نه. منظور ما چیزهای گران الکی است.)

شما معمولا چه لباسهایی می خرید؟ (ممکن است جواب بدهد فقط لباسهای مارک دار می خرد. حالا اگر لباس مارک دار نباشد چه اتفاقی می افتد؟ کسی که برای مارک یک لباس، حاضر است چندین برابر قیمت لباسی با همان کیفیت را که آن مارک را ندارد بپردازد مدیریت اقتصادی ندارد.)

بنده با این ایده که کسی جنس گران اما با کیفیت بخرد کاملا موافقم چون خودم هم اینطوری زندگی می کنم. انگلیسی ها می گویند که ما اینقدر پول نداریم که جنس ارزان بخریم! یعنی اینکه یک جنس ارزان بخرم که یک ماه کار کند و دوباره یک ماه دیگر یکی دیگر بخرم. پولم را می دهم یک چیز گران می خرم که یک عمر برایم بماند.

اما باید ببینید که آیا او به دنبال چیزهای خاص و تک و لوکس و منحصر به فرد است. اگر هست مدیریت اقتصادی ندارد.

می توانم بپرسم که شما قرض و بدهی دارید یا نه؟

اگر دارید به چند نفر و چقدر و چرا بدهکار شدید؟

 اگر بخواهید برای کسی کادو بخرید معمولا چه چیزی می خرید؟ (آیا آدمی است که برای یک کادو دادن نصف حقوق یک ماه خودش را می خواهد بدهد و بعد تا آخر برج بگوید که خدایا پول ندارم!! این آدم مدیریت اقتصادی ندارد.)

 

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: ازدواج موفق (دکتر شاهین فرهنگ)،
برچسب ها: ازدواج موفق، دکتر شاهین فرهنگ، خواستگاری، سوالهایی که در روز خواستگاری باید پرسید، سوالات روز خواستگاری، سوالهای دختر و پسر در روز خواستگاری، انگیزه ازدواج، هدف ازدواج، زندگی، رشد و تعالی، ایمان، زندگی خانوادگی، زندگی شخصی، رسم و رسومات، خانواده، همدلی، همراهی و همدلی، صداقت در خانواده، اهداف بلند مدت زندگی، دور اندیشی، زندگی هدفمند، برنامه ریزی، رفتارهای نادرست، طراحی، دوست، دروغ، رهایی از نقطه ضعف ها، مشورت، درد و دل، تصمیمات مهم زندگی، توهین، خواهر و برادر، پدر و مادر، کتاب، فیلم و سریال، تلوزیون، موسیقی، مطالعه، دوست صمیمی، بهترین دوست، فرزند دار شدن، فرزند، فاصله سنی بین فرزندان، دارو، بیماری، سیگار، قلیان، بیماران خاص، خدا در زندگی، نقش خدا در زندگی، سود کلان، سوالات دینی، بن بست در زندگی، بحرانهای زندگی، گره های زندگی، سمت خدا، شهرهای مذهبی، دین، دیدگاه سیاسی، مسائل سیاسی، پایان نامه دانشجویی، تایپ پایان نامه، مدیریت اقتصادی، لباسهای گرانقیمت، جنس ارزان، انگلیسی، کالاهای لوکس، قرض و بدهی، بلوغ اجتماعی، بلوغ عقلی، مسئولیت پذیری، کسب درآمد، شریک زندگی، انتظارات از همسر، حساسیت، خانه داری، مسائل اقتصادی در زندگی مشترک، مشورت در زندگی، شراکت در زندگی، تقسیم کار در خانه، برون گرایی، درون گرایی، مسافرت، مهمانی، انعطاف پذیری، استقلال، جهت گیری در زندگی، مکان کنترل درونی، مکان کنترل بیرونی، کنکور، شغل ثابت، بلوغ عاطفی، بوسه، آغوش، عصبانیت، سادگی، بلوغ فرهنگی، شور و نشاط، اشتیاق به زندگی، خوشبختی، تحقیق در ازدواج، آنتی ویروس نود 32، NOD 32،
دنبالک ها: خانه تحول (سایت دکتر شاهین فرهنگ)،

تاریخ : جمعه 10 آذر 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

چون نمایی مستی ای خورده تو دوغ          پیش من لافی زنی آنگه دروغ؟

برخی از افراد بی آنکه درون خود را پرورده باشند و راهی به سرزمین نورانیِ جان پیدا کرده باشند و مزۀ عشق و عاشقی را چشیده باشند و شراب طهور الهی را نوشیده باشند، خود را عاشق و سرمست جلوه می دهند و در میان مردم چنین وانمود می کنند که "می" خورده اند و مست و شیدایند. در صورتیکه اینان دوغ خورده اند و گمان کرده اند و یا چنین وانمود می کنند که شراب نوشیده اند و با دروغ و گزافه گویی لاف مستی می زنند و خود را در عداد اولیاء و بزرگان قرار می دهند.

یکی از پدیده های ناروایی که اغلب در جامعه دیده می شود همین است که مدعیان دروغین و دوغ خوردگان "می" ناشناس، جامه و ردای خراباتیان به تن می کنند و در میان مردم به مستی و عربده کشی ظاهر می شوند و دکان فریب می گشایند و شراب تنبلی می فروشند و لاف گزاف می زنند و مدتی مردمان را به دکان خود سرگرم می سازند و عمرشان بر باد می دهند. اینان دوغ خوردگان مست نمایی هستند که نام و نان خود را در دروغ گویی و لاف زنی جستجو می کنند.

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، مستی، عاشق، عاشق سرمست، عشق و عاشقی، مزه عشق و عاشقی، می، مدعیان دروغین، شراب، لاف و گزاف، لاف مستی، خراباتیان، شراب طهور الهی، آنتی ویروس نود 32، nod 32،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : پنجشنبه 9 آذر 1391 | 07:52 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

پاسخ به چند سوال

(ازدواج موفق 40)

دکتر شاهین فرهنگ

 

سوال: شما فرمودید که در جلسه اول خواستگاری فقط خانواده ها با هم آشنا می شوند و بعد سه ماه تحقیق صورت بگیرد و در جلسه دوم ابهامات بوجود آمده را مطرح بکنید تا روشن بشود در حالی که خیلی از مطالب در جلسه اول مطرح نشده و ممکن است در جلسه دوم برای اولین بار مطرح بشود و بعد بفهمیم که ما به درد هم نمی خوریم در این صورت سه ماه بیخود این وسط از بین رفته!

دوست من! من گفتم در جلسه اول خواستگاری کلیاتی مطرح می شود: مثل وضع خانه، زندگی، شغل، درآمد، سطح سواد و .... اینها چیزهایی است که در جلسه اول گفته شده است. اینکه آیا خانه دارید یا ندارید، سوالی است که در جلسه اول خواستگاری باید بپرسید. اگر ما در جلسه اول درباره خانه صحبت نکرده بودیم چطوری می گفتند مشکل مسکن حل است؟ پس یک چیزی در جلسه اول پرسیده ایم و پاسخی گرفته ایم که در جلسه دوم مجددا مطرح می کنیم. و بعد وقتی می رویم تحقیق می کنیم، خیلی چیزها برای ما باز می شود. ما در تحقیق متوجه خیلی از ابهامات می شویم. گاهی وقتها ما یک هفته تحقیق می کنیم و به این نتیجه می رسیم که ادامه ندهیم. چرا شما همه را تا خانة آخر می روید؟ فکر می کنید هر خواستگاری که می خواهد بیاید سه ماه باید وقت بگذارید!! گاهی وقتها فردا شب خواستگاری جواب رد می دهید (چه خانواده دختر و چه پسر) گاهی هم وارد سیکل سه ماه تحقیق می شویم. این مثل اختلاف سن می ماند که من گفتم اختلاف سن 5 تا 7 سال، ولی هر چه به سی سال نزدیک می شویم این اختلاف سن کمتر باید بشود. درست است که من گفتم سه ماه تحقیق ولی ما یا باید تا ته سه ماه را بریم و یا اوایل یا وسطهای کار به این نتیجه می رسیم که به درد هم نمی خوریم. شما ممکن است در هفته اول تحقیق به نکته ای برخورد کردید که فهمیدید اصلا ارزش ندارد که با این خانواده وصلت بکنید. سه ماهی که گفتیم در صورتی است که ما هر چه که جلوتر می رویم و تحقیقات می کنیم و از منابع اطلاعات می گیریم خیالمان قرص تر بشود که ما تحقیقات را ادامه بدهیم. نه اینکه وقتی فهمیدیم به درد هم نمی خوریم الکی سه ماه تحقیق کنیم چون «فرهنگ» گفته سه ماه باید تحقیق کرد! مسیری که ما داریم به شما آموزش می دهیم مسیری است که تحقیقا (یا تقریبا نزدیک به احتمال بالا منجر) به ازدواج می شود. دیگر دومی و سومی در کار نیست. ما دقت هایی را می کنیم که آرام آرام برویم به سمت ازدواج. نه اینکه فکر کنید مگر حالا چند تا خواستگار می آید که برای هر کدام سه ماه وقت بگذاریم و به همه هم جلسه دوم باید شام بدهیم!!!

 

سوال: آقای فرهنگ شما خیلی قاطعانه وقتی یک مورد اختلاف بین خانواده ها باشد می گویید که اینها به درد ازدواج با هم نمی خورند در صورتی که برایند کلی را اگر حساب کنیم در خیلی جهات به هم میخورند.

وقتی پرونده های طلاق را در دادگاه ها برسی می کنم و علت طلاق را با خانمها و آقایان مصاحبه می کنیم و از خودشان می پرسیم چی شد که کارتان به طلاق رسید؟ وقتی در شوراهای حل اختلاف حرف هر دو طرف را گوش می کنیم، وقتی ده ها و صدها مشاوره دختر و پسر قبل و حین و بعد از ازدواج سراغ ما می آیند. وقتی یک تعدادی با من مشورت می کنند و یک تعداد با استاد و دکتری دیگر و حرفهایمان را با هم همکاسه می کنیم و در جلسه با هم همفکری می کنیم، وقتی یک چیزهایی را در کتابهای دانشگاهی می خوانیم (که تا چیزی سالها برسی علی نشده باشد در این کتابها نمی نویسند) وقتی می بینیم صراحتا در آیات و روایات ما بر روی موضوعاتی تاکید شده که باید این بشود و آن نشود. و وقتی همة اینها را کنار هم می گذارم می بینم که باید قاطعانه بگویم نه!! ممکن است سوال کنید آیا اینکه شما قاطعانه جواب می دهید «نه» و یا «بله» استثناء پذیر نیست؟

آنچه که ما می گوییم یک شاخه از علوم انسانی است. من ریاضیات درس نمی دهم که بگویم دو ضربدر دو می شود چهارتا و مو هم لای درز آن نمی رود!! یا علوم تجربی هم نیست که قواعد ثابتی داشته باشد. علوم انسانی یک دریای مواج شناور است. شما می بینید که 15 تا نظریه پرداز بزرگ اقتصادی هرکدام یک نظریه می دهند. یکی می گوید از این راه تورم مهار می شود و دیگری می گوید اتفاقا از این راه تورم دو برابر می شود! پس تکلیف ما این وسط چیست؟ چون علم انسانی است و در علم انسانی نظرات متعددی وجود دارد. در علم ما هیچ چیزی قطعی صد درصد نیست. ولی ما آن چیزی را به عنوان قطعی مطرح می کنیم که قرائن و شواهد و علم و تجربیاتمان ما را به نزدیک صد درصد رسانده باشد. ولی ممکن است استثنائی هم وجود داشته باشد. ممکن است کسی خارج از این قاعده هم عمل کرده باشد و موفق هم شده باشد طبیعی است چون علم، علم انسانی است و این علم شاخه و حاشیه خیلی می پذیرد. ولی قطعیتی که عرض کردیم بخاطر دلایلی بود که عرض کردم. می خواهیم آمار طلاق را کم و کم و کم بکنیم. و می خواهیم اطمینانمان را برای ازدواج موفق بیشتر و بیشتر بکنیم.

 

سوال: در صورت معتاد بودن یکی از بستگان درجه یک مثل پدر، چه موقع باید این مسأله را مطرح کرد؟ آیا همة اعضای خانوادة پسر در جریان قرار بگیرند؟

جواب: در این جلسه در مورد این موضوع صحبت خواهیم کرد. بله همه باید در جریان قرار بگیرند و نه فقط خود پسر.

 

سوال: با روشی که شما برای تحقیق گفتید اگر در خانواده ای یک نسل  خطا و اشتباهی انجام بدهد دامن همة نسلها را می گیرد.

جواب: من کی گفتم اگر مثلا شما رفتید تحقیق و گفتند پسرعموی خواستگار فلان خلاف را کرده حالا شما با آن خواستگار ازدواج نکنید؟ من گفتم همة نسل در نسل شما باید زیر تیغ تحقیق قرار بگیرد؟ تحقیق فقط روی خانواده انجام می شود. روی خود دختر یا پسر و روی پدر و مادر و خواهرها و برادرهایش. همین. ما کاری نداریم به اینکه در هفت پشت اینها چه اتفاقاتی افتاده.




طبقه بندی: ازدواج موفق (دکتر شاهین فرهنگ)،
برچسب ها: ازدواج موفق، دکتر شاهین فرهنگ، معتاد، اعتیاد، تحقیق در ازدواج، خواستگار، خواستگاری، اعضای خانواده، علوم انسانی، طلاق، علت طلاق، همفکری، مشورت، جلسه اول خواستگاری، جلسه دوم خواستگاری، مشورت در ازدواج، اختلاف سن در ازدواج، به سمت ازدواج، کتابهای دانشگاهی، نظریه پردازان بزرگ علم اقتصاد، شورای حل اختلاف، آنتی ویروس نود 32، NOD 32،
دنبالک ها: خانه تحول (سایت دکتر شاهین فرهنگ)،

آنچه که دختر و پسر در جلسه دوم خواستگاری باید در مورد آن صحبت کنند!

(ازدواج موفق 39)

دکتر شاهین فرهنگ

اول: پرسیدن سوالاتشان از همدیگر

اول یک سری نکات کلیدی دربارة سوالات خواستگاری باید بگویم. و بعد وارد این مطلب می شویم که دقیقا چه گروه سوالاتی را باید بپرسیم و برای هر گروه چند تا نمونه سوال به شما ارائه بدهیم.

نکات کلیدی دربارة سوالات خواستگاری:

نکته اول:

لطفا هم پاسخ محور عمل بکنید و هم سوال محور.

بعضی ها فکر می کنند که ما یک چیزهایی از طرف مقابلمان می پرسیم و جوابهایی که به ما می دهد باعث می شود ما تصمیم بگیریم که آیا به درد هم می خوریم یا نه. این که او چه جوابی به سوالات من می دهند پاسخ محوری است. لطفا هم پاسخ محور و هم سوال محور عمل کنید.

 

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: ازدواج موفق (دکتر شاهین فرهنگ)،
برچسب ها: ازدواج موفق، دکتر شاهین فرهنگ، سوالات در خواستگاری، سوالات در جلسه خواستگاری، دغدغه های شب خواستگاری، مهمترین سوالات در روز خواستگاری، همسویی در ازدواج، گذشت و فداکاری در ازدواج، استاندارد، حضرت علی (ع)، حضرت فاطمه زهرا (س)، ادامه تحصیل در ازدواج، سوالاتی که در خواستگاری باید پرسید، سوال معکوس، پول و ثروت، نقش مسائل اقتصادی در ازدواج، شادی، تفریح، صداقت در زندگی، دروغ مصلحتی، پارتی بازی، دوستی با جنس مخالف، دعوا در زندگی مشترک، صلح و دوستی، ساده زیستی، تعصب در ازدواج، بستنی یخی، زانتیا، تخم مرغ، گذشت و فداکاری، خورشت سبزی، آنتی ویروس نود 32، NOD 32،
دنبالک ها: خانه تحول (سایت دکتر شاهین فرهنگ)،

تاریخ : پنجشنبه 9 آذر 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

همزبانی خویشی و پیوندی است          مرد با نامحرمان چون بندی است

یکی از عوامل بسیار مهم در پیوند روحی و عاطفی، و دوستی بین انسانها، همزبانی و نگاه مشترک آنان به زندگی و موضوعات گوناگون پیرامون آن است. مطمئناً مقصود از همزبانی در این بیت، گویش و لهجه و نوع سخن گفتن نیست. اگر چه این ویژگی ها نیز به نوع خود در همزبانی مؤثر است، لیکن منظور این قانون، همدلی و هماهنگی در تفکر و اندیشه، باورهای مشترک و همچنین نوع نگرش به پدیده های هستی است که می تواند ارتباط عمیق و پیوند ماندگار میان آدمیان بیافریند و دوستی ها را قوام بخشد.

چنانچه این پیوند درونی بین انسانها بر قرار نشود، چه بسا افرادی که خود را در میان جمع، غریب و تنها می بینند و احساس تنگنا می کنند و خود را در بند و زندان می یابند و هر لحظه میل به گریز از آن گروهِ نامحرم در آنان فزونی می یابد. محرمیت و آشنایی و پیوند دلها، همبستگی  و قرابت می آفریند و چنان جاذبه ای ایجاد می کند که دو انسان غیر همزبان نیز یکدیگر را جذب می نمایند و ارتباط عمیق روحی برقرار می سازند.

پس زبانِ محرمی خود دیگر است          همدلی از همزبانی بهتر است

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، همدلی، همزبانی، پیوند روحی و عاطفی، دوستی، نگاه مشترک به زندگی، گویش و لهجه، تفکر و اندیشه، غریب و تنها، نامحرم، پیوند دلها، همبستگی، آنتی ویروس نود 32، nod 32،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : چهارشنبه 8 آذر 1391 | 08:14 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

منتظران مهدی (عج) به هوش باشید

حسین (ع) را منتظرانش کشتند !!!!

اهل کوفه نبودن یعنی اینکه بدانیم:

تا حسین (ع) نیامده ولی ما «مسلم» است!

اللهم احفظ امامنا الخامنه ای (مدظله العالی)




طبقه بندی: درباره سید علی،
برچسب ها: امام حسین (ع)، منتظران مهدی (عج)، حضرت مهدی (عج)، مسلم بن عقیل، اهل کوفه، امام خامنه ای، مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنه ای، آنتی ویروس نود 32، nod 32،

 

بعد از مدتی اشغال، مرحلة آزاد سازی های پی در پی تا آزادی خرمشهر را شاهد بودیم. چه تحولاتی در داخل کشور رخ داد که نیروهای نظامی توان لازم را برای بیرون راندن ارتش اشغالگر بدست آوردند؟

(پاسخ به شبهات دفاع مقدس 27)

ابتدا باید اوضاع داخلى ایران در نیمه دوم سال ١٣٥٩ و نیمه اول سال ١٣٦٠ ترسیم شود تا موضوع روشن‏تر گردد. در اینجا محورهاى زیر قابل توجه است:

اول:

 تجاوز عراق و انعكاس داخلى آن كه ناشى از این تجاوز بود.

دوم:

 وجود گروه‏هاى مختلف مسلح از جمله مجاهدین خلق (منافقین)، پیكار، چریك‏هاى فدایى اقلیت، حزب دمكرات، حزب توده (حزب توده ایران با گرایش سیاسى حركت خود را آغاز كرد ولى در پى كشف شبكه نظامى مخفى این حزب در بهمن ماه ١٣٦١، تعدادى از اعضاى این حزب دستگیر شدند.) و... در صحنه سیاسى داخلى.

 

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: پاسخ به شبهات دفاع مقدس،
برچسب ها: پاسخ به شبهات دفاع مقدس، پاسخ به شبهات جنگ تحمیلی، دفاع مقدس، پاسخ به شبهات هشت سال جنگی تحمیلی، پاسخ به شبهات 8 سال جنگ تحمیلی، جنگ تحمیلی ایران و عراق، 8 سال دفاع مقدس، هشت سال دفاع مقدس، جنگ ایران و عراق، مجاهدین خلق، گروه پیکار، عملیات ثامن الائمه، عملیات طریق القدس، عملیات فتح المبین، عملیات بیت المقدس، خرمشهر، فرار بنی صدر، ارتش جمهوری اسلامی ایران، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران، حزب دموکرات کردستان، مجلس شورای اسلامی، چریکهای فدایی اقلیت، حزب توده ایران، نیروهای مخالف جمهوری اسلامی، سوسنگرد، هویزه، سلیمانیه عراق، عملیات توکل، آزادسازی خرمشهر، جاده ماهشهر ـ آبادان، جاده آبادان ـ اهواز، آنتی ویروس نود 32، nod 32،

در طول جنگ چه شهرهایی به تصرف ارتش عراق در آمد و چگونه از ارتش عراق باز پس گرفته شدند؟

(پاسخ به شبهات دفاع مقدس 26)

رژیم متجاوز عراق با به كارگیرى ارتش آماده و مجهز خود، در مرحله‏ى نخست تجاوز به خاك ایران، در مدت حدود یك ماه توانست شهرهاى:

نفت شهر، قصر شیرین، مهران، سومار، فكه، بستان، خرمشهر، هویزه، موسیان، نوسود و بیش از ٣٠٠٠ روستا را به تصرف خود در آورد.

اما وضعیت به همین شكل باقى نماند؛ بلكه رزمندگان و مدافعان ایران اسلامى به تدریج اعتماد به نفس خود را بازیافتند و توانستند پیشروى دشمن را سد نمایند، در پى آن عملیات‏هایى براى بازپس گیرى مناطق اشغالى كشورمان طرح‏ریزى شد.

 سپس رزمندگان اسلام به ترتیب با اجراى عملیات‏هاى ثامن الائمه، طریق القدس، فتح المبین و بیت المقدس، موفق به شكست محاصره آبادان و آزادسازى شهرهاى بستان، هویزه و خرمشهر و مناطق وسیعى از سرزمین ایران شدند و به دنبال آن نیز نیروهاى عراق مجبور به عقب نشینى از شهرهاى سومار، مهران و قصر شیرین گردیدند.

در پایان عملیات‏هاى فوق تمام شهرهاى اشغالى كه عراق در ابتداى جنگ به تصرف خود در آورده بود، به جز نفت شهر آزاد شد و از مجموع ١٣٦٠٠ كیلومتر مربع كه در آغاز جنگ اشغال شده بود، شد تنها ٢٥٠٠ كیلومتر مربع كه عمدتا شامل ارتفاعات مهم مرزى و نقاطى همچون نفت شهر بودند، همچنان در اشغال دشمن باقى ماند.

منبع: نرم افزار روایت حماسه




طبقه بندی: پاسخ به شبهات دفاع مقدس،
برچسب ها: پاسخ به شبهات دفاع مقدس، پاسخ به شبهات جنگ تحمیلی، دفاع مقدس، پاسخ به شبهات هشت سال جنگی تحمیلی، پاسخ به شبهات 8 سال جنگ تحمیلی، جنگ تحمیلی ایران و عراق، 8 سال دفاع مقدس، هشت سال دفاع مقدس، جنگ ایران و عراق، نفت شهر، قصر شیرین، مهران، سومار، فکه، بستان، خرمشهر، هویزه، موسیان، نوسود، عملیات بیت المقدس، عملیات طریق القدس، عملیات ثامن الائمه، شکست حصر آبادان، اعتماد به نفس، مدافعان ایران اسلامی، رزمندگان اسلام، آغاز جنگ تحمیلی، آنتی ویروس نود 32، nod 32،

وضعیت نظامی ایران در آغاز جنگ از نظر تعداد نفرات، یگانها، لشگرهای زرهی، تجهیزات و تسلیحات نظامی چگونه بود؟

(پاسخ به شبهات دفاع مقدس 25)

آخرین وضعیت ارتش ایران تا سال ١٣٥٧ و قبل از سقوط شاه به شرح زیر بوده است:

كل نیروهاى نظامى ایران تا این سال حدود ٤١٥ هزار نفر و نیروهاى ذخیره‏ى آن بالغ بر ٣٠٠ هزار نفر مى‏شد.

نیروى زمینى:

داراى ٢٨٥ هزار نفر شامل:

سه لشكر زرهى،

چهار لشكر پیاده،

چهار تیپ مستقل شامل:

یك تیپ زرهى، یك تیپ پیاده، یك تیپ هوابرد و یك تیپ نیروى مخصوص بود.

نیروى هوایى:

داراى ١٠٠ هزار نیروى انسانى بود.

نیروى دریایى:

نیز داراى ٣٠ هزار نیروى انسانى بود كه در پایگاه‏هاى بندرعباس، بوشهر، جزیره‏ى خارك، خرمشهر، بندر امام خمینى و بندر انزلى استقرار داشتند.

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: پاسخ به شبهات دفاع مقدس،
برچسب ها: پاسخ به شبهات دفاع مقدس، پاسخ به شبهات جنگ تحمیلی، دفاع مقدس، پاسخ به شبهات هشت سال جنگی تحمیلی، پاسخ به شبهات 8 سال جنگ تحمیلی، جنگ تحمیلی ایران و عراق، 8 سال دفاع مقدس، هشت سال دفاع مقدس، جنگ ایران و عراق، ناوشکن، ناوچه، هواپیمای جنگی، هلی کوپتر، توپ ضد هوایی، موشک ضد هوایی هاوک، تانک، نفربر، ارتش جمهوری اسلامی ایران، کردستان، تهران، سیستان و بلوچستان، خوزستان، گنبد، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، خدمت نظام وظیفه، نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران، نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، گارد شاهنشاهی، گارد جاویدان، رژیم شاهنشاهی، پیروزی انقلاب اسلامی، بندرعباس، بوشهر، جزیره‏ى خارك، خرمشهر، بندر امام خمینى، بندر انزلى، سقوط محمد رضا شاه، وضعیت ارتش ایران در سال 1357، تیپ هوابرد، تیپ نیرو مخصوص، ضد انقلاب، آنتی ویروس نود 32، nod 32،

تاریخ : چهارشنبه 8 آذر 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

دشمن ار چه دوستانه گویدت          دام دان گر چه ز دانه گویدت

دشمنان حقیقت برای فریب دادن اهل حق، با زبان نرم و دوستانه سخن می گویند و مصلحت جویانه و دلسوزانه وارد می شوند و در واقع دام خود را در دانه ها و عطایای ظاهری می گذارند. انسان های ساده لوح نیز به طمع دستیابی به آن دانه های رنگین، با پای خود در دام دشمن گرفتار می شوند. سخنان فریبنده و دانه های خوشگوار، مرغ جان را در قفس صیاد نفس گرفتار می سازد.

هواهای نفسانی و تحریکات شیطانی و خواسته های زودگذر، در حقیقت همان دوستانه سخن گفتنِ دشمن انسان است که با ظاهری زیبا و اغوا کننده، پرندۀ تیز پرواز جان را به دام خود می کشد و گرفتار می سازد. بزرگترین دشمن انسان در درون او جای گرفته است و این دشمن سرکش جز هواهای نفسانی و خواسته های حیوانی نیست. اگر باز شکاری که می تواند به دوردست ها پرواز کند و رزق خود را از بهترین ها فراهم کند، به طمع دانه ای اندک در دام صیاد گرفتار شود، نباید جز خود را سرزنش کند که ناشیانه و طمع کارانه فریب صیاد را خورده است.

گر تو را قندی دهد تو زهر دان          گر به تو لطفی کند آن قهر دان

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، دشمنان حقیقت، دشمن حقیقت، اهل حق، دام و دانه، انسان های ساده لوح، دام دشمن، مرغ جان، قفس، صیاد نفس، هواهای نفسانی، تحریکات شیطانی، پرواز جان، دشمن انسان، باز شکاری، خواسته های حیوانی، خواسته های زودگذر، طمع، سخن دوستانه، آنتی ویروس نود 32، nod 32،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : سه شنبه 7 آذر 1391 | 01:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

همت مضاعف علامه حسن زاده آملی به نقل از شاگردشان استاد صمدی آملی:

باید اهل همت بود ، استاد عظیم الشأن ما ( علامه حسن زاده آملی ) می فرمود :

آن زمان كه در تهران بودم ، به دلیل مشكلاتی ماهها در انباری كوچكی از پشت بام خانه ای ، با زن و فرزندانم به اجاره نشسته بودم اما در آن مدت حتی یك ساعت از درس هیئتم را تعطیل نكردم ....

علامه حسن زاده آملی

در جای دیگر می فرمودند :

13 سال ، هر روز بعد از نماز صبح ( بین الطلوعین ) برای درس خدمت علامه شعرانی می رسیدم ، بعد از طلوع آفتاب هم كلاس دوم شروع می شد ، عده ای می رفتند و عده ای دیگر می آمدند ، اما من می نشستم و تا اذان ظهر ، حدود هفت ساعت خدمتشان بودم و كسب معارف می كردم ، اما باز دلم آرام نمی گرفت و به همراه ایشان به مسجد می رفتم و نماز می خواندم و دوباره تا دم خانه با ایشان می آمدم تا شاید بتوانم در راه هم كُد و رمزی از ایشان بگیرم.

بعد می فرمودند :

برای این كه مبادا از صبح تا ظهر ، نیازی به رفع حاجت پیدا كنم و مبادا ناچار شوم – مثلا – به آقایم بگویم : « دستشویی منزل شما كجاست؟ » در این 13 سال بطور کامل نه شب شام خوردم و نه صبح صبحانه !

منبع: وبلاگ مهاجر





طبقه بندی: آشنایی با شخصیتهای برجستة اسلام و ایران، معرفتی و دینی،
برچسب ها: همت مضاعف علامه حسن زاده آملی، استاد صمدی آملی، اهل همت، تهران، درس هیئت، نماز صبح، بین الطلوعین، علامه شعرانی، اذان، مسجد، آنتی ویروس نود 32، NOD 32،

تاریخ : سه شنبه 7 آذر 1391 | 12:40 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

می گفت: مراسم عزاداری امام حسین علیه السلام نباید به مسائل سیاسی آمیخته شود!
پرسیدم: سیاست بازی یا سیاسی ؟
گفت: اساساً این مراسم باید از مسائل سیاسی دور باشد!
گفتم: مگر امام حسین علیه السلام و یارانش در تصادف اتومبیل و یا در سانحه سیل و زلزله كشته شده اند؟!!!
سیاست به مفهوم واقعی آن اداره امور جامعه است و بنی امیه برای پیشگیری از حاكمیت حضرت كه عدالت پرور و در تضاد با حاكمیت ظالمانه و اشرافی آنان بود، آن حضرت را به شهادت رساندند، بنابراین، اگر در عزای آن بزرگوار بر ضرورت مبارزه با سلطه گران تاكید نشود و از نیاز به حاكمیت اسلام كه خواسته حضرت بود سخنی به میان نیاید، مراسم و مجالس سوگواری و عزاداری آن امام مظلوم و شهید آنگونه كه باید، برپا نشده است.
منبع: وبلاگ مهاجر




طبقه بندی: امام حسین (ع)، کربلا و محرم،
برچسب ها: امام حسین (ع)، مراسم عزاداری امام حسین (ع)، سیاست بازی، عزاداری امام حسین (ع) + سیاست، سیل، زلزله، سانحه تصادف، شهید، مجالس سوگواری امام حسین (ع)، مجلس عزای امام حسین (ع)، مبارزه با سلطه گران، مبارزه با ظلم، شهادت، اداره امور جامعه، حاکمیت اسلام، بنی امیه، امام حسین (ع) و سیاست، حاکمیت عدل، عدالت، حاکمیت ظالمانه، حاکمیت اشرافی، ماه محرم، آنتی ویروس نود 32، NOD 32،
دنبالک ها: مهاجر،

تاریخ : سه شنبه 7 آذر 1391 | 12:30 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

در گلستان شهدای انقلاب اسلامی، گل‌های كمیابی وجود دارند كه تنها با تفحص و جستجوی فراوان به چشم می‎آیند. شهید كمال كورسل نیز از آن گل‎های نادری است كه به نفس حق باغبان انقلاب اسلامی‎، در گلستان اسلام ناب محمدی رویید و در معركه دفاع مقدس پرپر شد.

شهید کمال کورسل

یك نفر بود مثل آدم‌های دیگر، موهایی داشت بور با ریشی نرم و كم‎پشت و سنی حدود هفده سال. پدرش مسلمان بود و از تاجرهای مراكش و مادرش، فرانسوی و اهل دین مسیح. "ژوان " دنبال هدایت بود. در سفری با پدرش به مراكش رفت و مسلمان شد.
محال بود زیر بار حرفی برود كه برای خودش،‌ مستدل نباشد و محال بود حقی را بیابد و بااخلاص از آن دفاع نكند. در نماز جمعه اهل سنت پاریس، سخنرانی‌های حضرت امام را كه به فرانسه ترجمه شده بود، پخش می‌كردند. یكی از آنها را گرفت و گوشه خلوتی پیدا كرد برای خواندن، خیلی خوشش آمد و خواست كه بازهم برای او از این سخنرانی‌ها بیاورند.
بعد از مدتی، رفت و‌آمد "ژوان كورسل " با دانشجوهای ایرانی كانون پاریس، بیشتر شد. غروب شب جمعه‌ای، یكی ازدوستانش "مسعود " لباس پوشید برود كانون برای مراسم، "ژوان " پرسید: "كجا می‌ری؟ " گفت: "دعای كمیل " ژوان گفت: "دعای كمیل چیه؟! ما رو هم اجازه می‌دی بیاییم! " گفت: "بفرمایید " .
چون پدرش مراكشی بود، عربی را خوب می‌دانست. با "مسعود " رفت و آخر مجلس نشست. آن شب "ژوان " توسل خوبی پیدا كرد. این را همه بچه‌ها می‌گفتند.
هفته آینده از ظهر آمد با لباس مرتب و عطرزده گفت: "بریم دعای كمیل ".
گفتند: "حالا كه دعای كمیل نمی‌روند "؛ تا شب خیلی بی‌تاب بود.
یك روز بچه‌های كانون، دیدند "ژوان " نماز می‌خواند، اما دست‌هایش را روی هم نگذاشته و هفته بعد دیدند كه بر مُهر سجده می‌كند. "مسعود " شیعه شدن او را جشن گرفت.
وقتی از "ژوان " پرسید: "كی تو رو شیعه كرد؟ " او جواب داد: "دعای كمیل علی(ع) ".
گفت: "می‌خواهم اسمم رو بذارم علی ".
"مسعود " گفت: "نه، بذار شیعه بودنت یه راز باشه بین خودت و خدا با امیرالمؤمنین(ع). "
گفت: "پس چی؟ "
ـ "هرچی دوست داری "
گفت: "كمال "
چه اسم زیبایی، برای خودش انتخاب كرد. مسیحی بود. شد مسلمان اهل سنت و بعد هم شیعه، در حالی كه هنوز هفده بهار از عمرش نگذشته بود.
مادرش، خیلی ناراحت بود. می‌گفت: "شما بچه منو منحرف می‌كنید ".
بچه‌ها گفتند: "چند وقتی مادرت را بیار كانون " بالاخره هم مادرش را آورد. وقتی دید بچه‌ها، اهل انحراف و فساد نیستند، خیالش راحت شد.
كتابخانه كانون، بسیار غنی بود. "كمال " هم معمولاً كتاب می‌خواند. به خصوص كتاب‌های شهید مطهری.
خیلی سؤال می‌كرد. بسیار تیزهوش بود و زود جواب را می‌گرفت، وقتی هم می‌گرفت ضایع نمی‌كرد و به خوبی برایش می‌ماند.
یك روز گفت: "مسعود! می‌خوام برم ایران طلبه بشم ".
ـ "برو پی كارت. تو اصلاً نمی‌توانی توی غربت زندگی كنی. برو درست را بخوان. " آن زمان دبیرستانی بود.
رفت و بعد از مدتی آمد و گفت: "كارم برای ایران درست شد. رفتم با بچه‌ها، صحبت كردم. بنا شده برم عراق. از راه كردستان هم قاچاقی برم قم. " با برادرهای مبارز عراقی رفاقت داشت.
مسعود گفت: "تو كه فارسی بلد نیستی، با این قیافه بوری هم كه داری، معلومه ایرانی نیستی!
خیلی اصرار داشت. بالاخره با سفارت صحبت كردند و آنها هم با قم و در مدرسه حجتیه پذیرش شد. سال شصت و دو ـ شصت و سه بود.
ظرف پنج ـ شش ماه به راحتی فارسی صحبت می‌كرد.
اجازه نمی‌داد یك دقیقه از وقتش ضایع شود. همیشه به دوستانش می‌گفت: "معنا ندارد كسی روی نظم نخوابد؛ روی نظم بیدار نشود. "
خیلی راحت می‌گفت: "من كار دارم. شما نشستید با من حرف بزنید كه چی بشه! برید سر درستون. من هم باید مطالعه كنم. "
یك كتاب "چهل حدیث " و "مسأله حجاب " را به زبان فرانسه ترجمه كرد.
همیشه دوست داشت یك نامی از امیرالمؤمنین(ع) روی او بماند. می‌گفت: "به من بگید ابوحیدر، این آن رمز بین علی(ع) و من هست. "
یك روز از "مدرسه حجتیه " زنگ زدند كه آقا پایش را كرده توی یك كفش كه من زن می‌خواهم. هرچه می‌گوییم حالا اجازه بده چندسالی از درست بگذره، قبول نمی‌كند.
مسعود گفت: "حالا چه زنی می‌خواهی؟ "
گفت: "نمی‌دونم، طلبه باشد، سیده باشد، پدرش روحانی باشد، خوشگل باشد. "
مسعود هم گفت: "این زنی كه تو می‌خوای، خدا توی بهشت نصیبت می‌كند. "
هرچه توجیهش كردند، فایده نداشت.
"مسعود " یاد جمله‌ای از كتاب حضرت امام افتاد كه توصیه كرده بودند "طلبه‌ها، چند سال اول تحصیل را اگر می‌توانند، وارد فضای خانوادگی نشوند. "
رفت كتاب را آورد. گفت: "اصلاً به من مربوط نیست، ببین امام چی نوشته. "
جمله را كه خواند، كتاب را بست. سرش را انداخت پایین. فكر كرد و فكر كرد. بعد از چند دقیقه سكوت گفت: "باشه ".
خیلی به حضرت امام ارادت داشت. معتقد بود فرامین ولی فقیه، در واقع، دستورات اهل بیت(ع) است.
هروقت‌ ما گفتیم: "امام " می‌گفت: "نه! حضرت امام ".
یك روز رفت پیش مسعود و گفت: "می‌خواهم برم جبهه " ایام عملیات مرصاد بود.
مسعود گفت: "حق نداری " .
گفت: "باید برم ".
مسعود: "جبهه مالی ایرانی‌هاست؛ تو برو درست رو بخوان ".
گفت: "نه! حضرت امام گفتند واجب است. "
فردای آن روز، رفته بود لشگر بدر و به عنوان بسیجی، اسم نوشته بود و رفت عملیات مرصاد. هنوز یك هفته نشده بود كه خبر شهادتش را آوردند. آن موقع، تقریباً بیست و چهار سال داشت.
از زمان بلوغش تا شهادت هشت ـ نه سال بیشتر عمر نكرد، ولی هرروز یك‌قدم جلوتر بود. مسیحی بود، سنی شد، و بعد شیعه مقلد امام شد و مترجم و بالاخره رزمنده.
چقدر راحت این قوس صعودی را طی كرد، چقدر سریع.
كمال، آگاهانه كامل شد و در یك كلام، بنده خوبی شد.
یكی از دانشجویان ایرانی مقیم فرانسه می‌گوید: اگر "كمال كورسل " شهید نمی‌شد، امروز با یك دانشمند روبه‌رو بودیم، شاید با روژه‌ گارودی دیگر!
كمال عزیز! ریشه‌های باورت در ضمیر ما، تا همیشه سبز باد!

راوی : سید مسعود معصومی

ویژه‌نامه سی سالگی دفاع مقدس در خبرگزاری فارس

با تشکر از وبلاگ مهاجر



طبقه بندی: شهید و شهادت و شهدا،
برچسب ها: شهیدی از فرانسه، شهید، شهادت، شهدا، دفاع مقدس، هشت سال دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، گلستان شهدای انقلاب اسلامی، شهدای غیر ایرانی در جنگ تحمیلی، هشت سال جنگ تحمیلی، شهید کمال کورسل، باغبان انقلاب اسلامی، گلستان، اسلام ناب محمدی، جنگ، جبهه و جنگ، مراکش، دین مسیح، اخلاص، نماز جمعه، اهل سنت، پاریس، امام خمینی (ره)، فرانسه، شهید ژوان کورسل، دانشجوهای ایرانی کانون پاریس، شب جمعه، دعای کمیل، عطر، شیعه، امام علی (ع)، امیرالمومنین (ع)، شهدای مسیحی، شهدای اقلیتهای مذهبی، شهید مرتضی مطهری، کتابهای شهید مطهری، غربت زندگی، زبان فارسی، مدرسه حجتیه قم، عراق، دختر خوشگل، دختر سیده، بهشت، طلبگی، اهل بیت (ع)، عملیات مرصاد، لشگر بدر، روژه گارودی، خبرگزاری فارس، بسیجی، دانشجویان ایرانی مقیم فرانسه، آنتی ویروس نود 32، NOD 32،
دنبالک ها: مهاجر،

تاریخ : سه شنبه 7 آذر 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

گر وظیفه بایدت ره پاک کن          هین بیا و دفع آن بی باک کن

اگر می خواهی که رزق و روزی مادی و معنوی تو به صورت مستمر و جاری دریافت شود، راه چاره آن است که موانع راه برداشته شود و جویبار جان پاکیزه گردد. اگر کشاورزی بخواهد آب را به کشتزارهای خود برساند و آنها را سیراب سازد، ابتدا باید مسیر جاری شدن آب را از خس و خاشاک پاک کند تا آب زلال بدون مانع به زراعت او سرازیر شود و آن را خرّم و بانشاط گرداند.

انسان طالب نیز باید مسیر نورانی شدنِ جان را با زدودن هواهای نفسانی و خصلت های شیطانی پاکیزه کند، تا لطف خداوند در جویبار جان او جریان یابد و کشتزارهای دل او با معارف الهی آبیاری شود. او باید شیر بی باک نفس را از میان بردارد زیرا تا زمانی که نفس مهاجم و خشمگین، راه را بر سالک طریق حقیقت سد کرده است، امکان راهیابی به عالم شهود و دریافت معانی ژرف، و سیراب شدن از دریای جود و کرم حق وجود ندارد.

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، رزق و روزی، عالم شهود، معارف الهی، خصلتهای شیطانی، سالک طریقت، نفس اماره، کشاورزی، خس و خاشاک، هواهای نفسانی، دریای جود و کرم، جویبار جان، آنتی ویروس نود 32، nod 32،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : دوشنبه 6 آذر 1391 | 12:29 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

« سخنان امام حسین (ع) »

« قسمت دوم »

« لذت دنیا »

امام حسین(ع):

ای اهل لذتهای ناپایدار دنیا! (بدانید كه) فریفته شدن به سایة ناپایدار، ساده لوحی و (كم عقلی) است.

ص928

« بخشش »

امام حسین(ع):

آنگاه كه دنیا، در حق تو جوانمردی نمود و به تو روی آورد، تو همه آنرا- پیش از آنكه از دستت برود- بر مردم ببخش.

نه بخشش تو، آن را (هر گاه روی آورد) از بین می برد و نه بخلِ تو (هرگاه پشت كند) آنرا نگه می دارد.

ص919

« ناتوان ترین مردم »

امام حسین(ع):

ناتوان ترین مردم، كسی است كه از دعا كردن نیز واماند و بخیل ترین مردم، كسی است كه در سلام دادن نیز بخل ورزد.

ص860

« استدراج »

امام حسین(ع):

غافلگیری و استدراج خدای سبحان بندة خود را به این است كه: نعمتهای خود را بر او، سرشار سازد و توفیق شكر آنها را، از او بگیرد.

ص860

« نشانه های خائن و بدكار »

امام حسین(ع):

درستكار آسوده است؛ بی گناه بی باك است؛ خیانتكار ترسان است؛ و بدكار هراسان است؛ هر گاه آشفتگی و بلا بر عاقلی روی آورد، اندوه خود را با دور اندیشی می زداید؛ و برای چاره جویی درِ خانة عقل را می كوبد.

ص815

« نشانه های دانا و نادان »

امام حسین(ع):

از نشانه های اسباب قبولی اعمال، همنشینی با خردمندان است و از نشانه های اسباب نادانی، كشمكش با نابخردان است و از نشانه های دانا، نقادی او از گفتار خود و آگاهی او، از اسرار آرای گوناگون است.

ص816

« پاداش عبادت »

امام حسین(ع):

هر كس، خدا را آنگونه كه حق پرستش اوست، بپرستد؛ خدا (از فیض خود) به او، بالاتر از آرزوها و كفایتش، ارزانی دارد.

ص822

« بهترین عبادت »

امام حسین (ع):

جمعی، خدا را از شوق بهشت می پرستند؛ این عبادت سوداگران است و گروهی، خدا را از بیم دوزخ می پرستند؛ این عبادت بردگان است و مردمی هم، خدا ر از روی شكر و قدرشناسی و شوق می پرستند؛ این عبادت آزادگان و بهترین عبادت است.

ص822

« ادب چیست؟ »

امام حسین(ع):

ادب این است كه از خانة خود، بیرون آیی و با هیچ كس برخورد نكنی، مگر اینكه او را برتر از خود ببینی.

ص824

« تسلیم در برابر گزینش خدا »

امام حسین(ع):

هر كس به نیك گزینی خدا، برای خود مطمئن شود، جز آنچه خدا برایش گزیده و پیش آورده است، آرزو نمی كند و نمی طلبد.

ص821

« اوصاف مومن »

امام حسین(ع):

حقا كه مومن، خدا را حافظ و ناظر خود گرفته و گفتار او را آیینة خود گزیده است؛ گاهی در اوصاف مومنان كه در كلام الهی آمده؛ چشم می دوزد و زمانی در ویژگیهای سركشان؛ می نگرد.

از این رو، بهره بری او از كلام خدا؛ در لطایف و حقایق و اسرار آن؛ اندر است و در ژرفای معرفت خود، غوطه ور است؛ از هوشمندی خود، در بلندای یقین، جایگزین است و در پاكی و پاكداشت خود، استوار است.

ص820

« شریف ترین مردم »

امام حسین(ع):

شریف ترین مردم كسی است كه پیش از اندرز دیگران، خود پند گیرد و پیش از بیدار باش دیگران، خود بیدار شود.

ص816

« صفتهای زیبا »

امام حسین(ع):

هر كس این پنج چیز را نداشته باشد از زندگی خود چندان بهره ای نمی برد: عقل، دین، ادب، شرم و خوش خلقی.

ص816

« درخواست ادب نكردن با بلا »

امام حسین(ع):

بارالها! مرا با احسانِ خود كه همراه با ناسپاسی و غفلتم از گناهان می باشد، آرام آرام به شقاوت میفكن و با حوادث ناگوار و گرفتاریها، مرا تادیب مفرما.

ص860

 

« انحطاط انسان »

امام حسین(ع):

ننگ آدمی را همین بس كه او را ببینی، از مقام بلند انسانیت، به پستی و سقوط و تباهی، فرود آید.

آنچنان كه بر كارهای ناشایست، آزمند باشد و بر كارهای شایسته بی میل و بی نشاط.

ص926

« در نكوهش فزونی مال »

امام حسین(ع):

هر چند به اموال ثروتمند افزوده شود، حزن و گرفتاری او، فزون خواهد شد.

می شناسیم تو را ای دنیا! ای آنكه محبت تو ناگواركنندة زندگیست! و ای سرای هر فناپذیر و هر فرسوده!

ص932

« در پایداری »

امام حسین(ع):

ای نفس شكیبا باش كه رسیدن به خواسته ها، پس از تشنگی است و حقا كه جان من، در جهاد شتاب یافته است.

ص924

« فریب مال دنیا خوردن »

امام حسین(ع):

ما و هر كه در دنیاست، مانند مسافرانی هستیم كه كوچ شتابان ما نزدیكست.

از سرانجام دنیا، آنچنان بی خبریم كه گویی، آن را با آن همه تبریك گفتنها و تسلیت دادنها، نیازموده ایم و ندانسته ایم كه هیچ جای ماندن و درنگی در آن نیست و هیچ كژی و انحراف از سیر پیوستة آن جز عبور وجود ندارد.

ص923

منبع: کتاب فرهنگ جامع سخنان امام حسین (ع)

تدوین: گروه حدیث پژوهشكدة باقرالعلوم

زیر نظر سازمان تبلیغات اسلامی




طبقه بندی: سخنان امام حسین (ع)، معرفتی و دینی،
برچسب ها: امام حسین (ع)، سخنان امام حسین (ع)، فرهنگ جامع سخنان امام حسین(ع)، نصایح امام حسین (ع)، کلامی از امام حسین (ع)، پندهایی از امام حسین (ع)، لذت دنیا، ساده لوحی، کم عقلی، جوانمردی، بخشش، بخل، ناتوان ترین مردم، دعا، بخیل ترین مردم، سلام کردن، استدراج، توفیق شکرگذاری، نشانه های خائن، نشانه های دانا، نشانه های نادان، نشانه های قبول اعمال، همنشینی با خردمندان، آگاهی، پاداش عبادت، حق پرستش خدا، آرزوها، بهترین عبادت، عبادت سوداگران، قدرشناسی، عبادت بردگان، عبادت آزادگان، بیم دوزخ، ادب چیست؟، تسلیم در برابر خدا، اوصاف مومن، کلام الهی، ژرفای معرفت، بلندای یقین، حقایق اسرار، شریفترین مردم، پند و اندرز، صفات زیبا، خوش خلقی، زندگی، ناسپاسی، غفلت از گناه، شقاوت، انحطاط انسان، سقوط انسان، مقام انسانیت، کارهای شایسته، حوادث ناگوار، پایداری، محبت، حزن، در نکوهش مال، تشنگی، جهاد، فریب دنیا، کژی و انحراف، آنتی ویروس نود 32، nod 32،

تاریخ : دوشنبه 6 آذر 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

بحر کو آبی به هر جو می دهد          هر خسی را بر سر و رو می نهد

دریادل بودن و وسعت طبع و ظرفیت داشتن، از سرمایه های ارزشمندی است که اگر انسان بدان مجهز شود، همچون دریا بی دریغ و بدون چشمداشت بخشنده می شود و از ناملایمات و فراز و فرودها نمی هراسد و از بدی های دیگران دلگیر و عبوس نمی شود. دریا از وسعت طبع خود آب را به جویبارها سرازیر می سازد و از سر تواضع و فروتنی هر خس و خاشاکی را بر سر خود می نهد و گرامی می دارد.

انسانی که صفت و خوی دریایی یافته است، از کژی های دیگران غمگین نمی شود. طعن و نیش آنان را به جان می خرد و فروتنی نشان می دهد و خموشانه همۀ ناخوشایندی ها را در خود هضم می کند. بخشنده بودن او از بزرگواری اش نمی کاهد. او مانند دریایی است که کریمانه در جویبارها سرازیر می شود و دیگران را از خیر و برکت وجود خود بهره مند می سازد.

کم نخواهد گشت دریا زین کرم          از کرم دریا نگردد بیش و کم

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، دریا، بحر، وسعت طبع، دریا دل، تواضع و فروتنی، فروتنی و تواضع، بزرگواری، خیر و برکت، بخشندگی، ناملایمات زندگی، آنتی ویروس نود 32، nod 32،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : یکشنبه 5 آذر 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

مرغ بی وقتی سرت باید برید          عذر احمق را نمی شاید شنید

در فرهنگ ما خروس بی محل به کسی گفته می شود که آنجا که باید سکوت کند سخن می گوید و فضای آرام را می شکند. خروس بی وقت که نیمه شب آواز می خواند و خواب مردمان را آشفته می کند، سر می برند و اینگونه مزاحمت او را رفع می کنند. انسان احمق نیز همانند مرغی است که بی هنگام سخن می گوید. و لذا سخن او برای عاقلان و خردمندان شنیدنی نیست و عذر او نیز شایستۀ پذیرش نمی باشد. چرا که عذر نادان از جرم و گناه او ناپسندتر است و بهانه هایش چونان زهری است که علم و دانش را تباه می سازد. در مجالس، بی وقت سخن می گوید و رشتۀ کلام را می دزدد و گوینده را از ادامۀ سخن باز می دارد و بدین سان مردمان را از شنیدن سخنان ناب محروم می کند.

عذر احمق بدتر از جرمش بود          عذر نادان زهر دانش کُش بود

چه بسیار انسانها که از بی هنگام سخن گفتنِ احمقان به خسارت های جبران ناپذیری در افتاده اند و به قتل و کشتار گرفتار آمده اند.

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، احمق، مرغ، سخن بی وقت، سخنان ناب، قتل و کشتار، علم و دانش، انسان احمق، خروس بی محل، سکوت، عاقل و خردمند، سخن بی هنگام، گناه، فرهنگ، آنتی ویروس نود 32، nod 32،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : شنبه 4 آذر 1391 | 01:41 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«سرباز کوی عترت»

نام من سرباز کوی عترت است

 

دوره‌ی آموزشی ام هیئت است

 

پادگانم چادری شد وصله دار

 

سردرش عکس علی با ذوالفقار

 

ارتش حیدر محل خدمتم

 

بحر جانبازی پی هر فرصتم

 

نقش سردوشی من یا فاطمه است

 

قمقمه ام پر ز آب علقمه است

 

اسم رمز حمله ام یاس علی

 

افسر مافوقم عباس علی

 

گرچه شد فرمانده ام غائب ولی

 

دلخوشم بر نائبش سید علی

 




طبقه بندی: امام حسین (ع)، کربلا و محرم، درباره سید علی،
برچسب ها: جانبازی، سید علی، ذوالفقار، دوره آموزشی، ارتش حیدر، هیئت، سرباز، علقمه، عباس، سردوشی، پادگان، کوی عترت، کربلا، شعر در باره کربلا، شعر درباره محرم، شعر درباره عاشورا، شعر درباره امام حسین (ع)، امام علی (ع)، آنتی ویروس نود 32، nod 32،

مهمترین دلایل قمه زنی از دیدگاه موافقان

و پاسخ به آنها

مدعیان قمه زنی برای اثبات جواز قمه زنی خود به دلایلی استدلال می کنند که در اینجا به نقد بررسی این دلایل پرداخته می شود :

دلیل اول از دلایل قمه زنی در قسمت «افسانه سر به محمل کوبیدن حضرت زینب (س)» که در همین وبلاگ موجود است آمده است.

دوم: جزع برای امام حسین (ع)

قمه زنان با استناد به این موضوع ، قمه زنی را از مصادیق جزع و عزاداری می دانند چون جزع و عزاداری برای امام حسین از شعائر الهی است پس قمه زنی نیز به تبع آن جایز و حتی مستحب است.

 

ولی باید دانست که هر فعل و شیئی دارای تعریف و محدوده مشخصی می باشد که این تعریف یا از ناحیه شرع مقدس معین شده و یا عقل و عرف برای آن محدوه معین می نماید . در اینجا نیز باید محدوده عزاداری توسط شرع یا عقل معین گردد . امام خمینی (قدس سره) در این باره چنین می گویند:

 

 " در اینجا هم باید در خصوص عزاداری و مجالسی که به نام امام حسین (ع) بر پا می شود سخنی بگویم . ما و هیچ یک از دینداران نمی گوییم که با این مراسم ، هر کسی هر کاری می کند خوب است . چه بسا علمای بزرگ و دانشمندان ، بسیاری از این کارها را ناروا دانسته و از آن جلوگیری کرده اند"

(کشف الاسرار ، ص 173)

 

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: قمه زنی،
برچسب ها: قمه زنی، دلایل قمه زنی، امام حسین (ع)، حضرت زینب (س)، نقد و برسی قمه زنی، شعائر الهی، عزاداری امام حسین (ع)، امام خمینی، علمای بزرگ اسلام، دانشمندان، کشف الاسرار، امام محمد باقر (ع)، نوحه، صبر، جابر بن عبد الله انصاری، طرفداران قمه زنی، امام صادق (ع)، توبه و استغفار، شهید ثانی، مسالک الافهام، شیخ صدوق، مصباح الفقیه، آقا رضا همدانی، آیت الله گلپایگانی، سید احمد خوانساری، جامع المدارک، اسلام، نماز، کفاره، اهل بیت (ع)، پیامبر اکرم (ص)، جواهر الکلام، امام سجاد (ع)، زنان فاطمی، سید محمد حسن نجفی، حضرت علی (ع)، کامل الزیارات، عبدالمطلب، نافرمانی خدا، اللهوف، انسانیت، شهادت، رسالت، دشمنی با ائمه (ع)، مواسات و همدردی، سید الشهداء، حفظ اسلام، محرمات اسلام، علامه سید محسن امین، تقوا، در سایه آفتاب، زیارت ناحیه مقدسه، ندبه، دستجات عزاداری، امام زمان (عج)، حکم قمه زنی، شب عاشورا، مصیبت امام حسین (ع)، قیام عاشورا، آنتی ویروس نود 32، nod 32،

تاریخ : شنبه 4 آذر 1391 | 09:20 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

نقش استکبار در ترویج و بهره برداری از قمه زنی

انگلیسی‌ها از جهل و سادگی شیعه و عشق زیاد آنان به امام حسین (ع) سوء استفاده کردند و قمه و شمشیر زنی بر پیشانی را جعل کرده و به آنان آموختند.(2) سفیر انگلیس در بغداد بعد از جنگ دوم جهانی مقدار زیادی قمه و پارچه‌ای سفید برای استفاده در مراسم قمه زنی اهدا نمود. (3)

استعمار انگلیس می‌خواست ثابت کند کشورهایی اسلامی که به آن صورت وحشیانه در خیابان‌ها ظاهر می‌شوند، احتیاج به ولیّ و قیمّی دارند که آنان را از جهل و توحش موجود برهاند. در نتیجه، عکس و تصاویر دسته‌های عزاداریی که در روز عاشورا با زنجیر به پشت خود نواخته و با شمشیر و قمه برسر خود می‌کوفتند و خون‌های جاری شده در نتیجه‌ی این جریانات، در روزنامه‌های بریتانیا و اروپا به چاپ می‌رسید؛ و سیاست‌مداران استعمارگر با چاپ این تصاویر، استعمارِ این کشورها را به عنوان ضرورت انسانی اعلام می‌کردند که می‌توانند مردم آن کشورها را از جهل و توحش رهانیده و به جاده تمدن و تقدم رهنمون سازند.

نقل شده است، هنگامی که « یاسین هاشمی» نخست وزیر عراق در عهد استعمار انگلیس برای گفتگو جهت پایان دادن استعمار، به لندن رفته بود، انگلیسی‌ها به او گفتند: ما به خاطر کمک به مردم عراق به آنجا آمده ایم تا آنان را از توحش و حماقت خارج ساخته و مزه سعادت را به آنان بچشانیم! این سخن، خشم یاسین هاشمی را برمی‌انگیزد و باعث می‌گردد با عصبانیت از جلسه خارج شود؛ اما انگلیسی‌ها از او عذر خواهی کرده و او را به دیدن فیلمی مستند از عراق دعوت می‌کنند. این فیلم که از هیئت‌های حسینی به راه افتاده در خیابان‌های نجف، کربلا و کاظمین تهیه شده بود، حاوی مشاهد مهیب و نفرت آور از شمشیر کوبی و قمه زنی مردمِ عزادار بود. گویی انگلیسی‌ها می خواستند بگویند: « آیا مردمان روشنفکر که از تمدن بویی برده اند، با خود چنین می کنند؟!»(ع)

شهید هاشمی نژاد در مورد آثار سوء قمه زنی می‌نویسد: دانشجوی آلمانی به علت آن‌که منظره قمه زدن را در یک فیلم تلویزیونی دیده بود و دشمنان اسلام، آن را به عنوان « یکی از دستورات اسلامی که باید یک مسلمان واقعی آن را اجرا کند» معرفی کرده بودند، تا مدت‌ها حاضر نبود مسلمان شود و اسلام را بپذیرد...،(5)


ادامه مطلب

طبقه بندی: قمه زنی،
برچسب ها: ترویج قمه زنی، قمه زنی، شهید هاشمی نژاد، خرافه گرایی در آیین عزاداری، استعمار انگلیس، درسی که حسین به انسانها آموخت، دستورات اسلام، شیعه، عشق به امام حسین (ع)، کربلا، کاظمین، نجف، لندن، دشمنان اسلام، جنگ جهانی دوم، بریتانیا، اروپا، مجله حوزه، هیئتهای حسینی، بازتابهای قمه زنی در افکار عمومی، بازتاب قمه زنی در رسانه های بین المللی، آنتی ویروس نود 32، nod 32،

تاریخ : شنبه 4 آذر 1391 | 09:15 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

قمه چیست ؟ قمه زن کیست ؟

قمه نام سلاحی است شبیه شمشیر اما کوتاهتر و پهنتر بدون انحنا و کجی ، و به هر کسی که با این سلاح در روز عاشورا سر خویش یا دیگران را مجروح می سازد " قمه زن " ، و به این عمل " قمه زنی " می گویند.

کسانی که می خواهند صبح روز عاشورا " قمه " بزنند ، در شب عاشورا قمه خود را تیز کرده و در جلسه عزاداری به نام " مشق قمه " شرکت می کنند و در صبح عاشورا بعد از نماز صبح سر برهنه، پا برهنه و کفن پوش قمه ها را در دست گرفته از پهنا به سر می زنند و با نوحه خوانی و گفتن " حیدر ، حیدر " آماده قمه زنی می شوند . استــــاد قمـــه زن با زدن دو - سه ضربه سر افراد را مجروح ساخته و سپس آنها از پهنای قمه بر روی زخم زده و حسین - حسین می گویند ، بعضی افراد نیز که خود توان قمه زدن را دارند به دلخواه خویش با ضرباتی سر خویش را مجروح ساخته و گاهی آنقدر قمه می زنند تا از هوش بروند.

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: قمه زنی،
برچسب ها: قمه، قمه زنی، ایرانیان و عزاداری عاشورا، عزاداری عاشورا، مظفر الدین شاه، ایران، دوره صفویه، دوره زندیه، عزاداری سنتی، عزاداری سنتی شیعیان، روضه خوانی، تعزیه، عصر صفوی، زنجیر زنی، سبکهای عزاداری، دوره قاجاریه، پیر لوتی، قطره خون، امام حسین (ع)، شمر بن ذی الجوشن، چادر، شهیدان کربلا، اطفال کربلا، اطفال کشته شده در کربلا، شاه صفی، عزاداری مردم تبریز، دراویش، صوفیه، عزاداری در زمان صفویه، خواستگاه دراویش، سینه زنی، عزاداری در هند، روضه الشهدا، عزاداری عربها، فتاوای علما در باب قمه زنی، تاریخچه قمه زنی، سیر تاریخی قمه زنی، قمه زنی در دوره قاجار، قمه زنی در عصر صفوی، شاه عباس اول، استاد یوسفی غروی، تاریخ نگاری عاشورا، تحریفات عاشورا، پیترودلاواله، عزاداری امام حسین (ع)، روز عاشورا، فدائیان قزلباش، تاریخ شاه عباس کبیر، نصر الله فلسفی، صبح عاشورا، شب عاشورا، مشق قمه، قمه چیست؟، آنتی ویروس نود 32، nod 32،

تعداد کل صفحات : 4 :: 1 2 3 4

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic